تبلیغات
ایران نیوز

خبر گزاری جوانان ایران - آینه

ایران نیوز 3 - اولین روز نامه الكترونیكی و سایت حقوق بشر و محیط زیست در ایران و اولین سایت خبری و تحلیلی

تاریخ:شنبه 15 اسفند 1383-01:26 ق.ظ

http://irannews3.ir/

ایران نیوز http://s3.picofile.com/file/7955842903/aksgif_mihanblog_com_welcome_%D8%AE%D9%88%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_244.gifhttp://www.axgig.com/images/15838709787561640201.gif

اعلامیه جهانی حقوق بشر

منشور حقوق بشر جهانی - کوروش كبیر

صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟

یادبود 10 میلیون كشته های ایرانی- جنگ جهانی اول در تهران(هوكاست ایرانی )

مهدی رحیم پور خطبه سرا-قهرمان ورزشی بین المللی ( آستارا )

مشاهیر و چهر های ماندگارایران

دكتر محمد علی هالو شاعر و نویسنده و مستندساز و اولین وبلاگ نویس ایرانی

كتاب های اسماعیل اسدی دارستانی


دكتر محمد علی هالو مدیر و سردبیر درد نیوز
اولین رو زنامه تخصصی حقوق بشر و محیط زیست فارسی زبان در جهان تاسیس 1379
تحت پوشش شركت تعاونی مستند سازان نور


ایران نیوز ..اولین روز نامه تخصصی حقوق بشر و محیط زیست در ایران .. اولین روزنامه الكترونیكی خبری و تحلیلی و تفسیر ایران و جهان در شمال ایران---
تاسیس 1379....وابسته به شركت تعاونی مستند سازان نور
- ایران نیوز 

مشاهیر و چهر های ماندگار بندر استارا و لوندویل ...

مشاهیر، چهر‌های ماندگار تالشان ایران

مشاهیر، چهر‌های ماندگار گیلان





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سازمان ملل نیاز به اصلاحات كلی دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم 5 كشور یعنی دیكتاتور ی

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:47 ب.ظ

سازمان ملل  اصلاحات كلی نیاز  دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم  5 كشور  یعنی دیكتاتور ی
 
واقعا جای سوال است..در سازمان مللی كه تمام ملل د آن عضو هستند  همانند مجلس شورای ملی شاهنشاهی است كه مردم انتخاب می كنند  و شورای امنیت همانند مجلس سنا كه از 60 نفر  آن30  توسط مردم و 30 نفر توسط توسط شاه دیكتاتور...حتی انتخاب دبیركل  بدون توافق شورای امینت سازمان ملل غیر ممكن است و در منشور سازمان ملل شورای امنیت بعنوان دایه یا قیم جهان كا ر می كند...دبیركل بجای شاه است كه بدون شورای امنیت هیچ قدرتی ندارد ..بنظر من ساختار قانون اساسی مشروطه همانوریكه ازانگلیس و فرانسه گرفته شده است ..منشور سازمان ملل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل از قوانین مشروطه انگلیس و بعضی قوانین ناقض فرانسه گرفتهش ده است. در تاسیس سازمان ملل كه اكثر كشورها شاهان و دیكتاتورهای بی مغز و بدون فكر و خون ریز داشتند و از سیاسیت سر نمی آوردند یا خیلی از كشورها تحت استعمار بیشتر انگلیس و بقیه فرانسه و آمریكا ،شوروی و چین قرار داشتند   سازمان ملل دست این چند كشور بود و امپرطوری عثمانی شكست خورده بود و ایران در اشغال انگلیس و روسیه بود دولت مستقل نداشت و اكثریت كشورهای اسلامی تحت اشغال غربی ها بودند ..منشور سازمان ملل و شورای امنیت بنفع  5 كشور نوشته شد.. بقیه كشك بودند...
اگر قرار بر جمعیت  بو د باید یك عضو شورای امنیت  هم از مسلمان بودند یا اگر به جمعیت مذهب بود ...مسیحان جهان یك هفتم جهان را تشكیل می دهند و مسلمانان هم یك هفتم جهان .. باید مسیحان یك رای داشتند نه 4 عضو آن عضو دایم سازمان ملل باشند ...یهودیان كه تكلیفشان محشص است اروپاییان و آمریكا  و روسیه همیشه از حق آنها بعنوان حق وتو استفاده كردند و اگر استفاده به حق وتو كشورها نگاه كنید بیشتر حق وتو اعضای دایم  شورای امنیت سازمان بنفع اسراییل استفاده شده است...
باید منشور حقوق بشر و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تا حذف عضویت دایم و حق وتو 5 كشور اصلی  به حالت تعلیق در آید..چون منشو حقوق بشر سازمان ملل با ساختار غیر دموكراتیك و رای گیریی سازمان ملل جور نمی آید .. سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل دارد با دیكتاتوری و مصونیت 5 كشور اداره می شود این سازمان ملل به نفع 5 دیكتاتور است و منشور های سازمان ملل با بودن این 5 كشور قابل توجیه نیست ...
برای من همیشه جای سوال است بعنوان فعال  و كارشناس حقوق بشر جهانی این است چرا كشورهای سازمان ملل به این امر مهم اعتراض نمی كنند آخر چطور كشورهای فرانسه و آمریكا و انگلیس شعار و پرچم دار حقوق بشر و دموكراسی هستند ..خودشان باعث دیكاتوری در سازمان ملل و شورای امنیت هستند و عضویت دایم  و حق وتو خود دیكتاتوری مطلق پنج كشور در جهان است ( چون چین  و روسیه  كشور دموكراتیك نیستد از آنها انتظاری نمی رود لا اقل شعار حقوق بشر نمی دهند)

مثال ساده در مسئله به رسمیت شناختن  و عض.یت فلسطین در سازمان ملل با تهدید وتو غرب بخصوص آمریكا تاكنون مسكوت مانده است و تمام جنگ های خاور میانه  فلسطین  و ... است چون اگرفلسطین یك عضو سازمان ملل شود و دو كشور اسراییل و فلسطین تقسیم شود و بیت المقدس طبق خواست فلسطینان و یهودیان اشغالگر به دو بخش  پایتخت فلسطین و اسراییل تبدیل شود این دو كشور تاسیس مشكل خاور میانه حل می شود چون این بحث مقاله مجزا است این بحث را اینجا قطع می كنم...
 یا داعش كه بوجود آمد همین یزر سر این حق وتو غرب و روسیه است .. اگر نبود این حق وتو سازمان ملل در خصوص سوریه عمل می كرد الان جنگی در سوریه نبود و داعش  5 هزار كلیومتر خاك عراق و سوریه را اشغال رنمی كرد و  دولت اسلامی تشكیل نمی داد و اینقدر انسان كشته نمی شد ...
اگر ریشه نگاه كنیم ..اگر شوروی حق وتو نداشت وقتی افغانستان را اشغال می كرد شورای امنیت مستقل و با رای سازمان ملل بود قطعنامه علیه اشغال افغانستان در شورای امنیت صادر می كردندو غرب و كشورهای اسلامی دیگرنیاز نبود
القاعده و چریك ها و مجاهدین را تاسیس و تجهیز كنند و الان هم شاید بن لادن  شاهزاده سعودی زنده بود در گوشه ای  عربستان عشق و حالش را می كرد وچیزی بنام القاعده و تندروی اسلامی تاسیس  نمی شد  و اگر  القاعده نبود  دیگر خبری  از داعش و النصره و.. نبود همه زیر سر  شورای امنیت و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور است....
آیا برای شما سوال شده است چرا مقر سازمان ملل اصلی در آمریكا بقیه در اروپایی غربی است مگر  كشورهای آسیایی و افریقایی انسان نیستند مگر حق عضویت نمی دهند ..می دانید با استقرار سازمان ملل در آمریكا  این كشور مشروعیت جهانی پیدا می كند و ارزش پولش بالاست و میلیونها شغل از جانب  این مقر سازمان ملل برای آمریكا خرج می وشد و مثال ساده فقط نزدیك 170 كشور عضو و.. اینها ساختمان و نگهبان و نظا فچی و غذا و... می خواهند همه از آمریكا تامین می شود....مثال وقتی سران كشورها به آمریكا می رود اولا : آمریكا مشروعیت پیدا می كندو ارزش زمین و پول و.. بالا می رود و میلیارد ها دلار  از بابت ورود سران به خزانه آمریكا واریز می شود و مغازها و كارخانه ها و شركت های مكنیتی و پلیس و.. آمریكادر چند روز بودن سرران در آمریكا میلیارد میلیاردها دلار سود می كنند كه غیر قابل شمارش است ..
مثال مقر حقوق بشر سازمان ملل در ایروپا از بودن این مقر ها می دانید چقدر افراد آن كشورها مشغول و چند ین هزار شغل ایجاد می شود... چرا یك مقر هم در افریقا و اسیا تاسیس نمی شود ..
چرا مقر سازمان ملل را به اسیا نمی اورندمثال بیت المقدس ..طبق منشور سازمان ملل در سال 1948 كه كشور اسراییل  و فلسطین تاسیس شد ..بیت المقدس طبق تصویب  خود سازمان ملل یك شهر بین المللی است كه تاكنون توسط اسراییل اشاغل شده است  بنظر من  مقر اصلی سازمان ملل را از نیورك به بیت المقدس بیاوردند دیگر اختلافات فلسطین و اسراییل( اشغالی ) حل می شود...و بیت دالمقدس طبق مصوبه سازمان ملل 1948 یك شهر بین المللی باید توس ط سازمان ملل اداره شود...وقتی منشور سازمان ملل و شورای امنیت و منشور حقوق بشر را می خوانیم خیل اصلاحات می خواهد

باید حق عضویت 5 كشور و حق وتو این پنچ كشور  در شورای امنیت حذف و اعضای شورای امنیت موقتی با رای اعضای سازمان ملل باشد..

سازمان ملل ذر سال 1945 تاسیس شده با عضویت حدود 50 كشور جهان كه پنچاه كشور بیشتر آین 50 كشور در استعمار پنج كشور روسیه و فرانسه و آمریكا و چین ر، بریتانا  بودند...هماكون اكثریت كشورها از استعمار خارج شدند  و هماكنون حدود 170 كشور وجود دارد باید اصلاحات در منشور سازمان ملل و حقوق بشر و شورای امنیت انجام شود و مهم تر از همه  عضویت دایم و حق وتو پنچ كشور باید حذف شود این یعنی دیكتاتوری كامل 5 كشور در سازمان ملل و سازمان ملل مشروعیت قانونی نداردبا بودن حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور ومنشور ناقض و قدیمی... قوانین سازمان ملل باید بن روز رسانی و اصلاحات شود...

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است،  روسیه(اتحاد شوروی ) 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

 با این وصف از حقو قدانها جهان و روسای جمهور ها ( از شاهان انتظار نمی رود ) انتظار داریم هر چه زودتر منشور سازمان ملل و شورای امنیت را اصلاح كنند و حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور دیكتاتور و برهم زننده نظم جهان را حذف كنند آنهم با رای مجمع عمومی ..دیگر نمی شود پنچ كشور جهان قلدوری كنند و خود را قیم جهان بدانند...
dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا کشورهای مسلمان حق وتو ندارند؟

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:46 ب.ظ

تمام بدبخت های كشورهای اسلامی و عربی از ساختار غیر دموكراتیك سازمان ملل و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور غیر اسلامی است...كه   در شورای امنیت سازمان ملل چون كشورهای اسلامی نماینده ندارنند كشورهای اسلامی باعث تاخت و تاز شدند..

من پشنهاد  می كنم  در سازمان ملل اگر قرار است  حق وتو و عضویت دایم باشند و دو عضو اضافه شود   یك عضو ایران ازس وی شیعیان جهان  و یك عضو مصر از سوی سنی های جهان چون از داخل كشورها این دو كشور كشورهای هستند با رای مسئولان انتخاب می شوند..

من شخصا بعنوان فعال حقوق بشر باید ساختار سازمان ملل و شورای امنیت مخالف هستم چون از سال 1945 یعنی بعداز جنگ جهانی دوم  چون بیشتر كشورها در  اشغال 5 كشور بودند وضعیت آن روز كشورها را مجبور كرد حق وتو و عضویت به پنچ كشور بدهند  چون ترس و اشغال بود..اكثر كشورها در اشغال این 5 كشور بودند ..الان 170 كشور مستقل است باید  منشور سازمان ملل و شورای امنیت با رای مجمع عمومی اصلاحات و حق عضویت دایم  و وتو 5 كشور حذف شود در غیر اینثصورت كشورهای اسلامی از سازمان ملل استعفا بدهند ...

 یك سازمان ملل دیگر در بیت المقدس تشكیل دهند...یا اینكه حق وتو این 5 كشور حذف یا دو عضو دایم و دارای حق وتو از مسلمانان شیعه وسنی اضافه شود..

و اما :مردم یک کشور یقینا بر اساس سنت الهی که در قرآن مجید نیز برآن تصریح شده است حق دارند که در خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند تغییر ایجاد کنند و الا کسی از بیرون برای آنها تغییری ایجاد نخواهد کرد. از این رو می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که مردم حق دارند حکومت خود را تعیین کنند. نمونه ها ومصادیق بارز عینی زیادی نیز بر همین اساس در اقوام گذشته وحال در طول تاریخ قابل مشاهده است. بنابراین قرآن مجید نیز به صراحت فرموده است: خداوند سرنوشت هیچ گروه وقومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آن گروه و قوم خودشان موجبات تغییر در سرنوشت خود را به وجود آورند. اینکه انقلاب چگونه شکل می گیرد ، خوب واقعا به وجود آوردن یک انقلاب کار بسیار سخت، پیچیده ، حساس ومهمی است وبه وجود آوردن انقلاب کار هر کسی نیست، اما عموما انقلابات مردمی که امروز با آنها مواجه هستیم ناشی از تراکم یک سلسله ازرفتارها وناهنجاری های اجتماعی در سطح ملی است که مردم با آن مواجه می شوند. تراکم ناهنجاری ها و افزایش جو خفقان موجب می شود مردم یک جامعه از حقوق اولیه اجتماعی و شهروندی خود محروم شوند و طبیعی است که در یک چنین جامعه ای مردم ناگهان به سمت احقاق حق ومسائلی از این دست حرکت می کنند.

گفته می شود انقلاب های منطقه نشات گرفته از انقلاب ایران است. اکنون سالها از انقلاب می گذرد چگونه این انقلاب توانسته سرمشق انقلاب های کنونی شود؟
انقلاب اسلامی در سالهای گذشته توانست مراحل بسیار سخت وصعب العبوری را پشت سربگذارد. موفقیت ها، پایداری وایستادگی های  ملت ایران و رهبر فرزانه انقلاب همه در این سالها مدنظر ملت ها بوده است. این دستاوردها با توجه به پیشرفت های چشمگیری که ملت ما در عرصه ها وزمینه های مختلف علمی وفناوری وتکنولوژی های روز دنیا  آن هم باوجود تحریم ها به دست آورد مایه سرمشق و الهام سایر کشورها شد. با توجه به جهت گیری های رسمی ضد انقلاب وهمین طور برخی کشورهای غربی به خصوص آمریکا که در مقابل ایران اسلامی از خود نشان دادند، همه نشان می دهد که این انقلاب نقطه امیدی برای کشورهای منطقه است، چرا که وقتی آنها دیدند که جمهوری اسلامی در مقابل همه سختی ها ومشقت ها ایستادگی کرده و در خیلی از موارد دشمنانش را به سوی یک شکست عظیم سوق داده طبیعی است که انقلاب ما در خاورمیانه ودر جهان بسیار تاثیرگذار می شود. اگر بخواهیم مثالی بزنیم سیدحسن نصرالله در اظهاراتی در خصوص انقلاب ایران گفت: ما درس مقاومت را از محمد حسین فهمیده ها یاد گرفتیم و بر اساس آن شهامت ها، رژیم صهیونیستی را از سرزمین خودمان بیرون کردیم وهمین نقطه امیدی برای مجاهدین عزیز حزب الله ومقاومت لبنان شد ومتعاقب آن جنبش حماس وجهاد اسلامی امیدوارتر از گذشته از انقلاب تاثی جستند .

به نظر می رسد غربی ها اکنون برای مهار انقلاب ها به پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی روی آورده اند
حضور جمهوری اسلامی به عنوان یک وزن برتر ومهم در منطقه برای ابرقدرت ها یک وحشتی را ایجاد کرد که آمریکا وغرب همواره پروژه ایران هراسی وشیعه هراسی را در دستور کارخودشان قرار دادند و تبلیغات مسمومی هم در این زمینه انجام دادند اما خوشبختانه هیچ کدام از برنامه های آنها تا به حال به نتیجه نرسیده است. بر همین اساس انقلاب تونس اتفاق افتاد متعاقب آن مصر وبعد در سایر کشورهای دیگر از جمله بحرین ویمن .درکشورهای بحرین ویمن چون تعداد شیعیان زیاد است ،می توان گفت که پاشنه آشیل غربی ها در خاورمیانه شده است. یعنی مساله جمعیت قابل توجه شیعیان در بحرین، عربستان و حتی یمن به نگرانی و سردمداران وحاکمان وابسته به غرب تبدیل شده است.  این وحشت حتی حاکمان این کشورها را واداشته است تا دست به اقدامات ضد بشری بزنند. لشکرکشی یک کشور عربستان سعودی  به داخل خاک بحرین و بحث مداخله در اموراین کشور از سوی عربستان وامارات ، که بسیاری از مبارزین انقلابی را بازداشت کنند ویا از شهر وکشورشان اخراج کنند ویا به شهادت برسانند همه از جمله اقدامات شکل گرفته دراین کشور است و طبیعی است که فریاد علما ومراجع دینی وسیاسیون ومسئولان، نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهای دیگر را نیز بر می انگیزد .

غربی ها درباره خشونت های به کار گرفته شده از سوی قذافی درلیبی حساسیت های زیادی به خرج  دادند، طوریکه حتی خود را مجاز به حمله نظامی علیه این کشور دانستند اما دربرابر جنایات حکام بحرین علیه مردم وشیعیان این کشور هیچ موضعی اتخاذ نمی کند؟ دلیل این موضوع چیست؟اكثریت مردم بحرین شیعه هستند و اقلیت سنی بدون انتخابات با دیكتاتوری می كنند  و تاكنون شاه بحرین برای اینكه كشور بحرین را از اكثریت شیعه تغییر دهد عده ای زیادی را از كشورز اخراج یا تبعید و شهید كرده و بالی چهارصد هز ار نفر از اتباع سنی عربستان و عراق و امارات وحتی  هند و.. كه عرب بودند تابعیت داده است و جهانیان سكوت كردند
متاسفانه کشورهای غربی عموما هر جا که منافعشان درخطرباشد در راستای حفظ منافعشان حرکت خواهند کرد وبا لابی گری ها واعمال نفوذهایی که انجام می دهند ، خواستار احیا منافع درخطر افتاده خود می شوند یعنی همان چیزی که در حال حاضر در خاورمیانه اتفاق افتاده  وامروز ما شاهد آن هستیم . غربی ها تنها به منافع خود می اندیشند نه به منافع مردم بی دفاع بحرین وبه همین دلیل با حکام این کشور یکی شدند بر ضد مردم بی گناه واجازه لشکرکشی به نیرهای عربستان وامارات داده اند.

مثال ساده دولت و ریس جمهور و مجلس مصر كه با انقلاب بوجود آمد  و با رای مستقیم مردم مصر  توسط  نظامیان وابسته به غرب واسراییل كوتا شد و ریس جمهور  مصر بازداشت و محاكمه شد و غربیان بجای تحت فشار یا تصویب قطعنامه علیه دولت كودتا كمك مالی و معنوی كردند به دولت كودتا این است .

 یا درلیبی كه انقلاب شد با سرازیر كردن پول بعداز قذافی در انتخابات با پخش پول و تبلغات وزیر دادگستری قذافی  را ریس دولت كردنو همچنین انقلاب های بهار عربی را خفه كردند ..

كسی نیست سوال كنند این چه سازمان وش رای امنیت و حقوق بشری غربی است كه تمام حاكم های عربی بدون انتخابات هستند  از جمله عربستان و امارات و....چرا امریكا و غرب كه ادعایی حقوق بشری دارنند از آنها دفاع می كنند.

وظیفه مجامع بین المللی وسازمان ملل متحد وهمچنین مسلمانان دیگر کشورها ، در برابر کشتار ظالمانه شیعیان ومردم بحرین چیست ؟
وظیفه حمایت از مردم بی دفاع بحرین ، وظیفه بسیارسنگینی است . من اعتقاد دارم که جمهوری اسلامی به خصوص دستگاه سیاست خارجی باید بتواند نسبت به این جنایاتی که علیه انسانها ودر راستای نقض حقوق بشر در بحرین وسایر کشورها صورت می گیرد ، قوی تر عمل کند ، گرچه این مسائل زیرسر آمریکا است وهمه نقشه ها از طریق آنها انجام می شود. سران کشورهای اسلامی باید در اسرع وقت یک اجلاس اضطراری داشته باشند و با اولین نشست درخصوص این موضوع مساله احقاق حق مردم بی گناه ومحاکمه سران جنایتکاری که مردم وشیعیان بی دفاع را به خاک وخون می کشند، رسیدگی وپیگیری کنند این اولین اقدام است . اقدام بعدی این است که کشورهای مسلمان باید بدانند مساله ای که روابط بین المللی  وبه خصوص در سازمان ملل وجود دارد مساله حق وتو است ، چرا باید چند کشوردر دنیا حق وتو داشته باشند اما کشورهای اسلامی با این همه قدرت ونیرو یک چنین حقی را نداشته باشند ، این یک ظلم بزرگ در حق کشورهای اسلامی است.

یا كشتار مردم عراق و سوریه توسط داعش و سلفی ها كه از دیكتاتور عربستان و قطر و امارات و اسراییل  تامین مالی و معنوی می شوند چرا سكوت می كنندو چرا اجازه حضور دارنند...پس سازمان ملل و شورای امنیت كارایی اش را از دست داده است ..

اگر سازمان ملل وجود دارد چرا آمریكا و گروه ائتلاف بدون تصویب قطعنامه سازمان ملل به داعش در سوریه و عراق حمله كردند....چرا وقتی حمله می كنند چرا با قانون بین الملل حمله می كنند و چرا بجای اینكه داعش را هدف قرار بدهد  تاسیسات زیر بنایی عراق و سوریه را هدف قرار می دهند..

dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:45 ب.ظ

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد

 

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ یْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى یَحْكُمَ اللّهُ بَیْنَنَا وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ ﴿87 اعراف ﴾

( شعیب بمومنان گفت )اگر به آنچه من از طرف خدا مامور بتبلیغ آن شده ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاورده و بخصومت برخاستند شما مومنان که ایمان آورده اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند او بهترین دادخواهانست

(ج18 فرهنگ قرآن ، ص250)

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند و نباید نادیده گرفت ایرانیان از زمان باستان قانون مدون داشتند و دارنند و اولین منشور حقوق بشر جهانی توسط ایرانیان بدست كورش كبیر نگاشته شده است و ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر در عالم هستی هستند

خیلی ها فكر می كنند فعال حقوق بشر نباید برای احقاق حق مردم از خشونت یا جنگ حرفی بزند و این در صورتیكه یك اصل قانون اساسی كشور امر به معروف و نهی ازمنكر است یعنی اگر كسی حقوق دیگر مردم را خواست از بین ببرد و با زبان نتوانستی جلوی ظلم را بگیریی می توانی با اعمال زور از حقوق مظلوم دفاع نمود  نمونه بارز مدافعان حقوق بشر در تاریخ اسلام می باشد كه امام حسین برای اجرای امربه معروف و نهی ازمنكر ( همان حقوق بشر ) تسلیم نشد و دراین راه شهید شد و موارد زیادی در تاریخ اسلام می باشد.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و مدافع حقوق بشر  و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال 1998 سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد و از آن تاریخ فعالین حقوق بشر بعنوان یك  مسئله حقوقی شناخته شدند و در راستای مدافع حقوق بشر فرد مصون می باشد واین زمان می برد تا این در جهان فرهنگ شود.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

عده ای بعداز اینكه انترنت به جهان آمد بخصوص ایران  از طریق فضای مجازی سایت و وبلاگ به فعالیت مدافع حقوق بشر پرداختند  و بعنوان شهروند خبرنگار معروف هستند و من اولین كسی بودم كه بعنوان وبلاگ نویس مدافع حقوقبشر و میحط زیست  در فضای مجازی فعالیت كردم و كمتر كسی در جهان است كه نام مرا بعنوان فعال حقوق بشر و محیط زیست نشناخته باشد و بابت این فعالیت وبلاگ نویسی تاوان  زیادی دادم و می دهم..

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده 128 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا مدافعان حقوق بشر  در جهان چون رزمنده ای بدون سنگر در برابر دشمنان خودی و  و غیره  که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان و محروان جامعه ومردم چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان و مردم  را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل و مدافعان حقوق بشر ( مدافع حقوق بشر مطابق  قانون اساسی طبق اصل ... بعنوان امر به معروف و نهی از منكر شناخته می شود اما در عمل اجرا نمی شود و این اصل ق ا كشور بیشتر نادیده یا تفسیر لاغیر انگاشته  می شود ) از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل  و مردم خود فریاد بزندو دفاع كند ، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی و موقعیت خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی  و مدافعان حقوق بشر که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی و زندگی وسر نوشت  خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان و مردم تضییع نشود را باید ستود.

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرو اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست  جهانیastarao@yahoo.com

 dardnews.ir


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

منشور کوروش

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:45 ب.ظ

منشور کوروش

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.

نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.[۱] این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

پیداسازی منشور کوروش
در سال ۱۲۵۹ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی گروه بریتانیایی در محوطهٔ باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.

جنس این استوانه کوروش از گل رس است، ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌های تخریب‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نوشته شده‌است.

این اثر در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک) در شهر بابل قرار داده شده بود. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانهٔ کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است.

پس از این آگاهی، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید. پژوهش‌های زبان‌شناسی روی دو قطعه استخوان فسیل شدهٔ اسب که در موزهٔ شهر ممنوعه در چین نگهداری می‌شوند، منجر به شناسایی نسخهٔ چینی منشور کورش شد. قدمت این استخوان‌ها به دورهٔ سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

ساخت منشور کوروش
کوروش بزرگ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسلهٔ هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهی نشست و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت.

او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورهای وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

استوانه کوروش
استوانه کوروش، استوانه ناقص از جنس خاک رس است که با ۳۵ خط حکاکی شده به زبان آکدی توسط هرمزد رسام در حفاری منطقه معبد مردوک در سال ۱۸۷۹ در بابل کشف گردید. تکه دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط برگر پیدا شد. حکاکی کلی گرچه در آخر ناکامل ماند، شامل ۴۵ خط شد که سه سطر اول تقریباً به طور کامل شکسته‌اند(قابل خواندن نیستند).
متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کورش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴-۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کورش به حکمرانی تمام جهان، و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹-۱۹).

سپس کورش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰-۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین کرده (سطرهای ۲۲-۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶-۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود، و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰-۳۶). در پایان پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶-۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید.(سطرهای ۴۳-۴۵)
در حقیقت متن توسط کاهنان مردوخ با تقلیدی از متون کهن نئو-آشوری، به ویژه کتیبه‌های آشوربانیپال نوشته‌شده در بابل، نوشته‌شده‌است. بنابراین، استوانه ساختی به شیوه معمول کتیبه‌های میانرودان دارد و به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کورش در آنجا گذاشته‌شده‌است.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

نخستین بیانیه حقوق بشر
از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می خواندو همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسما از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.

در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:44 ب.ظ

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.



• ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

• ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

• ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

• ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

• ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

• ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

• ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

• ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

• ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

• ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

• ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

• ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

• ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

• ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

• ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

• ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

• ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

• ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

• ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

• ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

• ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

• ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

• ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

• ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

• ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

• ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

• ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

• ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

• ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

• ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد[۳].
-------------------------

والسلام

مدیر سایت روز نامه الكترونیكی درد نیوز –ااد

astarao@yahoo.com/09119812795
رو زنامه الكترونیكی آستارا نیوز - آینا / دکتر محمدعلی اسلامی / مهندس محمدرضا اسلامی / مهندس سیامک آستارایی / سارا هالو /پپام هالو/كورش کبیر -/09119812795astarao@yahoo.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه یك نویسنده و محقق و رو زنامه نگار و خانواده شاهد به ریس جمهور

تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-02:57 ب.ظ

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به ریس جمهور محترم ایران دكتر روحانی  
dardnews.ir       astaranews1.ir

  با سلام خدمت ریس جمهور ی  ایران جناب آقای دكتر روحانی
من بخاطر مسایل كه بشرح ذیل است در اسكله بندر آستارا تشكیل پرونده دادم از استاندارگیلان  و نماینده ولی فقیه در گیلان و بسنیاد شهید و امام جمعه و فرماندار  و نماینده آستارا توصیه نامه به اسكله برای استخدام بردم .یكسال بود مسئولان بمن قول می دادند در اسكله استخدام می شوم   چند روز پیش اسكله سی نفر را استخدام كرد  كه چهار نفر بومی و بقیه غیر بومی بودند  كه چهار نفر بومی معرفی شده نماینده بود (نماینده شانزده نفر معرفی كرده بود برای استخدام كه فقط چهار نفر از دوستان نماینده را استخدام كردند )و حتی بمن یك زنگ هم برای استخدام نزدند و هركس دوست و آشنا خودش را در اسكله آستارا استخدام كرد از جنابعالی درخواست دارم به وضعیت من رسیدگی كنید مرا در اسكله آستارا استخدام كنید .


  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش است  .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن سه نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم .....   تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه ریس جمهور عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم .

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  ) 

در انتخابات 1392  و امسال فعال ستادی و حامیان دكتر روحانی بودم و در فضای مجازی برای دكتر روحانی  فعالیت می كردم
 
با تشکر

 اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از  آستارا   استان گیلان  09119812795









داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه دختر جانباز 65 درصد به ریس جمهور

تاریخ:سه شنبه 25 مهر 1396-10:57 ق.ظ

 ریس جمهور عزیز

با سلام 

 

اینجانب زهرا اسدی تحصیلات فوق دیپلم   زن بیوه با دو فرزند محصل بیكار و بدون درآمد هستم  (فرزند جانباز 65 درصد متوفی )      بیكار و بدون منبع در آمد هستم  درخواست  دارم

1-                  مستمری  جانبازی پدر متوفی جانبازم 65 درصد بسیجی هشت سال دفاع مقدس در بنیاد شهید  مقداری بمن داده شود تا زندگی كنم  .... چرا همانند تامین اجتماعی و نیروهای مسلح چرا بنیاد حقوق به دختران بیوه جانبازان نمی دهد ...

   یا

2-         در یكی از موسسات و سازمانها یا ادارات  یا بیمارستان آستارا بعنوان نیروی قراردادی یا شركتی استخدام شوم ... بیوه زن دارای دو فرزند و  فر زندجانباز حتی پول خرید یك تكه نان ندارم بعداز خدا امیدم بشماست

 

 

     زهرا اسدی   كدپستی 4391955744    استان گیلان   آستارا  روستای بیجاربین نبش كوچه مقصود دهقانی  كدملی 2619877601

تلفن 09028754315

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیانه اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست در پی جنایت علیه بشریت ( كشتار مسلمانان برمه )

تاریخ:پنجشنبه 16 شهریور 1396-10:58 ق.ظ


  بیانه اسماعیل اسدی دارستانی  نویسنده و محقق و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست در پی جنایت علیه بشریت ( كشتار مسلمانان برمه )

«بـســــم الله الـرحـمن الـرحـیـم»
«إنــا لله و إنــا الیــه راجـعـون»
قال الله فی محکم کتابه:"مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا "«همانا هر کس، شخصی را بدون قصاص و یا بی آنکه در زمین فتنه و فسادی بر پا کند، بکشد، مانند آن است که تمام مردم را کشته است.»

کشتار ظالمانه مسلمانان میانمار نه تنها قلوب مسلمین بلکه همه آزادی‌خواهان و حامیان انسانیت را در سراسر جهان مملو از درد و اندوه کرد و صد البته دردآورتر و زجرآورتر سکوت زشت و روشنفکرانه جوامع غربی مدعی حقوق انسان ها در قبال چنین جنایاتی که اصلاً قابل توجیه و تحمل نیست.

کشتار و سوزاندن بی‌رحمانه و ددمنشانه جمعی از مسلمانان مظلوم و مردم بی گناه میانمار، آن هم بدون هیچ گونه محکومیت و تشکیل دادگاهی و به دور از  هرگونه قاعده و قانون بین المللی و یا حکومتی و یا برگرفته از آموزه انسانی و بدون هیچ گونه اتهام و یا ارتکاب به جرم و جنایتی؛ باردیگر این واقعیت تلخ و سخیف را نشان دادکه جهان امروز، ملول از دردهای بی شمار انسانی است و انسان تهی از معنویت و انسانیت و آزادگی، هنوز هم همانند دوران عهد جاهلیت می اندیشد و رفتار می کند. 

به تحقیق، امروز در عصر پیشرفت و تکنولوژی؛ همچنان گمشده بشریت، گوهر وجود و فطرت پاک انسانی، عدالت اجتماعی، آزادی و حریت است و در این میان، انسان خسته از فقدان و فراغ آموزه های نورانی و محکم الهی ـ آسمانی، همچنان سردرگم گمشده وجودی خود، به دنبال آن می گردد.
این فعال حقوق بشر  با بیان اینکه مسلمانان مظلوم میانمار همواره در طول این سالیان متمادی، تحت شدیدترین فشارهای متعدد بوده اند، تصریح می کند متاسفانه تاکنون هیچ اقدامی عملی جدی و پشتیبانی ملموسی از سوی جامعه جهانی و سازمان های مدعی حقوق بشر، برای مردمان مظلوم و بی‌گناه میانمار صورت نگرفته است، لذا ضمن اعلام هشدار به سازمان‌های بین‌المللی و سازمان های مدعی حقوق بشر، همانند سازمان ملل متحد، شورای امنیت، سازمان همکاری های اسلامی و غیره برای جلوگیری از ظلم و قتل و غارت مردم بی دفاع میانمار از "امت بزرگ رسول الله" و تمامی کشورها و دولت های اسلامی، ملت های مسلمان به ویژه دولت محترم و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران می خواهد تا به وظایف ذاتی، قانونی، شرعی ـ اسلامی و انسانی خود در دفاع از مظلوم در برابر ظالم متجاوز جنایتکار عمل کرده و از تکرار چنین حوادثی پیشگیری کنند.

اسماعیل اسدی دارستانی  فعال حقوق  بشر و محیط زیست و نویسنده و محقق و روز نامه نگار







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه یك روز نامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست به ریس جمهوری محترم ایران

تاریخ:پنجشنبه 16 شهریور 1396-10:58 ق.ظ

نامه یك روز نامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست   به ریس جمهوری محترم ایران


 بنام خدا
ریس جمهور محترم ایران جناب آقای روحانی
موضوع : درخواست رسیدگی و صدور مجوز سایت درد نیوز dardnews.ir        حق زندگی و كار و حیات را دولت از من سلب كرده است  دیگر افسرده و بیمارم شده ام

 با سلام
 من هفده سال است روزنامه نگار و فعالیت سایت خبری درد نیوز دارم 
1- دو بار تشكیل پرونده دادم در وزارت ارشاد درخواست هفته نامه آبادگران شمال دادم با اینكه  گواهی عدم سو پیشنه
و پرونده ام تكمیل بود  پرونده ام را در معاونت مطبوعاتی هیات نظارت بر مطبوعات رد صلاحیت  كردند مجوز ندادند كتبا بمن ابلاغ كردند
2- در خصوص سایت درد نیوز dardnews.ir    كه از سال 1379 فعالیت خبری می كنم   در سایت وزارت ارشاد ثبت نام كردم و تشكیل پرونده دادم با اینكه چند بار
وزارت خانه ای و یك ارگان  دخالت و كارشكنی می كرد به كمیسیون هیات نظارت بر مطبوعات رفت  با اینكه من گواهی عدم سو پیشنه داشتم  ارائه داده بودم صلاحیتم رد شد
 ریس جمهور عزیز در انتخابات قبلی و فعلی من طرفدار شما بودم   ..شغل من روز نامه نگاری و سایت است از این طریق در آمد دارم  چرا به شغلی كه من علاقه دارم و هفده سال سابقه دارم با اعمال نفوذ یك وزارت خانه و یك ارگان بدون سند و مدرك فقط با گزارشات كذب  نمی گذارنند مجوز حتی یك سایت را بگیریم كه از سال 1379 دارم كار می كنم  آیا حق حیات و زندگی من در این مملكت ندارم .
بخاطر محروم كردن وزارت ارشاد  از روز نامه نگاری و سایت بعداز هفده سال  از مسئولان شهرستان آستارا  واستانداری گیلان درخواست كردم حالا  كه نمی گذارید
من به شغلی كه علاقه دارم  ادامه بدهم  مرا در اسكله بندر آستارا استخدام كنند  آنهم قبول نكردند آنهم  اعمال نفوذ می كنند نگذشتند( حتی همان وزارت خانه و ارگان طبق قانون باید حكم شهادت پدرم صادر می شد اعمال نفوذ كرد    چون پدر جانباز 65درصد من بود جرمش فقط پدر من بود )و هزاران بلا سرم آوردند تاكنون حق حیات را از من سلب كردند .......
 ریس جمهور محترم پس من چطور زندگی  و نان در بیاورم  چون یك روز نامه نگار منتقد و فعال حقوق بشر  و محیط زیست هستم  مرا از زندگی كردن و حق حیات محروم كردن
 درخواست دارم  كار كه نمی دهید حداقل مجوز سایت درد نیوز مرا وزارت ارشا د بدهد از سال 1379 من در بعنوان فعالیت خبری و تحلیلی می كنم
 با تشكر  اسماعیل اسدی دارستانی       رو زنامه نگار و وبلاگ نویس با هفده سال سابقه  و نویسنده و محقق پنج كتاب .و فعال حقوق بشر و محیط زیست
فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه یك نویسنده و محقق و فعال حقوق بشر و رو زنامه نگار و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به ریس جمهور محترم ایران دكتر روحانی

تاریخ:پنجشنبه 16 شهریور 1396-10:57 ق.ظ

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به ریس جمهور محترم ایران دكتر روحانی  
dardnews.ir       astaranews1.ir

جناب آقای دكتر روحانی ریس جمهوری ایران   
 
با سلام    پیرو نامه های قبلی و نامه  های قبلی خدمت جنابعالی 

  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش است  .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن سه نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم .....   تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه ریس جمهور عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم .

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  ) 

در انتخابات 1392  و امسال فعال ستادی و حامیان دكتر روحانی بودم و در فضای مجازی برای دكتر روحانی  فعالیت می كردم
 
با تشکر

 اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از  آستارا   استان گیلان  09119812795







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخواست رسیدگی و حكم شهادت جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی دارستانی ( شادروان )

تاریخ:پنجشنبه 16 شهریور 1396-10:57 ق.ظ

بنام خدا

 ریس جمهور محترم اسلامی ایران - دكتر روحانی

 

 سلام علیكم  احتراما به استحضار عالی می رساند

 موضوع : درخواست رسیدگی و حكم شهادت  جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی   دارستانی ( شادروان )

 

 جانباز 65 درصد  بسیجی هست سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی (59 تا 63) بعداز بارها جانبازی  در سال 1363 رسما  بعلت بیماری در اثر جانبازی خانه نشین و زمین گیر شد و هر روز بستری بود یا در خانه افتاده بود  و تاكنون دوبار بخاطر وخامت جانبازی در زمان جنگ به آلمان اعزام شد.

بعداز سالها زمین گیری و كار افتادگی كلی  و بستری در بیمارستان  در سال 1388 مهرمان به لقا الله پیوست.

در زمان بعلت اعمال نفوذ نماینده سابق و جریان انحرافی-تیم مشایی  -( چون من وبلاگ نویس و روز نامه نگار شناخته شده بودم علیه ایشان می نویشتم) پرونده را ناقض دادند به كمیسیون ماده 15 بنیاد حكم شهادت ایشان صادر نشد. حتی سه برگ اصلی كه اثابت می كرد وی در اثر جانبازی فوت شده در پرونده  بنیاد نبود با نامه بنیاد بعداز  كمیسیون ماده 15 بنیاد با نامه بنیاد از بیمارستان  شفا وایثار اردبیل گرفتم...و نامه و گواهی دكتر دولتی كه تایید نموده بود  ایشان در اثر ات جانبازی  فوت شده را نفرستاده بود ند و من بعداز دوباره از دكتر زمان  فوت  كه بیمارستان  دولتی بودم گرفت.

1-      گواهی پزشك بیمارستان  دولتی آستارا فوت بر اثر جانبازی  2 برگ( تاریخهای 25/11/90  و2/11/89 ) كه به كمیسیون نفرستاده بودند دوباره گرفتم 

2-       مدارك بستری موج گرفتگی و اعصاب و روان  به شماره نامه 11321/10/3-17/11/89(دوبرگ) كه در پرونده بنید نبود

3-      مدارك بیمارستان ایثار بنیاد شهید تخصصی اعصاب و روان اردبیل  نامه شماره 20311/13/5506 -3/11/89 هشت برگ سابقه بستری  موج گرفتگی ..كه در پرونده جانبازی پدرم نبودند

هر سه نامه را بعلت نبودن سوابق با نامه بنیاد شهید  گرفتم..اما به كمیسیون ماده 15 ارسال نشده است

درخواست رسیدگی بعداز سالها اعمال نفوذ در عدم صدور حكم شهادت جانباز 65 درصد  بسیجی هشت سال دفاع مقدس  با توجه به مدارك موثق  و تایید دكتر بیمارستان مرگ بر اثر جانبازی ..درخواست حكم شهادت ایشان را از طرف  10 نفرفرزندان آن مرحوم   و خانواده را دارم..

 

 

 

با تشكر  اسماعیل اسدی دارستانی  (فرزند جانباز 65 درصد حاج اسد الله اسدی دارستانی شادروان )

09119812795

آدرس :  گیلان – آستارا – روستای سیبلی – كوچه بوستان جنوبی – پلاك 41  كد پستی 14444-43951

 






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میانمار کجاست؟ چگونه مسلمان شدند؟

تاریخ:یکشنبه 12 شهریور 1396-07:57 ب.ظ

میانمار کجاست؟

میانمار Myanmarکشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است. میانمار با مساحت ۶۷۸۵۰۰ کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور ۱۹۰۰ کیلومتر مرز آبی دارد. در سال ۱۸۲۴ برمهBurmaتوسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال ۱۹۳۷ بریتانیا برمه را به همراه منطقه «آراکان» (Arakan) که اکنون به آن راخین Rakhineنیز می‌گویند، مستعمره‌ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال ۱۹۴۸ بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به «میانمار» تغییر نام یافت. میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده از جمعیتی بالغ بر ۵۵ میلیون نفر برخوردار است. ۷۰درصد میانمار بودایى هستند. در سال ۱۹۸۲ قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید که به واسطه این قانون از میان ۱۴۴ اقلیت موجود در میانمار ۱۳۵ اقلیت حق شهروندی دریافت کردند و ۹ دسته از اقوام اقلیت از حق شهروندی محروم شدند که بزرگ‌ترین این اقلیت‌ها، قوم روهینگیا Rohingyaاست. روهینگیا ۴% جمعیت میانمار را تشکیل می‌دهند و بیشتر در ایالت راخین در سواحل غربی میانمار ساکن هستند. آمار رسمی جمعیت روهینگیا ۶ میلیون نفر است اما طبق آمار غیر رسمی جمعیت این قوم که صد در صد آن‌ها مسلمان هستند به ۸ میلیون نفر می‌رسد.

 

ورود اسلام به میانمار

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجرى برمى‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانى مسافرت‏هاى دریایى خود را انجام مى‏دادند و در مسیر خود همچنین دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏ به اسلام مى‏زدند. بعد‌ها بازرگانان مسلمان از مسیرهاى زمینى که از منطقه غربى ‏میانمار و ایالت آراکان این کشور مى‏گذشت ‏به مناطق غربى چین سفرمى‏کردند. بسیارى از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلى‏ آراکان، اقامت کردند و اولین مناطق مسلمان نشین را ایجاد کردند. تاجران چینى در نوشته‏هاى خود از مناطق ایرانى‏نشین‏ در مرزهاى بین میانمار و یونن (ایالتى در جنوب غربى چین) در قرن‏سوم میلادى یاد کرده‏اند. امروز در حدود ۸ میلیون در میانمار هستند و یک زبان محلی به نام روهینگیا دارند که در واقع مسلمانان میانمار را امروز به همین نام می‌شناسند و این زبان هم ترکیبی از عربی، فارسی و ترکی است که نشان دهندۀ این است که اسلام از منطقۀ آسیای غربی به آن منطقه رفته است.

 

چگونگی آغاز بحران حاضر

موج جدید درگیری‌های میان آن‌ها از دو ماه قبل و به بهانه کشته شدن یک زن بدست مسلمانان آغاز شده است. ابتدا در ماه مه ۲۰۱۲ (۱۱ اردیبشهت تا ۱۱ خرداد ۱۳۹۱) ۱۱ مسلمان بی‌گناه به دست نظامیان کشته می‌شوند. پس از آن خبری منتشر می‌شود مبنی بر اینکه یک زن بودایی مورد هتک حرمت سه مرد مسلمان قرار می‌گیرد و کشته می‌شود. این سه مرد دستگیر می‌شوند و یک نفر از آن‌ها در زندان نظامیان می‌میرد و دو نفر دیگر اعدام می‌شوند.

 

در ماه ژوئن (۱۱ خرداد تا ۱۱ تیر) یک اتوبوس حامل مسلمانان مورد حمله بودائیان قرار می‌گیرد. این بار یک بودایی می‌میرد. متعاقب آن شبه نظامیان تندروی بودایی که «ماگ» خوانده می‌شوند، به مناطق مسلمان نشین در استان راخین حمله می‌برند و بیش از ۲۰ روستا و حدود ۲۰۰۰ واحد مسکونی را به آتش می‌کشند.

 

روز دهم ژوئن (۲۱ خرداد) آقای «تین سین Thein Sein» رئیس جمهور میانمار در استان راخین وضعیت فوق العاده اعلام می‌کند. حملات بودائیان تندرو به مسلمانان از این پس تحت حمایت ارتش آغاز می‌شود؛ ۱۰۰۰ نفر از مسلمانان بی‌گناه کشته، ۵۰۰ نفر زخمی و ۳۰۰ نفر ربوده شدند. این کشتار کماکان ادامه دارد. ولی از آنجا که دولت به هیچ خبرنگاری اجازه حضور در منطقه راخین را نمی‌دهد، کسی از ابعاد فاجعه باخبر نیست. البته تصاویری که در اینترنت قرار گرفته است، صحنه‌های دلخراشی را روایت می‌کنند. کشتار فجیع زنان و کودکان خردسال و یا نمایش صد‌ها جسد سوخته شده در محوطه یک مدرسه از جمله این صحنه‌ها و تصاویر است.

دولت میانمار برای رفع اختلافات و مشکلات میان مسلمانان و بوداییان، سیاست کوچ اجباری کل ۶ میلیون مسلمان روهینگیایی را از منطقه آرکان اتخاذ کرده است. به واسطه این سیاست اتخاذ شده از جانب دولت قریب به ۱۵۰ هزار نفر از مسلمانان آرکان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند و ۴۰ هزار نفر به مالزی و تعداد قابل توجهی به دیگر کشورهای آسیایی مهاجرت کردند. در آخرین اظهار نظر رییس جمهوری میانمار بیان شده است که ۸۰۰ هزار نفر از این قوم را باید از میانمار اخراج کرد تا تنش‌ها پایان یابد.

 شمار زیادی از مسلمانان آواره (از ۹۰هزار نفر تا ۳۰۰هزار نفر) هم اکنون در اردوگاه‌های مناطق مرزی نزدیک به بنگلادش به سر می‌برند، اما از ظلم نظامیان میانمار و خشم طبیعت در امان نیستند؛ از یک طرف در اردوگاه‌هاى مرزى که در آن‌ها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود، گرسنگی، باران‌های موسمی و بیماری‌های واگیر آن‌ها را آزار می‌دهد و از طرف دیگر، به گفته نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» Sunday times، نظامیان مردم مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، به زنان در جلوی چشم دیگران تجاوز می‌کنند و هر کسی را که دلشان می‌خواهد به قتل می‌رسانند. آن‌ها اگر با قایق به بنگلادش فرار کنند، پذیرفته نمی‌شوند چون دولت داکا می‌گوید گنجایش پذیرش بیش از ۳۰۰ هزار آواره میانماری را ندارند. اگر به تایلند بگریزند، به دریا برگردانده می‌شوند تا بر اثر گرسنگی و تشنگی بمیرند و یا امواج اقیانوس آن‌ها را ببلعد. به همین خاطر، در سرزمین مادری خود می‌مانند و منتظر مرگ می‌نشینند؛ مرگی که یا به دست بودائیان متعصب و تحریک شده رقم می‌خورد و یا بر اثر خشم طبیعت، باران‌ها و گردبادهای موسمی و بیماری‌های واگیر و خطرناک از راه می‌رسد.

… دکتر «محمد عزمی» فعال حقوق بشری و عضو اتحادیه تشکل‌های اسلامی مالزی با بیان اینکه کاروان دریایی کمک به مسلمانان میانمار در حال شکل‌گیری است، گفت: اکنون قریب به ۲۰۰ هزار مسلمان آواره در میانمار وجود دارند و آمار کشته‌ها به ۵۲ هزار نفر رسیده است و این در حالی که بیش از ۵۰ روستا و ۲۶ مسجد کاملا به آتش کشیده و ویران شده‌اند. متاسفانه خواهران و برادران مسلمان منطقه آرکان عملا در محاصره قرار گرفته‌اند و هیچ راه زمینی یا دریایی‌ای برای ارتباط منطقه آرکان با بیرون وجود ندارد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، سازمان عفو بین الملل Amnesty internationalبا اذعان به قتل عام مسلمانان میانمار که با اطلاع کامل دولت این کشور صورت می‌پذیرد، در گزارشی اعلام کرد: تعداد کشته شدگان در جریان حملات بوداییان به مسلمانان به ۲۰ هزار نفر رسیده است.

 

سابقه‌ی ظلم و خشونت میانمار علیه مسلمانان

تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند، در آن مقطع یک بودایی به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می‌رسد و با مسلمانان بنای ناسازگاری می‌گذارد و اجرای قوانین اسلامی را ملغی می‌کند. از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با دولت شروع می‌شود. از آن زمان است که حقوق مسلمانان نادیده گرفته می‌شود، تبعیض‌ها تشدید می‌شود و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می‌شوند و حتی به سطح بین المللی نیز می‌رود و تا امروز نیز از موضوعات حقوق بشری در سطح بین الملل است. در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه‌های چریکی تشکیل دادند و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت‌‌ رها بشوند، به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت کردند و در آنجا زندگی می‌کنند.

ارتش ظالم میانمار، روهینگیا را در ۱۹ عملیات نظامی از سال ۱۹۶۲ تاکنون مورد هدف قرار داده است. عملیات در حال اجرای ناساکا، رفتار غیر انسانی با جمعیت روهینگیا داشته و مردم آن را قتل عام و شکنجه می‌کند. درسال ۱۹۷۸ در عملیاتی به نام ناگامین (شاه اژد‌ها) حدود ۲۰۰ هزار نفر به بنگلادش فرار کردند. دولت در سال ۱۹۸۲ تابعیت مسلمانان را لغو کرد و آن‌ها را تحت فشار قرار داد به طوری که تا سال ۱۹۹۲ حدود ۳۰۰ هزار مسلمان مجبور به مهاجرت از کشور و فرار به بنگلادش شدند و اکثراً اعدام، دستگیر و یا مورد تجاوز واقع شدند. بار‌ها مسلمانان به بنگلادش و تایلند فرار کرده‌اند ولی در ساحل این دو کشور اجازه ورود نداشته و کشتی آن‌ها را غرق کرده‌اند. در سال ۲۰۰۸ گردباد «نارجیز» میانمار را درنوردید. دولت نیز با ممانعت از رسیدن کمک‌های بین المللی به اقلیت‌های غیربودایی (مسلمانان و مسیحی‌ها) مرگ شمار زیادی از آن‌ها را رقم زد.

 

حال به برخی از ظلم‌ها و ستم‌هایی که در حق این مردم روا داشته می‌شود و نهادهای رسمی بین المللی از جمله سازمان ملل آن‌ها را اعلام کرده است، اشاره می‌گردد:

•رژیم میانمار از صدور کارت هویت برای مسلمانان امتناع می‌کند و به همین خاطر این مردم نمی‌توانند در داخل کشور تردد کنند. علاوه بر آن، دولت برای مسلمانان گذرنامه صادر نمی‌کند و لذا آن‌ها از مسافرت‌های خارجی محروم هستند؛

•دولت میانمار به مسلمانان روهینگیا اجازه سفرنمی دهد و اگر آن‌ها بخواهند از یک روستا به روستای دیگر بروند باید مبلغی را به عنوان مالیات به دولت بپردازند.

•تحصیل در دانشگاه‌ها برای مسلمانان ممنوع است؛

•مسلمانان نمی‌توانند در ادارات دولتی استخدام شوند؛

•مسلمانان بدون کسب مجوز نمی‌توانند ازدواج کنند و برای گرفتن این مجوز هم باید مالیات بدهند و پس از ازدواج نیز نمی‌توانند بیش از دو فرزند داشته باشند؛

•بالغ بر ۴۰ هزار نفر از کودکان روهینگیا در غرب میانمار به این خاطر از هرگونه تحصیل و سفر و… محروم هستند که والدین مسلمان آن‌ها بدون اجازه دولت ازدواج کرده‌اند و خودشان جزو فرزندان سوم و یا چهارم هستند. این کودکان شناسنامه ندارند؛

•خانواده‌های مسلمانان میانمار مجبور هستند تا در هر سال یک عکس خانوادگی را که شامل تمامی اعضای خانواده آن‌ها باشد به دولت تحویل بدهند و در صورتی که نوزاد جدیدی در خانواده آن‌ها متولد شده و یا یکی از اعضای خانواده آن‌ها درگذشته باشد باید مبلغی را به عنوان مالیات به دولت بپردازند.

•آن‌ها اغلب برای بیگاری (کار اجباری) برده می‌شوند و از آن‌ها به زور اخاذی می‌شود؛

•خدمات عمومی مثل خدمات بهداشتی و آموزش و پرورش از مسلمانان روهینگیا دریغ می‌شود و بی‌سوادی در میان آن‌ها تا ۸۰ درصد است و در واقع، هیچ نهادی وجود ندارد که مشابه دولت آن‌ها را سرپرستی نماید؛

•این مسلمانان حق مالکیت بر زمین را نیز ندارند. این آزار‌ها و شرایط ضدانسانی بسیاری از بومیان روهینگیا را وادار می‌کند که از زادگاه خود به سمت کشورهای بیگانه مثل بنگلادش، تایلند و مالزی بگریزند، اما اغلب جان خود را از دست می‌دهند و یا به جای اول بازگردانده می‌شوند.

•مسلمانان روهینگیا اجازه تعمیر و نوسازی مساجد و یا مدارس خود را بدون مجوز دولت ندارند و هر کسی که اقدام به نوسازی این بنا‌ها کند زندانی می‌شود و از همین رو به مدت ۲۰ سال است که در این منطقه مسجد و یا مدرسه جدیدی ساخته نشده است.

•اگر مسلمانی در میانمار قصد دایر کردن فروشگاهی را داشته باشد باید با یک بودائی شریک شود. فرد بودائی در این شرکات هیچ سهمی را نمی‌پردازد اما از سود حاصل از این فروشگاه بهره‌مند می‌شود.

•دولت ژنرال «نی وین Ne Win» ‏ پس از روی کار آمدن در ۱۹۶۲ رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در ۱۹۸۰ پس از گذشت ۱۸ سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.

•«تین سین»، رئیس‌جمهور فعلی میانمار جمعیت ۸۰۰ هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان شهروند میانمار نیستند یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.

•خانم «آنگ سان سوچی» Aung San Suu Kyiرهبر مخالفان دولت میانمار و رهبر حزب «ان. ال. دی» (اتحاد ملی برای دموکراسی) National League for Democracyنیز که به تازگی (پس از ۲۱ سال) از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.

این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های اصلی جهان نادیده گرفته شده است، لزوم توجه جدی و همت کشور‌ها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد. یک ماه اخیر در کنار بعضی از پایگاه‌های اینترنتی، رسانه‌های اندونزی، مالزی، شبه قاره و تلویزیون‌های پاکستان و ایران تحولات ایالت راخین را پوشش می‌دادند. با این حال، هنوز رسانه‌های تأثیرگذار بیین المللی مثل «سی ان ان»، «بی‌بی‌سی» و «الجزیره» در قبال تحولات غرب میانمار ساکت هستند. شیخ «عبدالمعروف» یکی از رهبران دینی میانمار در ارتباط با عمق مظلومیت هموطنان مسلمان خود گفت: مسلمانان برمه در سایه سکوت کشورهای مسلمان کشتار می‌شوند. هیچ ملتی تاکنون این گونه در میان این درجه از خونسردی و سکوت بین المللی و بی‌خیالی سرکوب نشده بود! «تون خین» رئیس سازمان «روهینگیا» می‌گوید: جامعه جهانی باید یک اقدام فوری در رابطه با وضعیت موجود در میانمار انجام دهد.

 میانمار عضو سازمان آسه آن (کشورهای آسیای جنوب شرقی) (ASEAN: Association of South-East Asian Nations) است. در آ سه آن چند کشور مهم مسلمان وجود دارند مثل اندونزی، مالزی، برونئی و یک بخش زیادی از مسلمانان در فیلیپین و تایلند زندگی می‌کنند. باید با این کشور‌ها رایزنی صورت گیرد تا سازمان آسه آن نیز موضع قوی در ارتباط با این موضوع بگیرد.

 

علل و ریشه‌های بحران در میانمار

۱. تبعیض نژادی

به گفته «سلکوم کولاک اوغلو» کار‌شناس ترک حاضر در سازمان تحقیقات استراتژیک بین الملل آنکارا، دولت میانمار از زمان استقلال این کشور، یک سیاست حذفی را در قبال مسلمانان بکار گرفته تا کشوری را براساس آئین بودا تشکیل دهد. در این زمینه سایر مذاهب و گروه‌های قومی یا مجبور به همسان شدن با بودائیان شده‌اند و یا آنکه به اجبار دست به مهاجرت زده‌اند. این سیاست با هدف کاهش نفوذ گروه‌های مختلف دینی در میانمار انجام شده است. محمد الماسری می‌گوید که «یو نو» U Nuاولین رییس جمهور میانمار مسئول رسمی کردن آیین بودایی در میانمار بود. بعد از عزل وی در ۱۹۶۲، ژنرال «نی وین» General Ne Winتمام سربازان مسلمان را از ارتش اخراج کرد. میانمار در حال حاضر شاهد پاک سازی نژادی تمام عیار هست، مثل چیزی که در میانه دهه ۱۹۹۰ در بوسنی و هرزگوین جریان داشت و یا صهیونیست‌ها در حق فلسطینی‌ها انجام داده‌اند. هیچ بعید نیست که در مورد مسلمانان میانمار هم مثل فلسطین و بوسنی معامله پشت پرده‌ای میان غرب و دولت نظامیان میانمار صورت گرفته باشد.

 

۲. منافع آمریکا و چین و…

آمریکا ولع سرمایه گذاری در میانمار را دارد و بقیه مسائل حاشیه‌ای محسوب می‌شوند، هرچند پای کشتار فجیع هزاران انسان در میان باشد. «سیت (سعید) دمیر» از صندوق کمک‌های انسان دوستانه ترکیه (IHH) نیز در این باره می‌گوید: قدرت‌های اصلی منافع مشخصی را در میانمار دارند و به دلیل این منافع در قبال وضعیت موجود در این کشور سکوت کرده‌اند. دمیر در ادامه افزود: میانمار همچنین منابع طبیعی مهمی دارد در نتیجه سیاست‌های آمریکا و چین در میانمار درگیر هستند. و هر دو یعنی پکن و واشنگتن به دولت میانمار چشم دوخته‌اند. خانم «هیلاری کلینتون» نیز دو هفته قبل به میانمار رفت و در دیدار با «تین سین» رئیس جمهور این کشور، وعده داد که سرمایه گذاران آمریکایی را روانه میانمار کند. سیاست آمریکا در مورد میانمار (و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا) این است که خود کنترل اقتصادی و سیاسی این کشور را در دست بگیرد و میانمار را در مقابل چین قرار دهد؛ سیاستی که دولت به شدت غربگرای آتی تحت رهبری سوچی و حزبش، آن را محقق خواهد کرد. این سرمایه گذاری‌ها قطعاً نوعی گشایش در اقتصاد درحال رکود آمریکا محسوب می‌شود و البته اعتراض به کشتار مسلمانان، ممکن است این فرصت تازه را از آمریکایی‌ها بگیرد. ضمن اینکه پاکسازی و سرکوب مسلمانان به نفع آمریکا هم هست و کاخ سفید در نبود آن‌ها می‌تواند موقعیت خود را در میانمار بهتر تثبیت کند.

 

۳. شرایط سیاسی داخلی ویژه

مسلمانان میانمار قربانی یک شرایط سیاسی ویژه شده‌اند؛ نهاد نظامی از سر اجبار می‌خواهد قدرت را به نهادهای دموکراتیک واگذار کند و دراین بین، با اعلام وضعیت فوق العاده در ایالت راخین، می‌خواهد اهمیت و جایگاه خودش را در مملکت داری به رخ سوچی و چهره‌های غیرنظامی بکشد و بگوید که کشورداری چندان هم آسان نیست. در ماه مه سال ۱۹۹۰ دولت پس از حدود ۳۰ سال نخستین انتخابات آزاد را برگزار کرد و در این انتخابات حزب «اتحاد ملی برای دموکراسی» تحت رهبری خانم «آنگ سان سوچی» توانست ۳۹۲ کرسی از مجموع ۴۸۹ کرسی مجلس را تصاحب کند. اما دولت نظامی پس از مشاهده شکست حزب خود، این انتخابات را باطل کرد. در سال ۲۰۱۱ دولت میانمار تحت فشارهای داخلی و خارجی مجبور شد که به برگزاری انتخابات آزاد تن دردهد. خانم «آنگ سان سوچی» نیز پس از ۲۱ سال از حبس خانگی آزاد شد و اخیرا به غرب رفت و جایزه صلح نوبل که قبلا برنده شده بود را دریافت کرد. اکنون ۴۲ کرسی پارلمان را در اختیار دارند.

 

۴. سیاست وحدت ملی

در این سرزمین نه چندان وسیع ۱۳۵ اقلیت قومی و مذهبی زندگی می‌کنند که مسلمانان با چهار درصد جمعیت بعد از بودایی‌ها قرار می‌گیرند و پس از مسلمانان نیز مسیحی‌ها قرار دارند. به هر حال تا یک سوم جمعیت این کشور را اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند. برخی از آن‌ها سال هاست که با ارتش می‌جنگند و شماری از این اقلیت‌ها هم درگیر تولید موادمخدر هستند. نظامیان خود را ضامن وحدت ملی می‌دانند و طی دهه‌های اخیر از این طریق سلطه خود را بر مردم توجیه می‌کنند.

 

۵. اسلام هراسی جهانی

آن‌ها همسو با غربی‌ها، در چارچوب یک سیاست جهانی هدفمند، اسلام هراسی را در همه جا تبلیغ می‌کنند و کشتار میانمار در اصل، یکی از محصولات همین اسلام هراسی است.

 

۶. سیاست تلافی جویانه بودایی‌ها

میانمار از وقتی که طالبان مجسمه‌های بودا را در افغانستان تخریب کرده، صحنه آشوبهای ضد مسلمان بوده است. تعصب، تعصب به دنبال دارد. آشوب دیگری نیز به علت تخریب مجسمه‌های بودا توسط افراد نا‌شناسی در ماندالیا Mandalayایجاد شد. ۲. شدید‌ترین درگیری‌های میان بودایی‌ها و مسلمانان از دو ماه قبل و به بهانه تجاوز و کشته شدن یک زن بودایی به دست ۳ مرد مسلمانان آغاز شد. به دنبال آن ماجرای اتوبوس و کشتار‌ها و تجاوز به زن‌ها و تبعید‌ها پیش آمد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخواست رسیدگی و حكم شهادت جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی دارستانی ( شادروان )

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:23 ب.ظ

بنام خدا

 ریس جمهور محترم اسلامی ایران - دكتر روحانی

 

 سلام علیكم  احتراما به استحضار عالی می رساند

 موضوع : درخواست رسیدگی و حكم شهادت  جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی   دارستانی ( شادروان )

 

 جانباز 65 درصد  بسیجی هست سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی (59 تا 63) بعداز بارها جانبازی  در سال 1363 رسما  بعلت بیماری در اثر جانبازی خانه نشین و زمین گیر شد و هر روز بستری بود یا در خانه افتاده بود  و تاكنون دوبار بخاطر وخامت جانبازی در زمان جنگ به آلمان اعزام شد.

بعداز سالها زمین گیری و كار افتادگی كلی  و بستری در بیمارستان  در سال 1388 مهرمان به لقا الله پیوست.

در زمان بعلت اعمال نفوذ نماینده سابق و جریان انحرافی-تیم مشایی  -( چون من وبلاگ نویس و روز نامه نگار شناخته شده بودم علیه ایشان می نویشتم) پرونده را ناقض دادند به كمیسیون ماده 15 بنیاد حكم شهادت ایشان صادر نشد. حتی سه برگ اصلی كه اثابت می كرد وی در اثر جانبازی فوت شده در پرونده  بنیاد نبود با نامه بنیاد بعداز  كمیسیون ماده 15 بنیاد با نامه بنیاد از بیمارستان  شفا وایثار اردبیل گرفتم...و نامه و گواهی دكتر دولتی كه تایید نموده بود  ایشان در اثر ات جانبازی  فوت شده را نفرستاده بود ند و من بعداز دوباره از دكتر زمان  فوت  كه بیمارستان  دولتی بودم گرفت.

1-      گواهی پزشك بیمارستان  دولتی آستارا فوت بر اثر جانبازی  2 برگ( تاریخهای 25/11/90  و2/11/89 ) كه به كمیسیون نفرستاده بودند دوباره گرفتم 

2-       مدارك بستری موج گرفتگی و اعصاب و روان  به شماره نامه 11321/10/3-17/11/89(دوبرگ) كه در پرونده بنید نبود

3-      مدارك بیمارستان ایثار بنیاد شهید تخصصی اعصاب و روان اردبیل  نامه شماره 20311/13/5506 -3/11/89 هشت برگ سابقه بستری  موج گرفتگی ..كه در پرونده جانبازی پدرم نبودند

هر سه نامه را بعلت نبودن سوابق با نامه بنیاد شهید  گرفتم..اما به كمیسیون ماده 15 ارسال نشده است

درخواست رسیدگی بعداز سالها اعمال نفوذ در عدم صدور حكم شهادت جانباز 65 درصد  بسیجی هشت سال دفاع مقدس  با توجه به مدارك موثق  و تایید دكتر بیمارستان مرگ بر اثر جانبازی ..درخواست حكم شهادت ایشان را از طرف  10 نفرفرزندان آن مرحوم   و خانواده را دارم..

 

 

 

با تشكر  اسماعیل اسدی دارستانی  (فرزند جانباز 65 درصد حاج اسد الله اسدی دارستانی شادروان )

09119812795

آدرس :  گیلان – آستارا – روستای سیبلی – كوچه بوستان جنوبی – پلاك 41  كد پستی 14444-43951

 






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:22 ب.ظ

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد

 

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ یْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى یَحْكُمَ اللّهُ بَیْنَنَا وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ ﴿87 اعراف ﴾

( شعیب بمومنان گفت )اگر به آنچه من از طرف خدا مامور بتبلیغ آن شده ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاورده و بخصومت برخاستند شما مومنان که ایمان آورده اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند او بهترین دادخواهانست

(ج18 فرهنگ قرآن ، ص250)

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند و نباید نادیده گرفت ایرانیان از زمان باستان قانون مدون داشتند و دارنند و اولین منشور حقوق بشر جهانی توسط ایرانیان بدست كورش كبیر نگاشته شده است و ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر در عالم هستی هستند

خیلی ها فكر می كنند فعال حقوق بشر نباید برای احقاق حق مردم از خشونت یا جنگ حرفی بزند و این در صورتیكه یك اصل قانون اساسی كشور امر به معروف و نهی ازمنكر است یعنی اگر كسی حقوق دیگر مردم را خواست از بین ببرد و با زبان نتوانستی جلوی ظلم را بگیریی می توانی با اعمال زور از حقوق مظلوم دفاع نمود  نمونه بارز مدافعان حقوق بشر در تاریخ اسلام می باشد كه امام حسین برای اجرای امربه معروف و نهی ازمنكر ( همان حقوق بشر ) تسلیم نشد و دراین راه شهید شد و موارد زیادی در تاریخ اسلام می باشد.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و مدافع حقوق بشر  و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال 1998 سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد و از آن تاریخ فعالین حقوق بشر بعنوان یك  مسئله حقوقی شناخته شدند و در راستای مدافع حقوق بشر فرد مصون می باشد واین زمان می برد تا این در جهان فرهنگ شود.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

عده ای بعداز اینكه انترنت به جهان آمد بخصوص ایران  از طریق فضای مجازی سایت و وبلاگ به فعالیت مدافع حقوق بشر پرداختند  و بعنوان شهروند خبرنگار معروف هستند و من اولین كسی بودم كه بعنوان وبلاگ نویس مدافع حقوقبشر و میحط زیست  در فضای مجازی فعالیت كردم و كمتر كسی در جهان است كه نام مرا بعنوان فعال حقوق بشر و محیط زیست نشناخته باشد و بابت این فعالیت وبلاگ نویسی تاوان  زیادی دادم و می دهم..

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده 128 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا مدافعان حقوق بشر  در جهان چون رزمنده ای بدون سنگر در برابر دشمنان خودی و  و غیره  که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان و محروان جامعه ومردم چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان و مردم  را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل و مدافعان حقوق بشر ( مدافع حقوق بشر مطابق  قانون اساسی طبق اصل ... بعنوان امر به معروف و نهی از منكر شناخته می شود اما در عمل اجرا نمی شود و این اصل ق ا كشور بیشتر نادیده یا تفسیر لاغیر انگاشته  می شود ) از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل  و مردم خود فریاد بزندو دفاع كند ، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی و موقعیت خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی  و مدافعان حقوق بشر که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی و زندگی وسر نوشت  خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان و مردم تضییع نشود را باید ستود.

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرو اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست  جهانی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:22 ب.ظ

تمام بدبخت های كشورهای اسلامی و عربی از ساختار غیر دموكراتیك سازمان ملل و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور غیر اسلامی است...كه   در شورای امنیت سازمان ملل چون كشورهای اسلامی نماینده ندارنند كشورهای اسلامی باعث تاخت و تاز شدند..

من پشنهاد  می كنم  در سازمان ملل اگر قرار است  حق وتو و عضویت دایم باشند و دو عضو اضافه شود   یك عضو ایران ازس وی شیعیان جهان  و یك عضو مصر از سوی سنی های جهان چون از داخل كشورها این دو كشور كشورهای هستند با رای مسئولان انتخاب می شوند..

من شخصا بعنوان فعال حقوق بشر باید ساختار سازمان ملل و شورای امنیت مخالف هستم چون از سال 1945 یعنی بعداز جنگ جهانی دوم  چون بیشتر كشورها در  اشغال 5 كشور بودند وضعیت آن روز كشورها را مجبور كرد حق وتو و عضویت به پنچ كشور بدهند  چون ترس و اشغال بود..اكثر كشورها در اشغال این 5 كشور بودند ..الان 170 كشور مستقل است باید  منشور سازمان ملل و شورای امنیت با رای مجمع عمومی اصلاحات و حق عضویت دایم  و وتو 5 كشور حذف شود در غیر اینثصورت كشورهای اسلامی از سازمان ملل استعفا بدهند ...

 یك سازمان ملل دیگر در بیت المقدس تشكیل دهند...یا اینكه حق وتو این 5 كشور حذف یا دو عضو دایم و دارای حق وتو از مسلمانان شیعه وسنی اضافه شود..

و اما :مردم یک کشور یقینا بر اساس سنت الهی که در قرآن مجید نیز برآن تصریح شده است حق دارند که در خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند تغییر ایجاد کنند و الا کسی از بیرون برای آنها تغییری ایجاد نخواهد کرد. از این رو می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که مردم حق دارند حکومت خود را تعیین کنند. نمونه ها ومصادیق بارز عینی زیادی نیز بر همین اساس در اقوام گذشته وحال در طول تاریخ قابل مشاهده است. بنابراین قرآن مجید نیز به صراحت فرموده است: خداوند سرنوشت هیچ گروه وقومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آن گروه و قوم خودشان موجبات تغییر در سرنوشت خود را به وجود آورند. اینکه انقلاب چگونه شکل می گیرد ، خوب واقعا به وجود آوردن یک انقلاب کار بسیار سخت، پیچیده ، حساس ومهمی است وبه وجود آوردن انقلاب کار هر کسی نیست، اما عموما انقلابات مردمی که امروز با آنها مواجه هستیم ناشی از تراکم یک سلسله ازرفتارها وناهنجاری های اجتماعی در سطح ملی است که مردم با آن مواجه می شوند. تراکم ناهنجاری ها و افزایش جو خفقان موجب می شود مردم یک جامعه از حقوق اولیه اجتماعی و شهروندی خود محروم شوند و طبیعی است که در یک چنین جامعه ای مردم ناگهان به سمت احقاق حق ومسائلی از این دست حرکت می کنند.

گفته می شود انقلاب های منطقه نشات گرفته از انقلاب ایران است. اکنون سالها از انقلاب می گذرد چگونه این انقلاب توانسته سرمشق انقلاب های کنونی شود؟
انقلاب اسلامی در سالهای گذشته توانست مراحل بسیار سخت وصعب العبوری را پشت سربگذارد. موفقیت ها، پایداری وایستادگی های  ملت ایران و رهبر فرزانه انقلاب همه در این سالها مدنظر ملت ها بوده است. این دستاوردها با توجه به پیشرفت های چشمگیری که ملت ما در عرصه ها وزمینه های مختلف علمی وفناوری وتکنولوژی های روز دنیا  آن هم باوجود تحریم ها به دست آورد مایه سرمشق و الهام سایر کشورها شد. با توجه به جهت گیری های رسمی ضد انقلاب وهمین طور برخی کشورهای غربی به خصوص آمریکا که در مقابل ایران اسلامی از خود نشان دادند، همه نشان می دهد که این انقلاب نقطه امیدی برای کشورهای منطقه است، چرا که وقتی آنها دیدند که جمهوری اسلامی در مقابل همه سختی ها ومشقت ها ایستادگی کرده و در خیلی از موارد دشمنانش را به سوی یک شکست عظیم سوق داده طبیعی است که انقلاب ما در خاورمیانه ودر جهان بسیار تاثیرگذار می شود. اگر بخواهیم مثالی بزنیم سیدحسن نصرالله در اظهاراتی در خصوص انقلاب ایران گفت: ما درس مقاومت را از محمد حسین فهمیده ها یاد گرفتیم و بر اساس آن شهامت ها، رژیم صهیونیستی را از سرزمین خودمان بیرون کردیم وهمین نقطه امیدی برای مجاهدین عزیز حزب الله ومقاومت لبنان شد ومتعاقب آن جنبش حماس وجهاد اسلامی امیدوارتر از گذشته از انقلاب تاثی جستند .

به نظر می رسد غربی ها اکنون برای مهار انقلاب ها به پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی روی آورده اند
حضور جمهوری اسلامی به عنوان یک وزن برتر ومهم در منطقه برای ابرقدرت ها یک وحشتی را ایجاد کرد که آمریکا وغرب همواره پروژه ایران هراسی وشیعه هراسی را در دستور کارخودشان قرار دادند و تبلیغات مسمومی هم در این زمینه انجام دادند اما خوشبختانه هیچ کدام از برنامه های آنها تا به حال به نتیجه نرسیده است. بر همین اساس انقلاب تونس اتفاق افتاد متعاقب آن مصر وبعد در سایر کشورهای دیگر از جمله بحرین ویمن .درکشورهای بحرین ویمن چون تعداد شیعیان زیاد است ،می توان گفت که پاشنه آشیل غربی ها در خاورمیانه شده است. یعنی مساله جمعیت قابل توجه شیعیان در بحرین، عربستان و حتی یمن به نگرانی و سردمداران وحاکمان وابسته به غرب تبدیل شده است.  این وحشت حتی حاکمان این کشورها را واداشته است تا دست به اقدامات ضد بشری بزنند. لشکرکشی یک کشور عربستان سعودی  به داخل خاک بحرین و بحث مداخله در اموراین کشور از سوی عربستان وامارات ، که بسیاری از مبارزین انقلابی را بازداشت کنند ویا از شهر وکشورشان اخراج کنند ویا به شهادت برسانند همه از جمله اقدامات شکل گرفته دراین کشور است و طبیعی است که فریاد علما ومراجع دینی وسیاسیون ومسئولان، نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهای دیگر را نیز بر می انگیزد .

غربی ها درباره خشونت های به کار گرفته شده از سوی قذافی درلیبی حساسیت های زیادی به خرج  دادند، طوریکه حتی خود را مجاز به حمله نظامی علیه این کشور دانستند اما دربرابر جنایات حکام بحرین علیه مردم وشیعیان این کشور هیچ موضعی اتخاذ نمی کند؟ دلیل این موضوع چیست؟اكثریت مردم بحرین شیعه هستند و اقلیت سنی بدون انتخابات با دیكتاتوری می كنند  و تاكنون شاه بحرین برای اینكه كشور بحرین را از اكثریت شیعه تغییر دهد عده ای زیادی را از كشورز اخراج یا تبعید و شهید كرده و بالی چهارصد هز ار نفر از اتباع سنی عربستان و عراق و امارات وحتی  هند و.. كه عرب بودند تابعیت داده است و جهانیان سكوت كردند
متاسفانه کشورهای غربی عموما هر جا که منافعشان درخطرباشد در راستای حفظ منافعشان حرکت خواهند کرد وبا لابی گری ها واعمال نفوذهایی که انجام می دهند ، خواستار احیا منافع درخطر افتاده خود می شوند یعنی همان چیزی که در حال حاضر در خاورمیانه اتفاق افتاده  وامروز ما شاهد آن هستیم . غربی ها تنها به منافع خود می اندیشند نه به منافع مردم بی دفاع بحرین وبه همین دلیل با حکام این کشور یکی شدند بر ضد مردم بی گناه واجازه لشکرکشی به نیرهای عربستان وامارات داده اند.

مثال ساده دولت و ریس جمهور و مجلس مصر كه با انقلاب بوجود آمد  و با رای مستقیم مردم مصر  توسط  نظامیان وابسته به غرب واسراییل كوتا شد و ریس جمهور  مصر بازداشت و محاكمه شد و غربیان بجای تحت فشار یا تصویب قطعنامه علیه دولت كودتا كمك مالی و معنوی كردند به دولت كودتا این است .

 یا درلیبی كه انقلاب شد با سرازیر كردن پول بعداز قذافی در انتخابات با پخش پول و تبلغات وزیر دادگستری قذافی  را ریس دولت كردنو همچنین انقلاب های بهار عربی را خفه كردند ..

كسی نیست سوال كنند این چه سازمان وش رای امنیت و حقوق بشری غربی است كه تمام حاكم های عربی بدون انتخابات هستند  از جمله عربستان و امارات و....چرا امریكا و غرب كه ادعایی حقوق بشری دارنند از آنها دفاع می كنند.

وظیفه مجامع بین المللی وسازمان ملل متحد وهمچنین مسلمانان دیگر کشورها ، در برابر کشتار ظالمانه شیعیان ومردم بحرین چیست ؟
وظیفه حمایت از مردم بی دفاع بحرین ، وظیفه بسیارسنگینی است . من اعتقاد دارم که جمهوری اسلامی به خصوص دستگاه سیاست خارجی باید بتواند نسبت به این جنایاتی که علیه انسانها ودر راستای نقض حقوق بشر در بحرین وسایر کشورها صورت می گیرد ، قوی تر عمل کند ، گرچه این مسائل زیرسر آمریکا است وهمه نقشه ها از طریق آنها انجام می شود. سران کشورهای اسلامی باید در اسرع وقت یک اجلاس اضطراری داشته باشند و با اولین نشست درخصوص این موضوع مساله احقاق حق مردم بی گناه ومحاکمه سران جنایتکاری که مردم وشیعیان بی دفاع را به خاک وخون می کشند، رسیدگی وپیگیری کنند این اولین اقدام است . اقدام بعدی این است که کشورهای مسلمان باید بدانند مساله ای که روابط بین المللی  وبه خصوص در سازمان ملل وجود دارد مساله حق وتو است ، چرا باید چند کشوردر دنیا حق وتو داشته باشند اما کشورهای اسلامی با این همه قدرت ونیرو یک چنین حقی را نداشته باشند ، این یک ظلم بزرگ در حق کشورهای اسلامی است.

یا كشتار مردم عراق و سوریه توسط داعش و سلفی ها كه از دیكتاتور عربستان و قطر و امارات و اسراییل  تامین مالی و معنوی می شوند چرا سكوت می كنندو چرا اجازه حضور دارنند...پس سازمان ملل و شورای امنیت كارایی اش را از دست داده است ..

اگر سازمان ملل وجود دارد چرا آمریكا و گروه ائتلاف بدون تصویب قطعنامه سازمان ملل به داعش در سوریه و عراق حمله كردند....چرا وقتی حمله می كنند چرا با قانون بین الملل حمله می كنند و چرا بجای اینكه داعش را هدف قرار بدهد  تاسیسات زیر بنایی عراق و سوریه را هدف قرار می دهند..

dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سازمان ملل نیاز به اصلاحات كلی دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم 5 كشور یعنی دیكتاتور ی

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:21 ب.ظ

سازمان ملل  اصلاحات كلی نیاز  دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم  5 كشور  یعنی دیكتاتور ی
 
واقعا جای سوال است..در سازمان مللی كه تمام ملل د آن عضو هستند  همانند مجلس شورای ملی شاهنشاهی است كه مردم انتخاب می كنند  و شورای امنیت همانند مجلس سنا كه از 60 نفر  آن30  توسط مردم و 30 نفر توسط توسط شاه دیكتاتور...حتی انتخاب دبیركل  بدون توافق شورای امینت سازمان ملل غیر ممكن است و در منشور سازمان ملل شورای امنیت بعنوان دایه یا قیم جهان كا ر می كند...دبیركل بجای شاه است كه بدون شورای امنیت هیچ قدرتی ندارد ..بنظر من ساختار قانون اساسی مشروطه همانوریكه ازانگلیس و فرانسه گرفته شده است ..منشور سازمان ملل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل از قوانین مشروطه انگلیس و بعضی قوانین ناقض فرانسه گرفتهش ده است. در تاسیس سازمان ملل كه اكثر كشورها شاهان و دیكتاتورهای بی مغز و بدون فكر و خون ریز داشتند و از سیاسیت سر نمی آوردند یا خیلی از كشورها تحت استعمار بیشتر انگلیس و بقیه فرانسه و آمریكا ،شوروی و چین قرار داشتند   سازمان ملل دست این چند كشور بود و امپرطوری عثمانی شكست خورده بود و ایران در اشغال انگلیس و روسیه بود دولت مستقل نداشت و اكثریت كشورهای اسلامی تحت اشغال غربی ها بودند ..منشور سازمان ملل و شورای امنیت بنفع  5 كشور نوشته شد.. بقیه كشك بودند...
اگر قرار بر جمعیت  بو د باید یك عضو شورای امنیت  هم از مسلمان بودند یا اگر به جمعیت مذهب بود ...مسیحان جهان یك هفتم جهان را تشكیل می دهند و مسلمانان هم یك هفتم جهان .. باید مسیحان یك رای داشتند نه 4 عضو آن عضو دایم سازمان ملل باشند ...یهودیان كه تكلیفشان محشص است اروپاییان و آمریكا  و روسیه همیشه از حق آنها بعنوان حق وتو استفاده كردند و اگر استفاده به حق وتو كشورها نگاه كنید بیشتر حق وتو اعضای دایم  شورای امنیت سازمان بنفع اسراییل استفاده شده است...
باید منشور حقوق بشر و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تا حذف عضویت دایم و حق وتو 5 كشور اصلی  به حالت تعلیق در آید..چون منشو حقوق بشر سازمان ملل با ساختار غیر دموكراتیك و رای گیریی سازمان ملل جور نمی آید .. سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل دارد با دیكتاتوری و مصونیت 5 كشور اداره می شود این سازمان ملل به نفع 5 دیكتاتور است و منشور های سازمان ملل با بودن این 5 كشور قابل توجیه نیست ...
برای من همیشه جای سوال است بعنوان فعال  و كارشناس حقوق بشر جهانی این است چرا كشورهای سازمان ملل به این امر مهم اعتراض نمی كنند آخر چطور كشورهای فرانسه و آمریكا و انگلیس شعار و پرچم دار حقوق بشر و دموكراسی هستند ..خودشان باعث دیكاتوری در سازمان ملل و شورای امنیت هستند و عضویت دایم  و حق وتو خود دیكتاتوری مطلق پنج كشور در جهان است ( چون چین  و روسیه  كشور دموكراتیك نیستد از آنها انتظاری نمی رود لا اقل شعار حقوق بشر نمی دهند)

مثال ساده در مسئله به رسمیت شناختن  و عض.یت فلسطین در سازمان ملل با تهدید وتو غرب بخصوص آمریكا تاكنون مسكوت مانده است و تمام جنگ های خاور میانه  فلسطین  و ... است چون اگرفلسطین یك عضو سازمان ملل شود و دو كشور اسراییل و فلسطین تقسیم شود و بیت المقدس طبق خواست فلسطینان و یهودیان اشغالگر به دو بخش  پایتخت فلسطین و اسراییل تبدیل شود این دو كشور تاسیس مشكل خاور میانه حل می شود چون این بحث مقاله مجزا است این بحث را اینجا قطع می كنم...
 یا داعش كه بوجود آمد همین یزر سر این حق وتو غرب و روسیه است .. اگر نبود این حق وتو سازمان ملل در خصوص سوریه عمل می كرد الان جنگی در سوریه نبود و داعش  5 هزار كلیومتر خاك عراق و سوریه را اشغال رنمی كرد و  دولت اسلامی تشكیل نمی داد و اینقدر انسان كشته نمی شد ...
اگر ریشه نگاه كنیم ..اگر شوروی حق وتو نداشت وقتی افغانستان را اشغال می كرد شورای امنیت مستقل و با رای سازمان ملل بود قطعنامه علیه اشغال افغانستان در شورای امنیت صادر می كردندو غرب و كشورهای اسلامی دیگرنیاز نبود
القاعده و چریك ها و مجاهدین را تاسیس و تجهیز كنند و الان هم شاید بن لادن  شاهزاده سعودی زنده بود در گوشه ای  عربستان عشق و حالش را می كرد وچیزی بنام القاعده و تندروی اسلامی تاسیس  نمی شد  و اگر  القاعده نبود  دیگر خبری  از داعش و النصره و.. نبود همه زیر سر  شورای امنیت و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور است....
آیا برای شما سوال شده است چرا مقر سازمان ملل اصلی در آمریكا بقیه در اروپایی غربی است مگر  كشورهای آسیایی و افریقایی انسان نیستند مگر حق عضویت نمی دهند ..می دانید با استقرار سازمان ملل در آمریكا  این كشور مشروعیت جهانی پیدا می كند و ارزش پولش بالاست و میلیونها شغل از جانب  این مقر سازمان ملل برای آمریكا خرج می وشد و مثال ساده فقط نزدیك 170 كشور عضو و.. اینها ساختمان و نگهبان و نظا فچی و غذا و... می خواهند همه از آمریكا تامین می شود....مثال وقتی سران كشورها به آمریكا می رود اولا : آمریكا مشروعیت پیدا می كندو ارزش زمین و پول و.. بالا می رود و میلیارد ها دلار  از بابت ورود سران به خزانه آمریكا واریز می شود و مغازها و كارخانه ها و شركت های مكنیتی و پلیس و.. آمریكادر چند روز بودن سرران در آمریكا میلیارد میلیاردها دلار سود می كنند كه غیر قابل شمارش است ..
مثال مقر حقوق بشر سازمان ملل در ایروپا از بودن این مقر ها می دانید چقدر افراد آن كشورها مشغول و چند ین هزار شغل ایجاد می شود... چرا یك مقر هم در افریقا و اسیا تاسیس نمی شود ..
چرا مقر سازمان ملل را به اسیا نمی اورندمثال بیت المقدس ..طبق منشور سازمان ملل در سال 1948 كه كشور اسراییل  و فلسطین تاسیس شد ..بیت المقدس طبق تصویب  خود سازمان ملل یك شهر بین المللی است كه تاكنون توسط اسراییل اشاغل شده است  بنظر من  مقر اصلی سازمان ملل را از نیورك به بیت المقدس بیاوردند دیگر اختلافات فلسطین و اسراییل( اشغالی ) حل می شود...و بیت دالمقدس طبق مصوبه سازمان ملل 1948 یك شهر بین المللی باید توس ط سازمان ملل اداره شود...وقتی منشور سازمان ملل و شورای امنیت و منشور حقوق بشر را می خوانیم خیل اصلاحات می خواهد

باید حق عضویت 5 كشور و حق وتو این پنچ كشور  در شورای امنیت حذف و اعضای شورای امنیت موقتی با رای اعضای سازمان ملل باشد..

سازمان ملل ذر سال 1945 تاسیس شده با عضویت حدود 50 كشور جهان كه پنچاه كشور بیشتر آین 50 كشور در استعمار پنج كشور روسیه و فرانسه و آمریكا و چین ر، بریتانا  بودند...هماكون اكثریت كشورها از استعمار خارج شدند  و هماكنون حدود 170 كشور وجود دارد باید اصلاحات در منشور سازمان ملل و حقوق بشر و شورای امنیت انجام شود و مهم تر از همه  عضویت دایم و حق وتو پنچ كشور باید حذف شود این یعنی دیكتاتوری كامل 5 كشور در سازمان ملل و سازمان ملل مشروعیت قانونی نداردبا بودن حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور ومنشور ناقض و قدیمی... قوانین سازمان ملل باید بن روز رسانی و اصلاحات شود...

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است،  روسیه(اتحاد شوروی ) 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

 با این وصف از حقو قدانها جهان و روسای جمهور ها ( از شاهان انتظار نمی رود ) انتظار داریم هر چه زودتر منشور سازمان ملل و شورای امنیت را اصلاح كنند و حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور دیكتاتور و برهم زننده نظم جهان را حذف كنند آنهم با رای مجمع عمومی ..دیگر نمی شود پنچ كشور جهان قلدوری كنند و خود را قیم جهان بدانند...
dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مناظره خر

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:21 ب.ظ

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! "

dardnewws.ir

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ

ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ

ﺧﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻭﺣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ ﻧﻪ ﺭﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺩ ﻧﺎﻥ؟

ﺧﺮ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﺎﺭﻭ ﺯﺩﻧﺶ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ

ﺧﺮ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺖ ﺯ ﺧﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ
ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪﺳﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ

ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ

ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ...!!!!!)

شاعر احمد میرزا






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

می خواهم گرگ چرانی كنم اسماعیل بابا

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:21 ب.ظ

دلنوشته اا دارستانی

گرگها آغوش خود را باز كنید تا اسماعیل بابا بیاید   dardnews.ir


می ترسم از گرگ صفت هااما چاره ای نیست سراغ همان گرگی می روم که جن از او می ترسد......... چه كنم زمانه مرا ورق را اینطور عوض كرد گرگها آغوش خود را باز كنید تا اسماعیل بابا بیاید...دنیا خیلی ......
خسته تر از  همیشه در زاد روز تولدم  سنگینی پلک هارا با آب سبک می کنم و نگاهی به گنجشک های داخل حیاط منزلمان می اندازم وگوش جان می سپارم به آواز آنها که به یکباره حسرت پرواز به دلم گذاشتند پروازی که در آن خبری از تابلوهای عبور ممنوع توقف مطلقا ممنوع و راه یکطرفه نیست.


می ترسم از عشق دوباره اماچه باید کرد که هنوز دلتنگ و اسیر لحظه های با تو بودن هستم.

می ترسم از وابستگی ها اما چه باید کرد که هنوز بدنبال چتری هستم برای خیس نشدن زیر این باران تنهایی.

می ترسم از سردی این هوای دلم اما میدانم که باید خانه ای ساخت کنج دلمان تا با گرمای وجودت در آنجا ساکن شویم.

می ترسم از گرگ صفت هااما چاره ای نیست سراغ همان گرگی می روم که جن از او می ترسد.........


سراغ سایه درختان موریانه خورده و بی ریشه نمی روم چرا که سایه سرم اینجاست.

هنگام زمین خوردن دست یاری به سوی نا اهلان دراز نمی کنم چرا که عصای دستم اینجاست.

گرچه بد شدم و غبار روزگارروی عینکم نشسته و همه جا تیره و تار است اما نگران نیستم چرا که سوی چشمانم اینجاست


چهار فصل دنیای خودم را اینگونه سپری کردم که با وجودش هنگام باران چتری بودو پس لرزه های زمستان هم نتوانست در بهار به شکوفه هایش آسیبی برساند.

در تابستان هرچند گرمای خورشیدهمدم هرم تنش شده بوداما سایه سرش بهترین سایه بان همراهم بود.

همچون جدایی برگ و درخت پاییز ماهم فصل جدایی بود برگ های زرد و نارنجی نصیب رفتگر محله و چراغ قلبم با آخرین مد لباس عازم آخرین سفر شد و من ماندم و زمستان که در سوزسرمابدون اینکه خبری از هرم تنش باشدباید برف و باران ها را تحمل می کردم

سراغ باران را می گرفت که این روزها سنگدل شده و اشکی برای ریختن ندارد

مدتهای زیادی است که قفل خلوت تنهایی ام بازشده و من بدنبال شاه کلید می گردم.


قلب امیدی برای تپیدن ندارد٬زبان روزه سکوت گرفته و چشم هاهم ......


نفس تازه ای گرفتم آن هنگام که بغض٬سکوتم را شکست
 
گرگها چرا مرا دوست دارید گرگها می دانید كه محبت با زور نمی شود ...چرا پس مرا مجبور
می كنید تا به آغوش شما بیایم...آغوش شما برای من حسی ندارد اما می آیم چون از جن ها
می ترسم..زمانه اینطور است از بد بدتر آن بدی را انتخاب می كنم ....كه نسبت به بدتر بهتر است ..اما خوب نیست..اما خوبها هم مرا نخواستند ...تا خوبها مرا بخواهند گرگها آغوش خود را باز كنید من در پناه شما باشم از دست جن های نادیده ...گرگها می دانید شما چرا انتخاب كردم... چون خوبها مرا نخواستند ....ولا اقل من شناختی روی بدی شما دارم ...واما جن ها نامریی ها هستند آنها رانمی شناسم.... گرگها آغوش خود را باز كنید می آییم با شما باشم ..اما  شرطم این است من گرگ نخواهم شد..شاید خوی و سرشت گرگ را پیدا كنم..آخه ...........من انسانم اشرف مخلوقاتم ...گرگ .........اخه خدا مرا دوست دارد ..می دانم روزی مرا پیش خوبها خواهند برد...گرگ ها دلخوش نباشید مرا به آغوش خود آوردید من روزی خواهم رفت ..چون منتظر ناجی  هستم ..ناجی كه بشریت را نجات خواهد داد... بدون منت و بدون سلاح  و با صلح و دوستی و فراوانی نعمت..گرگها دلخوش نباشید....من باز خواهم گشت....... منتظر آن روز هستم...كه منجی بشریت بیاید ...اسماعیل بابا

می خواهم گرگ چرانی كنم   اسماعیل بابا

می خواهم کمی گرگ چرانی کنم ، می خواهم تاوان رهایی گوسفندان را با حبس خود در قفس بپردازم تا شغالان در شهر آزاد بگردند و ادعای گرگی کنندو از نظر  انسان ها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند ولی از نظر گرگ ها سگ ها گرگ هایی بودند که تن به بردگی دادند تا درآسایش و رفاه زندگی کنند و سگانان خاین بیهوده بیش نیستند كه حتی قابل اعتماد نیستند ..گرگ باش ..مغرور باش
گرگ باش  عادت نكن ،حرف زور قبول نكن ، وحشی باش ، نترس از دشمن ،تنها باش ، وابسته نشو  و تكیه نكن ، اما تنها باش ..گرگ باش دشمن را رحم نكن بدر با تمام قدرت  و اگر در برابر سگان ولگرد بی تفاوت باشی  آنها با پارس كردن بیهوده زنده اند  برای نابودی  سگان ولگرد درنگ نكن  نابودشان كن  ..تا جهان از شر سگان ولگرد بیهوده پارس كنان پاك شود ... واما گرگ وقتی میره زیر ماشین و زخمی میشه به زور خودشو میکشونه اونور جاده .؟ انتظار نداره کسی کمکش کنه و زخمش هاشو ببندو .؟ انتظار نداره کسی یه کاسه آب بذاره جلوش.. فقط می خواد بره یه جایی کز کنه و با درد خودش بساز بره یه جای که حداقل کسه بهش سنگ نزنه!. میدونی داداش ؟ دارم خودمو می رسوم انور جاده .. نمی خواهم حالمو بپرسی ..یا زخم مرا مداوا کنی .. فقط اون سنگی که تو مشتت قایم کردی از پشت بمن بزنی رو برو بمن بزن و یا بنداز زمین .. روبرو صوری برای نخند? سنگ که از پشت می زنی  دو تا زخم میزنی زخم تن و زخم دل؟ زخم تن درست می شود اما زخم دل?.. خیلی خسته ام داداش  خیلی ... ولی امان از روزی که دوباره پاشم...؟ آنروز نزدیک است چون عمر مثل برق می گذارد. به استخوانهای پوسیدت رحم نخواهم كرد بزودی خواهم ایستاد دکترمحمد علی  هالو dardnews.ir






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گرگها آغوش خود را باز كنید تا اسماعیل بابا بیاید.

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:20 ب.ظ

دلنوشته اا دارستانی


می ترسم از گرگ صفت هااما چاره ای نیست سراغ همان گرگی می روم که جن از او می ترسد......... چه كنم زمانه مرا ورق را اینطور عوض كرد گرگها آغوش خود را باز كنید تا اسماعیل بابا بیاید...دنیا خیلی ......
خسته تر از  همیشه در زاد روز تولدم  سنگینی پلک هارا با آب سبک می کنم و نگاهی به گنجشک های داخل حیاط منزلمان می اندازم وگوش جان می سپارم به آواز آنها که به یکباره حسرت پرواز به دلم گذاشتند پروازی که در آن خبری از تابلوهای عبور ممنوع توقف مطلقا ممنوع و راه یکطرفه نیست.


می ترسم از عشق دوباره اماچه باید کرد که هنوز دلتنگ و اسیر لحظه های با تو بودن هستم.

می ترسم از وابستگی ها اما چه باید کرد که هنوز بدنبال چتری هستم برای خیس نشدن زیر این باران تنهایی.

می ترسم از سردی این هوای دلم اما میدانم که باید خانه ای ساخت کنج دلمان تا با گرمای وجودت در آنجا ساکن شویم.

می ترسم از گرگ صفت هااما چاره ای نیست سراغ همان گرگی می روم که جن از او می ترسد.........


سراغ سایه درختان موریانه خورده و بی ریشه نمی روم چرا که سایه سرم اینجاست.

هنگام زمین خوردن دست یاری به سوی نا اهلان دراز نمی کنم چرا که عصای دستم اینجاست.

گرچه بد شدم و غبار روزگارروی عینکم نشسته و همه جا تیره و تار است اما نگران نیستم چرا که سوی چشمانم اینجاست


چهار فصل دنیای خودم را اینگونه سپری کردم که با وجودش هنگام باران چتری بودو پس لرزه های زمستان هم نتوانست در بهار به شکوفه هایش آسیبی برساند.

در تابستان هرچند گرمای خورشیدهمدم هرم تنش شده بوداما سایه سرش بهترین سایه بان همراهم بود.

همچون جدایی برگ و درخت پاییز ماهم فصل جدایی بود برگ های زرد و نارنجی نصیب رفتگر محله و چراغ قلبم با آخرین مد لباس عازم آخرین سفر شد و من ماندم و زمستان که در سوزسرمابدون اینکه خبری از هرم تنش باشدباید برف و باران ها را تحمل می کردم

سراغ باران را می گرفت که این روزها سنگدل شده و اشکی برای ریختن ندارد

مدتهای زیادی است که قفل خلوت تنهایی ام بازشده و من بدنبال شاه کلید می گردم.


قلب امیدی برای تپیدن ندارد٬زبان روزه سکوت گرفته و چشم هاهم ......


نفس تازه ای گرفتم آن هنگام که بغض٬سکوتم را شکست
 
گرگها چرا مرا دوست دارید گرگها می دانید كه محبت با زور نمی شود ...چرا پس مرا مجبور
می كنید تا به آغوش شما بیایم...آغوش شما برای من حسی ندارد اما می آیم چون از جن ها
می ترسم..زمانه اینطور است از بد بدتر آن بدی را انتخاب می كنم ....كه نسبت به بدتر بهتر است ..اما خوب نیست..اما خوبها هم مرا نخواستند ...تا خوبها مرا بخواهند گرگها آغوش خود را باز كنید من در پناه شما باشم از دست جن های نادیده ...گرگها می دانید شما چرا انتخاب كردم... چون خوبها مرا نخواستند ....ولا اقل من شناختی روی بدی شما دارم ...واما جن ها نامریی ها هستند آنها رانمی شناسم.... گرگها آغوش خود را باز كنید می آییم با شما باشم ..اما  شرطم این است من گرگ نخواهم شد..شاید خوی و سرشت گرگ را پیدا كنم..آخه ...........من انسانم اشرف مخلوقاتم ...گرگ .........اخه خدا مرا دوست دارد ..می دانم روزی مرا پیش خوبها خواهند برد...گرگ ها دلخوش نباشید مرا به آغوش خود آوردید من روزی خواهم رفت ..چون منتظر ناجی  هستم ..ناجی كه بشریت را نجات خواهد داد... بدون منت و بدون سلاح  و با صلح و دوستی و فراوانی نعمت..گرگها دلخوش نباشید....من باز خواهم گشت....... منتظر آن روز هستم...كه منجی بشریت بیاید ...اسماعیل بابا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دلنوشته اسماعیل اسدی دارستانی روز نامه نگار

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:20 ب.ظ

شاید آن روزهای کودکی که با ورقهای امتحانی برای خودم روزنامه ای درست می کردم که علاوه بر لوگو ، خبر و سرمقاله و طرح و جدول و قصه و مطالب دنباله دار داشت فکر نمی کردم که سرنوشت ، سر سازگاری با علاقه هایم داشته باشد و یا در دبستان و راهنمایی مسئول روز نامه  دیواری مدرسه بودم و همیشه در شهرستان اول می شدم....من به حرفه دوست داشتنی خبرنگاری و روزنامه نگاری وارد شوم . اکنون بیش ازسی و شش سال  از چاپ اولین شعرو مقالات من در ماهنامه  بنباد شهید و كیهان بچه ها و..  می گذرد  و  دو دهه از زمانیكه با هفته نامه استانی پیك  و موج شمال  و آوای شمال و فارس  و نقش قلم  و تارك خزر....و هماكنون ندای كشاورز  و تارك خزر می گذرد و چهارده سال از عمر درد نیوز و آستارا نیوز یعنی سایتهایم  می گذرد... درست است که در این مدت دستی در کارهای مدیریتی فرهنگی و نویسندگی  و ساتی هم داشته ام ، گاهی روزنامه نگاری و  طراحی سایت و وبلاگ نویسی  هم درس می دهم و چندین کتاب ام چاپ شده است  ، اما همچنان به عنوان با افتخاری می نازم که می خواهم تا پایان عمر همراهم باشد : خبرنگار. این وبلاگ وسایت ، شخصی ام یعنی درد نیوز و آستارا نیوز  است و البته در آن بر اساس بهره ها و تجربه هایم در امور فرهنگی و رسانه ای بخصوص از آنچه در  نشریات استانی و شهرستانی  عزیز فراگرفته ام می نویسم....  عنوان درد نیوز  هم ، کنایه ای از همه آن چیزهایی است که به آنها علاقه دارم و بر اساس فرمان دلم قلمی می کنم از حقوق بشر و محیط زیست  و دین ، فرهنگ و سیاست و ادبیات و سینما و هنر و اجتماع و هر چیز دوست داشتنی دیگر . می نویسم برای این نوشتن بهایی زیادی دادم زندان و شنكجه و رد صلاحیت در شورای كه عضو بودم یا عدم صدور حكم شهادت پدر بسیجی جانباز 65 درصد  و كارشكنی در كارهای اقتصادی و فرهنگی ام و.....اخراج از هیات امنا مسجد و عدم مجوز و پروانه به درد نیوز  و هفته ابادگران شمال  ....اخراج از نشریات و خبر گزاری با اعمال نفوذ صاحبان قدرت و... دیگر موارد ..اما من راهم انتخاب شده است و قسم خوردم درد مردم را بنویسم ..همین حالا  هم به شش ماه زندان و دو میلیون جریمه محكوم شدم بخاطر سایتم... و روز نامه نگاری و هر سال دارم جریمه می دهم ..اما من در جبهه افسران جنگ فرماندهی كل قوا خواهم ماند و راه پدر و برادر و خانواده ام  را ادامه خواهم داد....تا در این راه شهید  شوم....قلم آمانتی است دست من تا حد شهادت ...انشاالله موفق شوم....  دلنوشته اسماعیل اسدی دارستانی  روز نامه نگار






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:19 ب.ظ

صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟ اا دارستانی فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی - نویسنده و محقق و روز نامه نگار dardnews.ir

شرایط صلح چیست؟ شرایط جنگ چیست؟ یك خورده با هم در این زمینه صحبت كنیم. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها»(انفال/61) قرآن می‌گوید: اگردشمن گفت: بیا صلح كنیم. دیگر چرا می‌جنگی؟ آیه‌ی قرآن است «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» اگرپیشنهاد صلح را می‌كند، صلح را بپذیر

امیرالمؤمنین می‌فرماید: «الجوع خیر من ذل الخضوع»(غررالحكم، ص‏361) جوع(گرسنگی) گرسنگی از ذلت بهتر است.


صلح و هم زیستی مسالمت آمیز یکی از اساسی ترین ضرورت های جوامع پیشرفته کنونی بشری را تشکیل می دهد. این صلح است که به انسان آرامش می دهد تا در مورد بهبود زندگی خود و همنوعان خود تفکر نموده و در راه پیشرفت و ترقی جامعه خویش برنامه و پلان بسنجد و با به کار بردن ظرفیت ها و استعداد های خود خدمتی را به بشریت انجام دهد.

آری! خداوند متعال نیز بنابر همین اهمیت صلح است که در کلام خویش می فرماید: والصلح خیر (یعنی صلح بهتر است نسبت به جنگ و جدال که همه چیز را نابود کند). پس معلوم می شود که صلح سعادت بار می آورد و کسانی که به جنگ و جدال می پردازند، جز این که جنایت را علیه همنوعان خود مرتکب شوند و به انسان و انسانیت ضرر برسانند دیگر کدام کار نیکی را به بشریت انجام نداده اند اما هستند انسان هایی که به جنگ و جدال افتخار نموده و به کشتن و قتل انسان های معصوم و بی گناه دست می زنند که نه تنها از لحاظ دین مبین اسلام این عمل و کارکرد آنان حرام دانسته می شود بلکه تابع هیچگونه دین، آیین و عرفی نیست.

دین مقدس اسلام، دین صلح و ترقی است اما آن گروه ها و شبکه های تروریستی از این دین مقدس فقط برای پیشبرد جنگ تبلیغاتی خود استفاده سوء نموده و آن را دین وحشت و زیستن در عقب ماندگی تفسیر نموده و به نحوی این دیدگاه سنتی خویش را می خواهند بالای ملتی که خواهان ترقی و پیشرفت کشورشان هستند قبولانده و تحمیل نمایند.
آیا ممکن است که طالبان و سایر گروه ها و شبکه های تروریستی با چنان دیدگاهی بتوانند بالای اذهان ملت ما نیک جلوه نموده و مردمان این سرزمین حاکمیت آنان را که هیچگونه نقشی در حکومت و در رژیم شان نداشته باشند، باز هم قبول نمایند؟ طبعاً، پاسخ منفی است.

ملت مسلمان و هردم شهید ما هیچگاهی یوغ اسارت را قبول ننموده و همواره می خواهند یکی از اعضای فعال جامعه جهانی باشند نه این که یک گروه متحجر و متعصبی مانند طالبان که به جز از یک یا دو کشور حامی آن که رژیم گویا اسلامی آنان را به رسمیت می شناخت، حکومت نموده و کشور ما را از ترقی و پیشرفت باز دارد. بلکه خواهان دولت منتخبی هستند که رأی شان دارای ارزش سیاسی بوده و بتواند نقش مهم و ارزشمندی را در آینده کشور بازی نماید که انشاءالله در انتخابات سال آینده چنین امری محق خواهد شد.

مولانا سمیع الحق که به پدر معنوی طالبان معروف است در این اواخر به تروریستان و دست پروردگانش امید داده است که پس از خروج نیروهای ایتلاف بین المللی به رهبری آمریکا پیروزی از آن طالبان و دهشت افکنان خواهد بود، نامبرده این را باید بداند که چنین اظهار نظراتی جز این که نفرت ملت ما را در مقابل وی و گروه ها و شبکه های تروریستی بیشتر بسازد، دیگر کدام بهره ی نخواهد داشت و این ملت ما است که به سرنوشت خویش در انتخابات آینده رقم می زنند و نه مولاناهای پاکستانی ( یا همان ابزار دست کشورهای غربی). .
سئوال 1: صلح چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟

جواب: صلح آن است كه انسان با دیگری سازش كند كه مقداری از مال یا منفعت مال خود را ملك او كند، یا از طلب، یا حق خود بگذرد خواه در مقابل عوض باشد یا بدون عوض. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2160 )

سئوال 2: دو نفری كه می‌خواهند مصالحه كنند باید از چه شرایطی پیروی كنند؟

جواب: دو نفری كه چیزی را با یكدیگر صلح می‌كنند باید بالغ و عاقل باشند. و كسی آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند و همچنین حاكم شرع آنها را از تصرف در اموالشان جلوگیری نكرده باشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2, م2161 )

سئوال 3: اگر انسان مقدار بدهی خود را بداند و طلبكار او نداند، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقداری كه هست صلح كند آیا آن مقدار زیادی برای بدهكار حلال می‌شود؟

جواب: خیر ـ زیادی برای بدهكار حلال نیست مگر آن كه مقدار بدهی خود را به او بگوید و او را راضی كند یا طوری باشد كه اگر مقدار طلب خود را می‌دانست باز هم به آن مقدار صلح می‌كرد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2165 )

سئوال 4: اگر كسی چیزی را كه به مصالحه گرفته معیوب باشد می‌تواند صلح را بهم بزند؟

جواب: بلی می‌تواند صلح را بهم بزند، ولی نمی‌تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م2171 )

سئوال 5: شخصی دو همسر داشته كه یكی از آنها یك اولاد داشته است. زوجه نامبرده به طور وصیت یا صلح تمام اموال خود را به فرزندش داده و شوهر خود را از اموال خود محروم كرده و بعداً مرحومه شده است. آیا با وجود این وصیت نامه یا صلح نامه شوهر از اموال زوجه محروم می‌شود؟ و اگر بعد از فوت آن زن، شوهر هم فوت شده باشد آیا اولاد شوهر (كه از همسر دیگر می‌باشند) حق دارند مطالبه‌ی ارث پدر خود را از اموال زوجه‌ی مزبوره بكنند؟

جواب: اگر زن تمام اموال خود را مصالحه كرده باشد، زوج و ورثه حقی ندارند و چنانچه زن وصیت به تمام مال كرده و شوهر در زائد بر ثلث امضاء نكرده حق شوهر از اموال زوجه به تمام ورثه او می‌رسد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص20 ، س2)

سئوال 6: اگر كسی با اختیار و بدون اجبار كلیه اموال خود را در حال حیات به دیگری (غیر از اولاد خودش) مصالحه نماید و كتباً مصالحه نامه بدهد، آیا اموال او متعلق به متصالح می‌شود یا این كه صلحنامه باطل است؟

جواب: اگر به وجد شرعی ثابت شود كه شخص در حال حیات اموال خود را به كسی صلح كرده و به او منتقل ساخته به نحوی كه در حین فوت مالك آن اموال نبوده ورثه در آن اموال حقی ندارند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص21 ، س4)

سئوال 7: شخصی خود را در معرض ورشكستگی می‌بیند و برای فرار از دیون مردم، اموال خود را با مصالحه یا هبه یا بیع از ملك خود خارج می‌كند آیا این معاملات صحیح است؟

جواب: در فرض مذكور صحت معاملاتی كه برای فرار از دیون انجام گرفته محل اشكال است و حاكم شرع می‌تواند دخالت كند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص192 ، س17)

سئوال 8: مجاز از طرف حاكم شرع در مداخله امور صغار برای تسهیل امر بازماندگان با رعایت صرفه صغار چنین می‌كند كه تمام اموالی را كه بچه‌های صغیر در معرض استعمال است مانند منزل و لوازم آن و غیره تصرف در آنها را با مادر بچه‌ها در مدت مثلاً ده سال كه نفر آخر هم به حد بلوغ برسد با زحمایت كه مادر برای بچه‌ها می‌كشد مصالحه می‌كند مثلاً اگر تصرفات در اموال سالی دو هزار تومان اجرت دارد مادر هم اجرت زحماتش دو هزار تومان و اگر بیشتر است بیشتر و اگر كمتر است كمتر و مادر بچه‌ها هم قبول می‌كند آیا به نظر مبارك شما این مصالحه در دفع اشكال تصرف در مال صغیر كافی است یا راه دیگری دارد؟

جواب: مصالحه مزبوره نسبت به اموال هر صغیری تا زمان بلوغ او اگر مقرون به مصلحت او باشد اشكال ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص191 ، س15)

سئوال 9: هرگاه شخصی منافع اموال منقول و غیر منقول خود را به كسی صلح كند كه «مصالح له» مادامی كه زنده است از منافع آن به هر نحو كه خواسته باشد استفاده كند در صورتی كه شخص مصالح قبل از مصالح له فوت شود آیا مفاد صلح مزبور به قوت خود باقی است یا محتاج به تنفیذ ورثه مصالح خواهد بود؟

جواب: صلحی كه طبق ضوابط شرعی در حیات مصالح انجام گرفته پس از فوت او نیز به قوت خود باقی است و نیاز به تنفیذ ورثه ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص186 ، س8)







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاهیر و چهر های ماندگارایران

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:19 ب.ظ

هوالمحبوب.. هوالجمیل...هوالصابر..
 مشاهیر، چهر‌های ماندگار  ایران
dardnews.ir
چهره‌های مشهور علمی  ایران 

 
شرف الملك حجت الحق شیخ ابوعلی، حسین عبدالله بن حسن بن علی بن سینا معروف به ابن سینا یا بوعلی سینا، بزرگترین دانشمند ایران و سرآمد حكماء و اطباء در ادوار اسلامی و مشهور در سراسر دنیاست كه سهمی عظیم در ترقی و تكامل علم در جهان داشته است. اروپاییان وی را Avicenna  می نامند.

علی اکبر دهخدا در حدود سال 1297 ه.ق. در تهران متولد شد. هنگامیکه یک سال بیش نداشت،

دكترسید محمود حسابی در سال ۱۲۸۱ (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی در تهران زاده شدند

شمس الدین محمد بن ملك داد تبریزی از شگرف ترین ستاره های آسمان عرفان و ادب فارسی است . شمس به دو دلیل اهمیت دارد . نخست بدلیل اقوالی كه به او منتسب است و دركتاب مستطاب مقالات شمس گرد آمده و دیگر به سبب آنكه ،‌او بود كه توانست ازمدرس ، فقیه ،‌واعظ ،‌سجاده نشین با وقاقونیه یعنی مولوی ، عارفی شیفته و شاعر رطلب اللسان بسازد كه زیباترین منظومه عرفانی ایران را بیافریند.

امش محمد ، نام پدرش زکریا و کنیه اش ابوبکر است . تمامی مورخان از وی  به نام " محمد بن زکریای رازی " در کتاب های خود یاد کرده اند . " ابوریحان بیرونی " تاریخ تولد وی را در ماه شعبان سال 251 و تارخ وفات وی را در ماه شعبان سال 313 هجری قمری ذکر کرده است

دکتر علی شریعتی فیلسوف ایرانی
  شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملك) و مادرش خانم عذری- زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد

كمال الدین ابو العطا محمودبن علی بن محمود مرشدی كرمانی ، عارف بزرگ وشاعر استاد ایران در قرن هشتم هجری قمری است . وی را نجلند شعرا ، خلاق المعانی ‌ ، ملك الفضلا و خواجوی كرمانی نیز می نامند . او یكی از كثیر الشعرترین شاعران زبان فارسی است و از جمله شاعرانی است كه درزمان حیاتش ، دیوان او جمع آوری شده است .

دکتر بهزاد بهزادی نویسنده مترجم و پژوهشگر زبان آذری

جلال آل احمد در سال 1302 در خانواده روحانی به دنیا آمد فیلسوف

  .  نیما یوشیج پدر شعر نو که چندین سال در دبیرستان تاریخی حکیم نظامی تدریس می کرده است.
  . سرهنگ جلیل بزرگمهر وی وکیل مدافع دکتر مصدق بود.

مشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی ملقب به غیاث‌الدین که در غرب به الکاشی(al-kashi) مشهور است. ریاضی‌دانی برجسته و ستاره‌شناس و محاسبی ماهر و زبردست بود. آلات رصدی دقیقی اختراع کرد و از حدود ۸۰۸ (۱۴۰۶) تا پایان عمرش ۸۳۲ (۱۴۲۹) فعالیت علمی داشته است.

    .پروفسور مصطفی عسکریان مدرک دکتری سوربن (دانشگاه) فرانسه عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
دكتر پرویز یگانی  (دانشمند  (  I T این دانشمند  جهان ارتباطات
كامیار عابدی ( ادیب - پژوهشگر)
ابوجعفر احمد بن على اندیجانى، اخترشناس دربار خوارزم‌شاه در رصدخانه‌ى گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه‌ى مامایى داشت. چنان که خود گفته است، پدرش را در پى بدگویى حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکى از روستاهاى پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون براى مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونى شهرت پیدا کردند.

شیخ شهاب الدین یحیی بن حبشی بن امیرك سهروردی ، بی شك یكی از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است .و این حكیم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به جامعه بشری تقدیم كرده است

دكتر محمد رئوف درویش ( شیمیدان )

سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) فقیه شیعه، مفسر قران و فلسفه‌دان ایرانی ‌است. [نیازمند منبع]
اهمیت وی به جهت احیای حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد.

دکتر علی عبدلی  نویسنده و محققان كشور

محمد معین پس از پایان تحصیلات مقدماتی برای ادامه تحصیل در دارالفنون به تهران آمد و به تحصیل در دانشکده ادبیات پرداخت و دانشنامه دکترای خود را در سال 1321 دریافت کرد. رساله خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین از چند دانشگاه خارجی درجه دکترای افتخاری داشت و عضو فرهنگستان ایران شد که ریاستش با ذکاءالملک فروغی بود

  كامیار عابدی متولد سال 1347 ماسال ، از ادیبان و سخن شناسان برجسته معاصرمی باشد .ایشان از سال های پایانی دهه 1360 ضمن اشتغال به كار معلمی و همكاری با مطبوعات ،به نقد و پژوهش ادبی روی آورده است . عمده توجه وی به شعر فارسی از اواخر دوره قاجار « دوره های بیداری و مشروطه » تا امروز است
 
دکتر قریب در سال 1288 در یک خانوادهی مذهبی در تهران متولد شد.
دكترهومن اشرف متولد سال 1364 هشتپر تالش است . در حال حاضر دانشجوی رشته مهندسی عمران می باشد   و مدیریت بنیاد ملی مقاوم سازی استان گیلان را نیز  برعهده دارد .
هومن اشرف تالش ( مخترع جوان)

خواجه نصیر الدین مشهور به محقق طوسی؛ حکیم و دانشمند بزرگ جهان در سال ۵۹۷ هجری در شهر طوس دیده به جهان گشود. این محقق گرانقدر جهان تشیع؛ در زمان هلاکوخان به وزارت رسید و در همان رصدخانه مراغه را با بیش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومی جدید؛ با ابتکار خود ساخت که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطی بود. بعدها تیکوبراهه منجم هلندی با تقلید از او رصدخانه اوزانین برگ را برپا نمود.
 دكتر محمد رئوف درویش ( شیمیدان )متولد سال 1315 اسالم ، درای حدود 40 سال پیشینه ی درخشان علمی و پژوهشی ست  و اكنون استاد شیمی دانشگاه تهران می باشد .  چندین كتاب مشهور علمی و جهانی نوشته است
  
.  چنگیز شكوری / نویسنده و محقق و روز نامه نگار / خدمات به فرهنگ و تاریخ و زبان تالشان / كارمندفرمانداری رضوانشهر
  .  اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق وروز نامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی  و مستند ساز ودرجه دار بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی  و اولین وبلاگ نویس ایرانی
   .دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان
   .بهروز نعمت الهی محقق و نویسندهٔ کتاب تاریخ جامع آستارا و حکام نمین، دو دیوان شعر فارسی و آذری از وی به جا مانده‌است.
   .حجت السلام دکتر رضا برنجکار عضو هیأت علمی دانشگاه تهران.
  .  مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران.
  . عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات.
   .دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران.

صدرا لدین شیرازی مشهور به ملاصدرا و صدرالمتالهین از دانشمندان معروف ایران در روزگار زمامداری صفویان بود . او فیلسوف بوده و دررشته فلسفه آثار و افکار مفیدی به یادگار گذاشته است . وی درزمینه فلسفه اسلامی به تفحص پرداخته و درحیطه حكمت متعالیه تخصص داشت . این دستگاه فلسفی حاصل تلفیق آراء و عقاید گوناگون فلسفی بوده است .
   .مرحوم  آرمان سیف اللهی آذر نمین خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و ترجمه چند کتاب از روسی به فارسی و ی بهمراه اسماعیل اسدی دارستانی درخصوص حیات وحش و نجات واحیای تالاب آق و تالاب استیل نقش اصلی را داشتند / ااد فعال حقوق بشر و میحط زیست می گوید /  من در خصوص حقوق بشر و محیط زیست  فعالیت می کردم و تالاب استیل را قدیمی و آق را کم ارزش می دانستم  ولی استاد آرمان مطالعات علمی خود را دراختیار من گذشتند و قدمت تالاب آق وو اهمیت کشور یو بین المللی آق را بمن مدتها شرح و توضیح با هم برای احیای تالاب فعالیت می کردیم و بعداز مرگ ایشان من پی گیر شدم و با اطلاع رسانی و نامه نگار یو وبلاگ نویسی و فعالیت گسترده  موفق شدم آروزی آرمان که احیای تالاب آق بود را به ثمر برسان حالا آقایون رجال سیاسی و روسا بگویند ما این کاررا کردیم در صورتیکه استاآرمان سیف الهی تالاب را احیا کرد من هم بعنوان شاگرد وی در روز نامه نگاری و فعالیت محیط زیست ادامه دادم موفق به شناساندن تالاب آق و امسال هم احیا شد.. بیاد آرمان ..
  . اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد.
  . اسداله عبدالهیان نویسنده کتاب زیارت کعبه، آمال مسلمین و تفسیر آیات قرآنی در مثنوی
.مهندس داوود عدالت : نویسنده و محقق باستان ایران  و محقق و معلم
دكتر كیوان اسد پور از نخبگان علمی كشور است روز نامه نگار  و نویسنده   و از ایثارگران هشت سال دفاع مقدس  كه از ظنر علمی و سیاسی در شكور مشهور است

سید محمد علی جمال زاده در سال 1309 هـ . ق. برابر با سال 1270 هـ . ش. در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدر او سید جمال الدین واعظ همدانی معروف به (اصفهانی) از خاندان بزرگ صدر در لبنان و مادر او مریم فرزند میرزا حسن باقرخان از اعیان شهر اصفهان بود. شاعر و نویسنده فیلسوف ایرانی

.دکتر عسگر غنی / سردار بازنشسته موشکی وزارت دفاع از دانشمندان و نخبگان  موشکی و هسته ای  ایران
 
استاد علامه محمد تقی جعفری قدس سره به سال 1304 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد
شهید معلم استاد  دانشگاه یوسف مرحبا نویسنده و استاد  دانشگاه سرهنگ جلیل بزرگمهر وی وکیل مدافع دکتر مصدق بود. پروفسور مصطفی عسکریان مدرک دکتری سوربن (دانشگاه) فرانسه عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی حجت السلام دکتر رضا برنجکار عضو هیأت علمی دانشگاه تهران. مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران. عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات. جمشید ملکی محقق و نویسنده تاریخ آستارا. دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران. آرمان سیف اللهی آذر نمین خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و ترجمه چند کتاب از روسی به فارسی. اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد. اسداله عبدالهیان نویسنده کتاب زیارت کعبه، آمال مسلمین و تفسیر آیات قرآنی در مثنوی شهرام آموزنده استاد عبدلی نویسنده و محقق تالشان
استاد علی عبدلی  زمینه فعالیت مردم شناسی و تاریخ شعر از چهر های ماندگار تالشان و ایران  متول

محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سیر دریا ( رود سیحون ) بود. در سال 259 ه متولد شد ، پدرش از سرداران سپاه سامانیان و از نژاد ایرانی بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضی پنداشته اند خطاست . " ابن الندیم " که معاصر آن فیلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره یی ندارد ، بلکه در آثار قرن ششم هجری و بعد از آن به ترک بودن فارابی تصریح شده است.

ابو اسماعیل عبدالله پسر ابومنصور محمد انصاری هروی سال 385 شمسی به دنیا آمد

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرخسرو، در سال ۳۸۲ در روستای قبادیان مرو، که اکنون در تاجکستان است، به دنیا آمد

  چهره‌های مشهور سیاسی و مذهبی واجتماعی ایران

امام حمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  ایران

امام  خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران ...

كورش كبیر ..نویسنده منشور حقوق بشر جهان و پادشاه عادل ایرانی
حسن صباح رهبر ایرانی مبارز علیه اعراب
نادرشاه :پادشاه معروف ایرانی
شاه عباس صفوی : موسس سلسله صفوی اولین حكومت  و بنیانگذار
12 امام و اتحادد شیعه

 آیه الله سیدحسن مدرس یكى از چهره هاى درخشان تاریخ تشیع بشمار مى رود كه زندگى و اخلاق و رفتار و نیز جهت گیرى هاى سیاسى و اجتماعى وىبراى مشتاقان حق و حقیقت نمونه خوبى است . او موقعیت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقایق اسلامى و دفاع از معارف تشیع مردانه استوار ماند.

کریم‌خان زَند (۱۱۹۳ – ۱۱۶۳ه‍.ق) (حکمرانی ۱۱۷۹ - ۱۱۹۳ ه‍.ق) که خود را وکیل الرعایا می‌خواند و نه پادشاه، یک ایلیاتی بانفوذ از طایفه زند بود که به فرمانروایی ایران رسید و بنیان‌گذار پادشاهی زندیان شد
 
بهمن محمد یاری  سه دوره نماینده تالش
شكری : نماینده تالشان و اقتصادان
احسن الله رادمهر : از رجال سیاسی و اقتصادی شناخته شده تالشانبیژن شعبانی چاله سرایی شورای شهر  و چهرهای فعال سیاسی شهرستان ماسال و شاندرمن
 نیرومند قاضی و از چهرهای سیاسی تالشان
 دكتر كیوان اسدپور فرماندار آستارا / معاون بنیاد شهید اسبق گیلان / مدیر كل اسبق هلال احمر / عضو انتخابی هفت نفر مجمع عمومی هلال احمر كشور / ایثارگر و رزمنده 8سال دفاع مقدس متولد لیسار 
مهندس سیروس شفقی /كارشناس ارشد جغرافیا/ یك دوره شورای شهر تالش / دو دوره شهر دار تالش / ریس كمیسیون 100 استانداری/ فرماندار بندر استارا  حاج بهمن محمدیاری سه دوره نماینده تالشان و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس
مهندس غلامعلی جعفرزاده جانباز هفتادددرصد و نماینده مجلس 
دكتر محمد باقر نوبخت از نخبگان سیاسی  و علمی كشور
دكتر علی لاریجانی ریس مجلس كشور از روسای تاثیر گذار در نظام و كشور

سید محمود علایی طالقانی، سیاست‌مدار از فعالین نهضت ملی شدن نفت و نهضت مقاومت ملی، از بنیانگذاران جبهه ملی دوم، از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بود.
محمود شكری  نماینده تالشان ( دكتر هوشنگ امیر احمدی ( پژوهشگر - سیاستمدار) حسن زاده  معاون دادگستری گیلان / ریس فدارسیون ملی ..
رادمهر حق جو معاون اداره كل اطلاعات گیلان /فعالان سیاسی استان

میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی، در سال 1222 ه.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد
.  شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا
مهندس سیروس شفقی دو. دوره شورای شهر تالش و فرمانداری آستارا متولد تالش
  . اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی و مستند سازو درجه دار بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی و عضو  ستاد انتخاباتی دکتر احمد ی نزاد ۱۳۸۸/ و مسئول تبلیغات ستاد روحانی درآستارا  و عضو شورای راهبردی  شهرستان /
  . دکتر صفر نعیمی جانباز و از چهرهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس معروف به سردار سازندگی آستارا نماینده دوره نهم مجلس.متولد تالش 
   .فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشورو معاون وزیر صنعت و معدن وتجارت کشور 
   .اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا)

سید ابـوالقاسـم کاشانى در سال 1300 هـ.ق در تهران دیده به جهان گشود.
   . ابراهیم نبوی فعال سیاسی، نویسنده و هجونویس
. مهندس میثم ضارب نیا  استاد  دانشگاه و نویسنده و فعال سیاسی

.دکتر بیژن خالقوردی پور : تاثیر گذار در انتخابات كشور و مدیران وزارت بازرگانی  ُ معلم و استاد دانشگاه هاو از نخبگان سیاسی و اقتصادی كشور
.حسن زحمتکش معلم بازنشسته یک دوره نماینده / از فعالان سیاسی و اصلاح طلب کشوری /
 حسین .نیرومند از چهرهای فعال علمی و سیاسی رضوانشهر
.مهندس نیماسیفی نزاد / خبرنگار و وبلاگ نویس / فعالان سیاسی ایران و از نخبگان سیاسی و سایبری و علمی كشور

میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی معروف به « سیّد الوزراء» در سال 1193هـ.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی« قائم مقام اول» فرزند «میرزا حسن» و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود.

دکتر محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد
دكتر سید محمدخاتمی  دو دوره ریس جمهور ایران و رهبر اصلاحات ایران
آیت الله هاشمی رفسنجانی دو دو ره ریس جمهور و ریس مجلس  و ریس مجمع تشخصی مصلحت نظام
 دكتر محمود احمدی نزاد جنجالی ترین ریس جمهور
میر حسین موسوی  هشت سال نخست وزیر ...در انتخابات 1388 رقیب احمدی نزاد بود كه بعلت عملكرد ش باعث شد ایران بیشترین صدمات امنیتی
 را بخورد و در حصر خانگی است..
میرزا كوچك خان جنگلی ریس نهضت جنگل گیلان

.بهمن محمد یاری :از ایثارگران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس سه دوره نماینده شهرستانهای تالش رضوانشهر و ماسال ..
.دكتر حسن زاده : معاون دادگستری گیلان و عضو ارشد فدارسیون ورزشی كشوری و از چهر های ملی و بین المللی میر حسن خان تالشان ریس ایالات تالشان ایران در زمان قاجار بدستور روسیه توسط شاه خاین قاجار به شهادت رسید
شهید محمد علی رجایی  اولین ریس جمهور شهید ایران

مولوی یار محمد امراء امام جمعه موقت مسجد جامع الخضرا سراوان

شهید باهنر  اولین نخست وزیر شهید ایران
دكتر حسن روحانی ریس جمهور صلح طلب ایران
دكتر ظریف وزیر امور خارجه صلح طلب ایران كه مذاكره هسته ای را پیش برد جلوی جنگ را گرفت
ایت الله مهدی كروبی  ریس مجلس اسبق  و از سران جریان سبز ایران كه بعلت عملكردش صدمات زیادی به نظام و كشور رزد
 در حصر خانگی است و از رهبران سیاسی و مذهبی  انقلابی و جریان جنبش سبز (فتنه 88 )است
آیت الله
مکارم شیرازی

مولوی اسحاق سپاهی مدیر حوزه علمیه دارالقرآن سراوان سیستان و بلوچستان

ماموستا عبدالرحمن خدایی نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری
میرزا شیرازی از تحریم كننده تنباكوه
آیت الله جنتی  ریس شورای نكهبان  و روحانیون پیشكوت انقلابی

آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی، متولد ۱۳۰۰شمسی در نیشابور

آیت الله شیخ لطف‏الله صافى گلپایگانی، متولد 1296شمسی در گلپایگان
شیخ فضل االه نوری از رهبران مشروطه

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی، متولد 1303 شمسی در نجف

آیت‌الله شیخ محمدتقی بهجت، متولد ۱۲۹۴ شمسی در شهر فومن
آیت الله سید عبدالکریم موسوى اردبیلى، متولد 1304شمسی در اردبیل
آیت االه یزدی ریس خبرگان رهبری  و ریس قوه قضاییه اسبق
آیت الله شیخ عبدالله جوادی آملی، متولد ۱۳۱۲ شمسی در آمل
آیت الله شیخ محمد فاضل لنكرانى، متولد 1310 شمسى در قم


چهره‌های مشهور هنری و فرهنگی و اهل قلم  و شاعران ایران

باباطاهر عریان همدانی یکی از شاعران اواسط قرن 5 هجری قمری است که ولادت او اواخر قرن 4 می‌باشد

استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میر آقا خشكنابی كه خود از اهل ادب بود در تبریز چشم به جهان گشود. شهریار متقارن انقلاب مشروطیت بود و بین سالهای (1283-1285) در روستای خشكناب نزدیك بخش قره چمن متولّد گردید. كریم  الطبع و با ایمان بود وی در سال 1313 در قم بدرود حیات گفت

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب با وجود شهرت والای این شاعر در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

بزرگترین و مشهورترین شاعر دوره سامانی، ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی، از اهالی رودک از قرای سمرقند بود. وی نخستین شاعر مهم زبان دری و در حقیقت پدر شعر دری محسوب می شود و کسانی که پیش از او بفارسی شعر گفته اند اشعارشان زیاد نبوده و از حیث روانی و استحکام نیز بپای اشعار رودکی نمیرسیده است.

سهراب سپهری  شاعر :در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است.
غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم نیشابوری موسوم به خیام از بزرگترین و مشهورترین شعرای تاریخ ایران بعد از اسلام است كه معروفیت وی مرزها را در نوردیده و در سرتاسر گیتی به عنوان شاعری خردگرا شناخته شده است. حكیم عمر خیام اگرچه بیشتر به عنوان شاعری رباعی سرا شهره گشته است ولی وی در واقع فیلسوف و ریاضیدانی بزرگ بود كه در طول عمر دراز خویش كشفیات مهمی در ریاضیات و نجوم انجام داد.

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است.

نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .

حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجوی،از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است. تولد وی در شهر گنجه می باشد که سال 530 هجری قمری در حوالی آذربایجان بوده در آن عصر آذربایجان و حوالی آن مرکز حکومت سلاجقه های مختلف بود،
خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است
حسن کسایی، موسیقی شناس، ردیف دان، نوازنده نی و سه تار و از نامداران موسیقی سنتی ایرانی به خصوص مکتب اصفهان، در سوم مهر 1307

صائب تبریزی، شاعر اوایل قرن یادهم هجری است. وی را شاعر چشمه آئینه ها و باغ های پر گل می دانند. او كه آفریننده دردها و شادی ها بود، یك سراینده زیبا پسند و سوخته دل محسوب می گردد. در یك كلام می توان او را از اختران ادبیات ایران دانست. صائب در زمان صفویان زندگی می كرد، و با شاهان آن سلسله محشور و مأنوس بوده است. صائب تبریزی.

قیصر امین پور شاعر معاصر فرامرز مسرور ماسالی
  ذوالفقار احمد زاده ، پدر شعر تالشی‌
طوفان هل عطایی آهنگساز و خواننده مقیم لس آنجلس
شیخ سعدالدین محمود بن امین الدین عبدالکریم بن یحیی شبستری از عرفا و شعرای نامی قرن هفتم و هشتم هجری است. او در سال ۶۸۷ه. در ایام سلطنت کیخاتوخان در قصبه شبستر واقع در هشت فرسخی تبریز متولد شد و در عهد سلطان محمد خدابنده و ابوسعید بهادرخان در شهر تبریز مرجع علما و مضلا بود.
 سروش خلیلی هنرپیشه ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون نیما رهایی هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون استانی گیلان(شبکه باران)
شاعرقیصر امین ‏پور متولد دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ دزفول است
منصور بنی مجیدی معلم بازنشسته و شاعر پر آوازه ملی تاکنون ۶ کتاب شعر ایشان چاپ شده‌است.
 اکبر اکسیر شاعر، طنز پرداز معروف ملی، معلم بازنشسته و تاکنون چندین کتاب ایشان چاپ شده‌است.
 فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشور  مجید مجیدی ( كارگردان )
  دكتر داوود ملك زاده نویسنده ومحقق و روز نامه نگار و از نخبگان ادبیات فارسی  و تاكنون هفت جلد كتاب شعر وی در شكور با تیراز بالا چاپ مجدد شدند
 و از شاعران معاصر و معروف فارسی زبان است.
میرزا محمّد خان غفّاری کاشانی ملقّب به کمال الملک یمی در سال 1326 در کاشان به دنیا آمد

مجید مجیدی متولد 25 فروردین ماه سال 1338در یك خانواده تالش « خاندان مجیدی های ویزنه» می باشد. فعالیت هنری خود را از بیست سالگی و با بازی در نمایش های صحنه ای آغاز كرد.25 مرداد 1330 خلخال (تالشان ) محل زندگی رضوانشهر  موسسه تالش شناسی را بنیانگذار می باشد  فعالیت های ایشان رادیو گیلان و نخستین پزوهشگر تالش شناسی معاصر و انتشارات متعدد پزوهشی در زمینه های تات و تالش شناسی ..نشریه تالش
سجاد رحمانی شاعر مجید مجیدی ( كارگردان ) رضوانشهر
 سید نهضت حسینی نژاد،

شیخ مصلح‌الدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سال‌های 571 تا 606 هجری قمری به دنیا آمد و در حدود سال‌های 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.
شاعر مرحوم صدر جلالی در سال 1315 دار فانی را وداع گفت و در گورستان میرمحله ی ماسال به خاك سپرده شد.(شاعر قدیم )

امش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.

صادق قلی خان (صادق خان/ محمد صادق) مشهور به بیوك خان یا بیخان و متخلص به «صدقی»، فرزند علی قلی خان تالشدولابی پونلی شاعر تالش زبان دوره ی قاجار در سال 1286 هـ. وفات یافته و در ییلاق رِنـَه (رینه) از توابع رضوان شهر به خاك سپرده شده است. تاریخ وفاتش را به شعر بالای مقبره اش نگاشته اند.-شاعر

ایرج میرزا نامدار به جلال الملک، از نوادگان فتحعلی شاه، فرزند غلامحسین میرزا، شاعر دربار مظفرالدین میرزا در دوران ولیعهدی بود. در تبریز زاده شد. در دوران کودکی و نوجوانی، زیر نظر پدر و آموزگار سرخانه، زبان و ادبیات فارسی و مقدمات زبان عربی و فرانسه را آموخت . از سال های نوجوانی شعر می سرود . نخستین شعرهایش را در ستایش امیر نظام گروسی، پیشکار ولیعهد که خود اهل ادب بود ، سرود. ایرج به تشویق امیر نظام، زبان فرانسه را در مدرسه دارالفنون تبریز آموخت.
سارا سهرابی کیلانی شاعر محمد رضا میرزازاده شاعر

ابوالحسن صبا از موسیقی‌دانان و آهنگ‌سازان ایرانی است که صدای ویولن را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. وی یکی از شخصیت‌های برجسته در موسیقی و هنر ایران در نیمه‌ی اول قرن بیستم است. صبا با شاگردانی که پرورش داد و با روش‌هایی که در نواختن سازهای ایرانی نوشت، روی نسل‌های بعد از خود اثر شگرفی گذاشت. 
باقر ابراهیمی شاعر ،محمدرضا میرزاده،شاعر   سید اسماعیل میرحقیقی شاعر

محمدتقی بهار (۱۷ آذر ۱۲۶۵ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی بود.

 چنگیز شكوری / نویسنده و محقق و روز نامه نگار / خدمات به فرهنگ و تاریخ و زبان تالشان / كارمندفرمانداری رضوانشهر صادق شیرزاد شاعر

حسان العجم افضل الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شروانی، از یک پدر مسلمان و یک مادر مسیحی که بعد مسلمان شد، در قریه در بندر از توابع شروان، یکی از بلاد اران در آذربایجان، به دنیا آمد.
سال تولد این شاعر بلند پایه ایرانی، به درستی معلوم نیست، ولی با تحقیقاتی که انجام گرفته است، سال 500 هجری قمری به نظر درست تر می آید. با این حال عده ای از محققین و مورخین معاصر، سال تولد او را 525 هجری قمری می دانند و آنها نیز دلایلی برای این فرضیه دارند.


چهره‌های مشهور ورزشی ایران

جهان پهلوان تختی

جهان پهلوان تختی در روز پنجم شهریور ماه سال  1309  خورشیدی در خانواده ای متوسط در محله خانی آباد تهران متولد شد. پدرش به سبب اعتقادات مذهبی و ارادت به امام هشتم، نام غلامرضا را برای وی برگزید. دو پسر و دو دختر دیگر از غلامرضا بزرگتر بودند.

 . پایان رافت فوتبالیست اسبق باشگاه پرسپولیس تهران و باشگاه فوتبال ملوان بندرانزلی


سعید معروف (والیبال)
حمید سوریان (کشتی فرنگی)
دختر کماندار ایرانی
نجمه آبتین
نجمه آبتین در سال 1361 در شیراز متولد شده است. نجمه کماندار ایرانی است که پیش از این موفق به کسب سهمیه المپیک پکن شده بود. او همچنین نخستین زن تیرانداز ریکرو ایران است که تاکنون به المپیک راه یافته است. نجمه در حال حاضر مربی تیم ملی ریکرو تیراندازی با کمان در ایران است. 

 . نیما مجیدی قهرمان جهان و کاپیتان تیم ملی کیک بوکسینگ جمهوری اسلامی ایران
سردار آزمون (فوتبال)
   .کاویان داداش زاده دارنده اولین مدال طلای شطرنج آسیا
محمد دانشور (دوچرخه سواری بین المللی )

مهدی رحیم پور خطبه سرا-قهرمان ملی ( آستارا )  
فرزندان آستارا و ایران ...قهرمان ملی ( آستارا ) مهدی رحیم پور   خطبه سرا کارشناس حقوق . مجرد متولد ٦٧/١٠/١٢    فرزند  شهرستان استارا.....   قهرمان ملی و بین الملی ورزش  کیک بوکس و موتای .و دارای جندین عنوان  كشوری و انتخابی ملی.... و
    .پیمان آلفته قهرمان کاراته بین المللی

محسن شادی (قایقرانی بین المللی  )
 .کیهان فیهم زاده کشتی گیر ملی و داور و مربی کشتی کشوری فریدون برادران دارنده مدال طلای ۱۰۰ کیلومتر تایم تریل در بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران كیهان فیهیم زاده قهرمان ملی و مربی كشتی لوندویل آستارا

اسماعیل عبادی (تیراندازی با کمان)
فرزان عاشورزاده (تکواندو)
مسعود اسماعیل پور (کشتی آزاد)
مرتضی پورعلی گنجی (فوتبال)
ساره جوانمردی به عنوان بهترین ورزشکار زن سال 2014 آسیا انتخاب شد.
چهره‌های مشهور نظامی و تاریخی و شهدای ایران
سوره بقره، آیه ۱۵۴:
«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموت بل احیاء ولکن لا تشعرون»
«کسی را که در راه خدا کشته شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده جاوید است، ولیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت.»
    شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود و اولین ریس قوه قضاییه  جمهوری سالامی ایران

سرلشكر شهید ، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم « حاج حسن » شاعری فاضل بود كه دیوانی از او به نام «ماتمكده عشاق » به یادگار مانده است .
یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ بسال ۱۲۵۷ ه.ش. در شهرستان رشت محله استادسرا در یک خانواده متوسطی چشم به جهان گشود.

ستارخان پیش از مشروطیت تبریز 
باقر خان از مشروطه خواهان تبریز 
شهید محمد على رجایى ، در سال 1312 هجری قمری در شهرستان قزوین متولد شد،
جبار باغچه بان فرزند عسکر در سال 1264 خورشیدی در ایران متولد شد . اولین مدرسه معلولین ذهنی و نا توان ها وو لال ها درایران تاسیس نمود
جواد تندگویان وزیر نفت ایران كه بدست صدام در اسارتگاه شهید شد و در سپیده‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه برکت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.قبل از اینکه به مدرسه برود پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا کرد.سرلشگر شهید آزده  خلبان ایوب حسین نژادی
   شهید جانباز سردار حاج اسدالله اسدی دارستانی شاعر و موسس موسسه جایزه صلح سبز جهانی از سرداران هشت سال دفاع مقدس که اولین بسیجی اعزامی از آستارا برای هشت سال(اولین بسیجی اعزامی از آستارا به جبهه به همراه 4 نفردیگر در سال 1359)
مهندس کیهان هاشم نیا : مدیر کل بنیاد  شهید گیلان و/ معاون بنیاد شهید کشور / استاندار گیلان / جانباز ۷۰ درصد قطع نخایی/از زفرماندهان هشت سال دفاع مقدس

شهید حجت الاسلام دكتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 در یك خانواده پیشه ور ساده در شهر كرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مكتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینى در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .
  شهید میر حسن خان تالشان / سالار ملی /حاکم معروف ایالات تالشان جنک پار تیزانی با متجاوزین روس  که تا باکو نیروهای  متجاوز روس را راند   بدستور دولت روسیه و با دسیسه فتعلی شاه خاین در تهران به شهادت رسید
 
شهیده سارا آستارایی(تالشان ) قهرمان ملی جنگ جهانی دوم/  بانویی آستارایی که در جریان تجاوز مزدوران روس و فداییان شهیده سارا آستارایی (تالشان ) بهمراه عده ای ازشیرزنان آستارایی  در بیرون راندن ارتش متجاوز روس و فداییان  در راه  فاع از ایران در  تا آخرین نفس با مزدروان روس جنگید و بالای دویست روس و فدایی مزودر را به هلاکت رساند.
سردار بازنشسته  مهندس علیرضا نعمتی  از سرداران و جانبازان هشت سال دفاع مقدس ، فرمانده سپاه آستارا ، استاد دانشگاه …
شهیددکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد

شهید کلاه چرمینه تالشان / سپه سالار دولت صفوی  ایران  /فرمانده لشکر شاه اسمعیل صفوی با دولت متجاوز  عثمانی که بشهادت رسید شهید
سید سعید سید تقویی سردار جانباز شهید هشت سال دفاع مقدس سردار جانباز بازنشسته سپاه 
سید عبدالعظیم سید تقویی
شهید سردار یوسف مرحیا از شهدای شاخص گیلان - نویسنده چند جلد كتاب - معلم - از مبارزین زمان طاغوت - ریس دادگاه انقلاب آستارا -
شهید ناصر وفادار - از شهدای سربازوظیفه هشت سال دفاع مقدس وسرباز شهید  شاخص هشت سال دفاع مقدس سرهنگ جانباز بازنشسته سپاه خلیل توشه از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس
سرهنگ جانباز بازنشسته جلیل كریم نزاد از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس سرهنگ
 هوشنگ وقردوست از افسران ارشد هشت سال دفاع مقدس  و نویسنده چجندین كتاب و استاد دانشگاه ارتش و ریس كانون ارتش آستارا
سرهنگ جانباز آزاده بازنشسته سپاه حمید مصادیق از جانبازان و ازاده های سرافزار  آستارا  وبردار شهید
سرهنك  جانباز سرخان نزاد از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس
 شهید سپه سالار كلاه چرمینه تالشان
سرلشگر شهید آزاده خلبان ایوب حسین نژادی
* سردار شهید پرویز دوستی شهرستان ماسال
*سـردار  پاسدار شهید جعفر روستـا ...شهرستان تالش
*سردار شهید سیّدجعفر (منصور)‌منصوری
شهید خلبان سرلشكر عباس بابایی، بزرگ مردی كه در مكتب شهادت پرورش یافت ؛ مجاهدی كه زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود 
* سردار جانباز هشت سال دفع مقدس   احمدر ضا منشوری شهرستان تالش

شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید

سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود.

* سردار شهیدسیدعلی  نبوی سردار جانباز بازنشسته سپاه فرزاد اژدر پور آستارا

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند
سرلشكر سردار محسن رضایی اولین فر مانده كل سپاه و عضو مجمع تشخصی مصلحت  كشور
سرلشكر صالحی فرماندهی كل ارتش ایران
سرلشكر یحیی صفوی فرمانده اسبق سپاه ایران
سرلشكر فیروز آبادی اولین ریس ستادكل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
شهید سپهبد قرنی اولین ریس ستادمشترك ارتش جمهوری اسلامی
شهید خبرنگار صارمی كه با شهادت وی بدست طالبان روز خبرنگار این روز را نامیده شد.

شهید رئیس علی دلواری که در مقابل انگلیس ایستادگی کرد و مجاهدین مبارزه با استعمار در جنوب ایران است ..
شهید شیخ محمد خیابانی از مبازرین استعمار روس در تبریز

هوالقادردرد نیوز dardnews.ir از افراد ایران  تقاضا دار یم در صورت كه خود را مستحقق این لیست می دانند اسناد و مدارك را به دفتر درد نیوز ارسال تا بعداز بررسی در شورای نویسندگان و سردبیران درد نیوز به لیست اضافه گرددastarao@yahoo.com-------------------- هوالمحبوب.. هوالجمیل...هوالصابر..

  در حال بروز رسانی است 09119812795






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در جلسه مهم سران ارتش در 22بهمن 57 چه گذشت؟/ روایت استیصال کامل ژنرال ها و فروپاشی نهایی رژیم شاهنشاهی

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:18 ب.ظ

ارتشبد عباس قره باغی آخرین رئیس ستاد ارتش شاهنشاهی ، در خاطراتش، آخرین لحطات سقوط ارتش و ساواک پهلوی را ترسیم کرده است.

او نوشته است:

جلسه شورای فرماندهان ارتش در ساعت  ده و نیم روز 22 بهمن ماه 1357 با حضور 27 نفر فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولین سازمان‌های نیروهای مسلح شاهنشاهی به شرح زیر تشکیل گردید:
ارتشبد عباس قره‌باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ
ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد هوشنگ حاتم جانشین دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد ناصر مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس ساواک
سیهبد عبدالعلی نجیمی نائینی مشاور رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد احمدعلی محققی فرمانده ژاندارمری کشور
سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی
دریاسالار کمال حبیب‌اللهی فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد عبدالمجید معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ
سپهبد جعفر صانعی معاون لجستیکی نیروی زمینی شاهنشاهی
دریاسالار اسدالله محسن‌زاده جانشین فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد محمد کاظمی، معاون طرح و برنامه نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر کبیر، دادستان ارتش.
سپهبد خلیل بخشی آذر، رئیس اداره پنجم ستاد بزرگ
سپهبد علیمحمد خواجه‌نوری، رئیس اداره سوم ستاد بزرگ
سرلشکر پرویز امینی افشار، رئیس اداره دوم ستاد بزرگ
سپهبد امیر فرهنگ خلعتبری، معاون عملیاتی نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر محمد فرزام، رئیس اداره هفتم ستاد بزرگ
سپهبد جلال پژمان، رئیس اداره چهارم ستاد بزرگ
سرلشکر منوچهر خسروداد، فرمانده هوانیروز
سپهبد ناصر فیروزمند، معاون ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد موسی رحیمی لاریجانی، رئیس اداره یکم ستاد بزرگ
سپهبد محمد رحیمی آبکناری، رئیس آجودانی ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد رضا طباطبایی وکیلی، رئیس اداره بازرسی مالی ارتش
بعد از اعلام رسمیت جلسه اظهار کردم: با توجه به تشدید وضعیت بحرانی کشور و نیروهای مسلح، امروز صبح پس از بررسی وضعیت کلی نیروها با سپهبد حاتم جانشین و سپهبد فیروزمند معاون ستاد، لازم دیدیم تیمساران را دعوت کنیم که در یک شورای ستادی، هر یک از فرماندهان ضمن تشریح آخرین وضعیت خصوصی نیروی مربوطه، اشکالات و نظراتشان را بگویند تا ستاد و فرماندهان در جریان حوادث و وقایع قرار گرفته و درباره آنها بحث و بررسی شود. ضمناً‌ نخست‌وزیر منتظر من باشد که پس از خاتمه شورا به نخست‌وزیری بروم. ولی از آنجا که تیمساران به خوبی در جریان وضعیت عمومی و همچنین کم و بیش در جریان وقایع روزهای اخیر کشور و به خصوص پایتخت هستند، بنابراین فکر می‌کنم بهتر است من ابتدا به طور خیلی خلاصه کلیات حوادث 24 ساعت اخیر را مطابق گزارشات مرکز فرماندهی ستاد تشریح کنم و سپس فرماندهان نیروهای مسلح و رؤسای سازمان‌های هر یک آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند:
پریشب هنرجویان و همافران نیروی هوایی در مرکز آموزش هوایی دوشان‌تپه با افراد گارد شاهنشاهی درگیری پیدا می‌نمایند. در نتیجه در حدود ساعت 30/8 صبح دیروز (21 بهمن ماه 57) مخالفین طرفدار همافران در نتیجه غفلت مسئولین مرکز آموزش هوایی دوشان تپه، وارد محوطه آن مرکز شده، درب اسلحه‌خانه را شکسته مقداری سلاح به دست می‌آورند! همافران نیز بنا به اظهار فرمانده نیروی هوایی برای دفاع در مقابل افراد گارد شاهنشاهی مسلح می‌شوند! عده‌ای از مخالفین طرفدار همافران از دیروز در اطراف مرکز آموزش دوشان‌تپه جمع شده‌اند.
نخست‌وزیر به علت تظاهرات و اغتشاشات ابتدا ساعت ممنوعیت عبور و مرور را در شهر تهران به ساعت 4ونیم بعد از ظهر تغییر داد، سپس دیشب در جلسه شورای امنیت ملی به فرمانداری نظامی تهران دستور داد که مقررات قانون حکومت نظامی را به موقع اجرا بگذارد. و همچنین در شورا به نیروی زمینی مأموریت داد که برای سرکوبی مسببین وقایع مرکز آموزش دوشان‌تپه، نیروی هوایی و فرمانداری نظامی را تقویت نماید. فرمانده نیروی زمینی تشریح خواهد کرد که به چه علت موفق به کمک به نیروی هوایی و فرمانداری نظامی نگردید.
در مورد وضعیت شهربانی کشور چون سپهبد رحیمی را نخست‌وزیر احضار کرده و حضور ندارد، من به اطلاع تیمساران می‌رسانم که برابر گزارشات رسیده به مرکز فرماندهی ستاد، دیروز بعد از ظهر پرسنل شهربانی تعدادی از کلانتری‌ها را تخلیه نمودند که توسط مخالفین اشغال گردیده و عده‌ای از پاسبان‌ها به سربازخانه ونک و مرکز آموزش افسری ژاندارمری پناه برده‌اند.
درباره اجرای مقررات حکومت نظامی از طرف فرمانداری نظامی تهران، به طوری که سپهبد رحیمی در شورای امنیت ملی اظهار نمود، چون تغییر ساعت ممنوعیت عبور و مرور در ساعت 14 ابلاغ شده، و تا دیشب نیز فرمانداری نظامی اجازه جلوگیری از اجتماعات و تظاهرات را نداشت، لذا در ساعت 4ونیم بعد از ظهر موفق به جلوگیری از رفت و آمد مردم نگردیده است. ضمناً ارتشبد طوفانیان با توجه به حضور وزیر جنگ در شورا، و نیز به علت هجوم مخالفین به تأسیسات ارتش خواستند که در دفترشان باشند، یادآوری می‌کنم که مسلسل‌سازی تسلیحات ارتش از نیمه شب دیشب هدف تیراندازی عده‌ای از مخالفین قرار گرفت. فرمانده نیروی زمینی و فرمانداری نظامی موفق نشدند که عده‌ای را برای کمک به نگهبانان آنجا و جلوگیری از تجاوز آشوبگران به مسلسل‌سازی اعزام نمایند.
دیشب تا صبح ستاد هوانیروز موفق نگردید سرلشکر خسروداد را پیدا نماید! من به سرتیپ اتابکی در یگان هوانیروز دستور دادم که عده‌ای درجه‌دار به وسیله هلی‌کوپتر برای کمک به مسلسل‌سازی بفرستد، ولی موفق به اجرای مأموریت نگردید و در نتیجه برابر اطلاع تلفنی ارتشبد طوفانیان، مخالفین در حدود ساعت 8 صبح امروز وارد مسلسل‌سازی شدند.
این بود وضعیت عمومی نیروهای مسلح و وقایع کلی مربوط به شهربانی و فرمانداری نظامی و اداره تسلیحات ارتش تا آنجا که به مرکز فرماندهی ستاد گزارش شده و حالا ابتدا سپهبد مقدم اطلاعات کشور را تشریح کند و سپس فرماندهان و رؤسا به ترتیب آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند.
سپهبد مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور اظهار داشت:
«تیمساران اطلاع دارند که مدتی است آقای نخست‌وزیر سازمان اطلاعات و امنیت کشور را عملاً منحل کرده‌اند و لایحه انحلال سازمان امنیت هم چند روز پیش از تصویب مجلس گذشت. در حقیقت سازمان امنیتی وجود ندارد و تمام پرسنل این سازمان در سطح کشور بلاتکلیف و سرگردان هستند. در نتیجه در غالب شهرهای کشور و همچنین در تهران مردم در نقاط مختلف به ادارات سازمان امنیت حمله نموده، ضمن غارت وسائل، ساختمانها را آتش می‌زنند.
من دستور داده بودم که مسئولین، ادارات را سریعاً تخلیه کرده و مدارک و سلاح‌های موجود را جمع‌آوری نمایند و به نزدیکترین سربازخانه یا ژاندارمری و یا شهربانی ببرند. متأسفانه در غالب نقاط فرماندهان قسمت‌ها حتی اجازه نمی‌دادند که پرسنل سازمان امنیت به سربازخانه‌های نیروی زمینی یا ژاندارمری وارد بشوند. من از تیمسار ریاست ستاد بزرگ تقاضا کردم که به فرماندهان سربازخانه‌ها و ژاندارمری دستور بدهند که پرسنل سازمان امنیت را بپذیرند، تا مدارک و اسلحه و مهمات و وسایل آنها محافظت شود. خوشبختانه بعد از دستور مستقیم شخص تیمسار ریاست ستاد بزرگ، بالاخره موافقت کردند. علاوه بر این چون مخالفین به خانه‌های رؤسا و پرسنل ساواک نیز حمله می‌کنند، زندگی خود و خانواده‌هایشان در خطر می‌باشد. بدین ترتیب مدتی است که ساواک در وضعیت و موقعیتی نیست که بتواند اخبار و اطلاعاتی در اختیار سازمان‌ها بگذارد. من خودم هم که الساعه درخدمت تیمساران هستم بلاتکلیف می‌باشم و در اجرای دستور تیمسار ریاست ستاد در اینجا حاضر شده‌ام و اطلاعاتی بیش از تیمساران ندارم تا به اطلاع شورا برسانم.»
سپهبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی اظهار نمود: «قسمتی از حوادث مربوط به نیروی زمینی را تیمسار ریاست ستاد گفتند. به طوری که دیشب در شورای امنیت ملی گفتم کلیه عده‌های موجود نیروی زمینی در تهران و همچنین لشکر گارد در اختیار فرمانداری نظامی تهران هستند، و نیروی زمینی شاهنشاهی عده اضافی و احتیاط ندارد که برای کمک در اختیار سازمان‌ها و قسمت‌هایی که تلفن زده و تقاضا می‌نمایند، بگذارد. یگان گارد جاویدان که آن هم مأموریت مخصوص دارد و باید از کاخ‌های سلطنتی حفاظت نماید، در این مورد هم به دستور ریاست ستاد به سرلشکر نشاط مراجعه شد. جواب داد که حق ندارد از یگان گارد جاویدان برای مأموریت فرمانداری نظامی استفاده کند. ضمناً یک گردان پیاده هم دیروز از لشکر قزوین خواسته بودم ولی چون ستون قادر به برقراری ارتباط با نیروی زمینی نبود، برابر اطلاع در حدود کاروانسراسنگی مخالفین جاده را بسته و جلوشان را گرفته‌اند که تا این ساعت به تهران نرسیده و اطلاع صحیحی از وضع آن نداریم. دیشب در اجرای دستورات ریاست ستاد بزرگ به هر ترتیب بود 30 دستگاه تانک از لشکر گارد برای کمک به مرکز آموزش دوشان‌تپه نیروی هوایی آماده کردیم ولی چون ارابه‌ها مهمات نداشتند مدتی طول کشید تا از زاغه‌ها مهمات برسد، که بالاخره در حدود ساعت 3 بعد از نصف شب به سرپرستی سرلشکر ریاحی فرمانده لشکر گارد حرکت کردند. متأسفانه طولی نکشید که در حدود تهران پارس مردم جلوی ستون اعزامی را گرفته ضمن تیراندازی، ارابه‌ها را آتش زدند که ابتدا خبر تیر خوردن و سپس شهادت  سرلشکر ریاحی رسید. و برابر گزارش گارد، از 30 دستگاه ارابه جنگی، فقط چند دستگاه به سربازخانه برگشته‌اند.
ضمناً دیشب عده‌ای از پرسنل نیروی زمینی مأمور به فرمانداری نظامی و کلانتری‌ها با بی‌ترتیبی به سربازخانه‌های مربوطه مراجعت نموده‌اند که در نتیجه سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی شده‌اند و در بعضی از یگانها نیز هرج و مرج ایجاد گردیده است.
نکته مهمی که باید به عرض برسانم این است: نیروی زمینی که اساساً وضعیت بسیار نامطلوبی داشت، در اثر وقایع ناگوار چند روز اخیر وضع آن به صورتی درآمده که باید بگویم قادر به هیچ‌گونه عملی نمی‌باشد.»
سپهبد ربیعی در این مورد در دفاعیات خود چنین می‌گوید: «من که از وضعیت نیروی زمینی اطلاعی نداشتم، از اصرار بدره‌ای فهمیدم که نیرو کم دارد.»
در این موقع من به یاد تلفن صبح سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی افتاده و خطاب به ایشان گفتم: تیمسار صانعی: شما صبح به ستاد بزرگ تلفن کرده مطلبی به من اظهار کردید، آن را بیان کنید تا فرمانده نیروی زمینی درباره آن نیز توضیح بدهند.
سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی از جای خود بلند شده اظهار داشت:
«من امروز صبح به تیمسار ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران تلفن زده اظهار نمودم: با توجه به بررسی‌هایی که در طول دیشب با حضور فرمانده نیرو و معاونین در ستاد نیروی زمینی به عمل آوریم، برای اینکه تیمسار ریاست ستاد از وضعیت واقعی امکانات نیروی زمینی مطلع باشند، وظیفه خود دانستم که به اطلاع تیمسار برسانم که روی نیروی زمینی حساب نکنید»!
سپهبد بدره‌ای اظهار کرد: «نظر ایشان صحیح است. من واقعاً وضع نیروی زمینی را تا این حد خراب نمی‌دانستم»[!]. معاونین نیروی زمینی نیز اظهارات سپهبد صانعی را تأیید نمودند.
سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی، که وضع بسیار ناراحت و آشفته‌ای داشت و با لباس کار در شورای فرماندهان حاضر شده بود ابتدا با ناراحتی و تأسف جریان زد و خورد همافران و هنرجویان مرکز آموزش نیروی هوایی با افراد گارد را تشریح نمود. سپس توضیح داد که چگونه تظاهرکنندگان وارد محوطه مرکز آموزش هوایی شده و با کمک همافران و هنرجویان در اسلحه‌‌خانه‌ها را باز کرده و به سلاح‌ها دسترسی پیدا کردند و اظهار داشت:
«هم اکنون مرکز آموزش دوشان‌تپه در محاصره مخالفین و محوطه مرکز آموزش در اشغال همافران و هنرجویان مسلح می‌باشد». و اضافه نمود: «من به ریاست ستاد بزرگ و همچنین دیشب در شورای امنیت ملی عرض کردم که نیروی هوایی در مقابل همافران و جمعیتی که در اطراف محوطه مرکز آموزش هوایی اجتماع کرده و پشت‌بام‌های اطراف مرکز را مسلحانه اشغال نموده‌اند به هیچ‌وجه قادر به انجام عملی نمی‌باشد و لازم است فرمانداری نظامی و یا نیروی زمینی به ما کمک کند، ولی تا این ساعت عده کمکی به مرکز آموزش دوشان‌تپه نرسیده است.»
و بعد راجع به نداشتن گاز در آشپزخانه‌ها و سوخت برای خودروها و سایر مشکلات و نیازمندی‌‌های لجستیکی صحبت نموده و اضافه کرد: «به علت تیراندازی، من در پست فرماندهی نیروی هوایی زندانی بودم و الآن هم با وضع بسیار بدی و به حالت خزیده توانستم خود را از ساختمان پشت فرماندهی به هلی‌کوپتر برسانم و در این جلسه شرکت کنم، چون دائماً از پشت‌بام‌های اطراف تیراندازی می‌کنند. حالا هم هر چه زودتر باید برگردم به پست فرماندهی و باید در آنجا باشم.»
سپهبد محققی، فرمانده ژاندارمری کشور، ضمن تشریح وضعیت خصوص ژاندارمری کشور اظهار کرد:
«دیشب از ژاندارمری کشور به من اطلاع دادند که تعدادی از پرسنل شهربانی پس از تخلیه کلانتری‌های مربوطه با وضع بسیار بدی در حالت فرار به سربازخانه ونک – مرکز آموزش افسری ژاندارمری – پناه برده‌اند. افسران نگهبان کسب تکلیف می‌کردند که چه بکنند، بالاخره دستور دادم تا در یک آسایشگاهی به آنها جا بدهند، ولی ورود پاسبانان شهربانی با بی‌تربیتی به سربازخانه ونک سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی در سربازخانه گردیده و نتیجه بسیار نامطلوبی داشته است، به طوری که عده‌ای از سربازان ژاندارمری شبانه از دیوار سربازخانه پریده و فرار نموده‌اند.
همچنین دیشب از اداره وظیفه عمومی تلفنی اطلاع دادند که جمعیت زیادی در مقابل اداره جمع شده و شعار می‌دهند، و تعداد نگهبانان برای جلوگیری از تجاوز احتمالی آنها به اداره وظیفه عمومی به هیچ‌وجه کافی نیستند، و برای تقویت مأمورین نگهبانی از فرمانداری نظامی کمک خواسته‌اند، ولی سپهبد رحیمی جواب داده که فرمانداری نظامی عده احتیاط ندارد که به کمک آنها بفرستد، وقتی به تیمسار بدره‌ای مراجعه کردم، ایشان هم همین جواب را به من دادند.»
سپس اضافه نمود: «ستاد ژاندارمری کشور، چند روز است که در محاصره مخالفین می‌باشد و ما مجبور هستیم که با لباس شخصی به ستاد رفت و آمد بکنیم. اطراف سربازخانه شاهپور را هم مخالفین محاصره کرده‌اند، به طوری که 48 ساعت است که مأمورین نتوانسته‌اند از آنجا غذا برای گروهان قرارگاه و سربازان نگهبان به ستاد ژاندارمری در میدان 24 اسفند بیاورند.»
سپهبد خواجه نوری رئیس اداره سوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار داشت:
«درباره شهربانی کشور. برابر گزارش رسیده به مرکز فرماندهی، تعداد زیادی از کلانتری‌ها را مخالفین اشغال کرده‌اند و اسلحه و مهمات و بی‌سیم‌های شهربانی به دست مخالفین افتاده است.» و اضافه نمود: «چون از بعد از نصف شب دیشب تلفن‌های ستاد نیروی زمینی جواب نمی‌دادند، و گزارشات نوبه‌ای قسمت‌ها هم به موقع به مرکز فرماندهی ستاد نرسیده، من اطلاعاتی بیش از آنچه که تیمساران گفتند ندارم تا به عرض برسانم.»
سرلشکر پرویز امینی افشار رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود:
«نکاتی که می‌توانم به اظهارات فرماندهان اضافه کنم، این است که برابر آخرین خبری که در موقع آمدن به شورا به اداره دوم رسید، مخالفین مرکز پلیس را در میدان سپه به آتش کشیدند.
برابر گزارش ضداطلاعات، دیشب سربازان در بعضی از سربازخانه‌ها از جمله سربازخانه قصر از دیوار پریده و فرار می‌کردند. و وضع داخلی یگان‌ها از لحاظ انضباط بسیار بد و وضعیت هرج و مرج در آنها حکمفرما است. در اطراف غالب سربازخانه‌ها اخلالگران اجتماع کرده و مشغول تظاهرات هستند، و در سربازخانه عشرت‌آباد با مأمورین استحفاظی درگیر شده‌اند.»
در جریان مذاکرات شورای فرماندهان اطلاع دادند که نخست‌وزیر می‌خواهد با من صحبت کند. ولی مذاکره تلفنی از اطاق شورا با تلفن مستقیم نخست‌وزیر (خط شبکه مخصوص نخست‌وزیری) مقدور نبود، و می‌بایستی برای صحبت از جلسه خارج شده از دفترم با ایشان صحبت می‌کردم. چون قبل از تشکیل شورا با هم صحبت و قرار گذاشته بودیم که بعد از پایان جلسه به نخست‌وزیری بروم، به رئیس دفترم گفتم اطلاع بدهید که شورای فرماندهان هنوز تمام نشده، به محض پایان جلسه صحبت خواهم کرد. ولی آقای بختیار مجدداً پیغام داد که کار فوری دارد و حتماً می‌خواهد صحبت کند. بنابراین از ارتشبد شفقت وزیر جنگ خواهش کردم جلسه را اداره کند و برای صحبت با نخست‌وزیر به دفترم رفتم. آقای بختیار می‌خواست که به نخست‌وزیری بروم. گفتم سپهبد رحیمی را که می‌خواستید فرستادم. اظهار کرد: بلی، اینجاست. گفتم: ایشان هم فرماندار نظامی است و هم رئیس شهربانی کشور، به طوری که اطلاع دارید کلیه یگان‌های موجود نیروی زمینی در تهران در اختیار فرمانداری نظامی است، هر دستوری دارید به ایشان بدهید تا اجرا کند. موضوع مهم، مشکلات نیروهای مسلح می‌باشد که با فرماندهان مشغول بررسی آنها هستیم، تا ببینیم چه می‌شود کرد؟ چیزی هم به خاتمه شورا نمانده و فکر نمی‌کنم زیاد طول بکشد. به محض اتمام جلسه به نخست‌وزیری خواهم آمد.
پس از مراجعت به اطاق شورا سپهبد حاتم جانشین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران چنین اظهار کرد:
«به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگان‌ها که فرماندهان نیرو تشریح کردند به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام عملی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت تشریف برده‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر مراجعت نمی‌کنند. ماههاست که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملاً در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان ایشان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. آقای بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلسین و حتی اظهارات دیروز در مجلس سنا، و همچنین مصاحبه‌‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفداری در بین مردم ندارد! آنچه که به نظر می‌رسد اختلاف در این است که اعلام جمهوری در کشور به وسیله کی و چگونه صورت بگیرد. در کشور ترکیه از این موارد پیش آمده که بین احزاب اختلاف شدید ایجاد شده که در نتیجه امور کشور به حال وقفه درآمده. ارتش خود را کنارکشیده و اعلام نموده است که در سیاست دخالت نمی‌کند و از ملت پشتیبانی می‌نماید. پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی هم ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.»
اظهارات و پیشنهاد سپهبد حاتم با توجه به اوضاع بحرانی آن روز کشور و نیروهای مسلح شاهنشاهی و توضیحات فرماندهان نیرو و رؤسا درباره حوادث و وقایع نیروها و امکانات آنها مورد استقبال و تأیید فرماندهان و رؤسای سازمان‌های نیروهای مسلح و ادارات که در جلسه حضور داشتند، قرار گرفت.
در این موقع لازم دیدم اوامر اعلیحضرت را به تیمساران یادآوری کنم. اظهار کردم: به طوری که چند روز قبل که غالب تیمساران حضور داشتند بیان نمودم، اعلیحضرت علاوه بر دستور جلوگیری از خونریزی که همیشه بر آن تأکید می‌نمودند، در جلسه‌ای با حضور نخست‌وزیر و فرماندهان نیروهای سه‌گانه، پشتیبانی ارتش از دولت قانونی را امر فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ تمامیت و وحدت ارتش شاهنشاهی» را نیز تأکید کرده و اضافه نمودند که در این مورد به وزیر جنگ هم اوامری فرموده‌اند. ارتشبد شفقت وزیر جنگ اظهارات مرا تأیید نمود.
سپهبد حاتم اظهار کرد: «قطعاً منظور اعلیحضرت در مورد پشتیبانی ارتش از دولت تا موقعی بوده که نخست‌وزیر پشتیبان قانون اساسی باشد، نه خواهان جمهوری. حالا که آقای بختیار مانند مخالفین می‌خواهد جمهوری اعلام کند، بنابراین ارتش دیگر وظیفه ندارد از ایشان پشتیبانی کند». سپس اضافه نمود: «از طرف دیگر به طوری که فرماندهان اظهار می‌کنند در وضعیت فعلی ارتش عملاً قادر به پشتیبانی نمی‌باشند، و خیلی دیر شده است. ادامه وضعیت ارتش به این صورت هم نتیجه‌ای جز ادامه خونریزی بیهوده ندارد، به همین دلیل است که پیشنهاد کردم ارتش بی‌طرفی خود را اعلان نماید.»
سپهبد حاتم در دفاعیات خود نیز چنین گفت: «گفتم باید ما به ملت بپیوندیم و اعلان همبستگی کنیم تا به این برادرکشی خاتمه داده شود، چون دیگر شاه به مملکت برنمی‌گردد و ما باید برای بقاء ارتش و نگهداری آن تلاش کنیم.»
سپهبد ربیعی نیز در دفاعیات خود در این مورد چنین می‌گوید: «... از کسانی که خیلی آتشین صحبت کردند سپهبد حاتم بود؛ یکی سپهبد خلعتبری و دیگری معاون پارلمانی وزارت جنگ...، موضع حاتم به عقیده من جانبداری از رفتن بختیار بود و می‌گفت باید برود... معاون پارلمانی وزارت جنگ هم... موضع حاتم را دنبال کرد و خیلی هم خوب صحبت کرد و خیلی داغ. کسی که اول جانشین طوفانیان بود. البته این را جهانبانی هم گفت، ما بارها گفتیم.»
سپهبد فیروزمند معاون ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود: «من هم به منظور جلوگیری از خونریزی بیهود با پیشنهاد سپهبد حاتم موافقم ولی با توجه به خواسته اکثریت پرسنل نیروهای مسلح عقیده دارم که لازم است با ملت ایران همبستگی اعلام شود.»
سپهبد فیروزمند در دفاعیات خود نیز گفت: «در روزهای آخر بالاخص بعد از تاریخ رفتن شاه ما احساس می‌کردیم که دیگر زمینه برای ادامه سلطنت از بین رفته است.»
سپهبد معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ، پس از تشریح وضع بحرانی کشور و احساسات مردم اظهار داشت: «اعلیحضرت از کشور خارج شده‌اند، آنچه روشن است این است که مراجعتی هم در بین نیست. ملت ایران مدت‌ها است یکپارچه نشان داده‌اند که طرفدار و خواستار آیت‌الله خمینی هستند و کسی طرفدار دولت آقای بختیار نمی‌باشد. مملکت دارد از بین می‌رود. آقای بختیار هم در این مدت عملاً نشان داده که در مقابل اراده ملت ایران قادر به عملی نیست. بنابراین من هم عقیده دارم که برای جلوگیری از خونریزی و خاتمه دادن به این وضعیت ناگوار اعلان همبستگی شود.»
سپهبد خلعتبری معاون اطلاعاتی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی ضمن تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«به طوری که گفته شد آقای بختیار هم در تمام این مدت تلاش کرده است که جمهوری اعلان کند. همه می‌دانیم که ایشان به هیچ‌وجه طرفداری بین مردم و پرسنل نیروهای مسلح ندارد. به همین جهت من هم عقیده دارم که با ملت اعلان همبستگی شود.»
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد فیروزمند اضافه نمود: «بیش از یک ماه است که بارها ما در نیروی زمینی گفتیم باید همبستگی اعلام کنیم ولی توجه نکردند.»
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«باید ارتش را حفظ و از متلاشی شدن آن جلوگیری کنیم.» ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات پس از تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اضافه نمود:
«به نظر من هم دیر شده است.»
پس از صحبت و اظهار نظر چند نفر دیگر از تیمساران که عده‌ای از آنها طرفدار اعلان «بیطرفی» و تعدادی دیگر موافق اعلام «همبستگی» بودند، اظهار کردم: حالا که با توجه به اظهارات فرماندهان نیرو و وضعیت نیروهای مسلح و امکانات آنها پیشنهاد سپهبد حاتم مورد توجه تیمساران قرار گرفته و به منظور جلوگیری از خونریزی و حفظ تمامیت ارتش عده‌ای طرفدار اعلان بی‌طرفی و تعدادی دیگر خواهان اعلان همبستگی هستند، دو نکته را یادآوری می‌کنم: اولاً به طوری که تیمساران اطلاع دارید برابر قوانین و مقررات، ارتش حق دخالت در سیاست را ندارد. ثانیاً با توجه به اوامر اعلیحضرت در مورد حفظ وحدت و تمامیت ارتش بهتر است که وحدت نظر باشد. تیمساران هر نظری دارید بیان کنید تا بحث شود، بلکه شورا به اتفاق آراء تصمیم بگیرد.
پس از اظهارنظر و بحث چند نفر از جمله سرلشکر خسروداد فرمانده هوانیوز که طرفدار اعلان همبستگی بودند، و سپهبد حاتم اظهار نمود: «تیمساران به قدر کافی اظهارنظر کردند، اگر تیمسار ریاست ستاد اجازه می‌دهید رأی گرفته شود.» رأی گرفته شد. «بی‌طرفی ارتش» به اتفاق آراء مورد تصویب فرماندهان و رؤسای ادارات و سازمان‌‌های نظامی قرار گرفت.
بعد از قرائت مجدد صورتجلسه و توافق نظر در متن اعلامیه ارتش به شرح زیر، فرماندهان و رؤسا آن را تأیید و امضا نمودند:
«اعلامیه ارتش: ارتش ایران وظیفه دفاع از استقلال و تمامیت کشور عزیز ایران را داشته و تاکنون در آشوب‌های داخلی سعی نموده است با پشتیبانی از دولت‌های قانونی این وظیفه را به نحو احسن انجام دهد. با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 روز 22 بهمن 1357 تشکیل و به اتفاق تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر بیطرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام کند و به یگان‌های نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت شریف و نجیب و میهن‌پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته‌های ملت شریف ایران با تمام قدرت پشتیبانی می‌نماید.»
و این نامه در بعد از ظهر روز 22 بهمن از رادیو قرائت شد و...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:18 ب.ظ


http://www.blogfa.com/photo/i/irannews000.jpg

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی كلمه ی طیبه است.»

«مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای»

اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی كشور را بر عهده دارد.»

اصل 144 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، باید ارتشی باشد كه ارتشی مكتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد كه به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.»

29 فروردین، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و بزرگداشت حماسه آفرینی های دلاور مردان نیروی زمینی ارتش می باشد. هم زمان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، ارتش رژیم شاهنشاهی كه پیكره ی اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب مستضعف ایرانی تشكیل می داد، به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیك گفت و در نتیجه هم صدا و همراه با امت در براندازی نهایی رژیم ستم شاهی به ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برخاست و به عنوان نخستین بازوی توانمند نظامی انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران تلاش های خستگی ناپذیر و مستمری را با فداكاری و ایثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد.

به همین مناسبت از سوی امام امت روز بیست و نه فروردین به نام ارتش نامگذاری شد

روزی برای ارتش. حالا36 سالی می شود که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک روز از تقویم رسمی کشور را به نام خود می بیند. روزی که برای اولین بار به فاصله حدود 2 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توسط امام خمینی(ره) به نام ارتش نام گذاری شد تا پاسخی مناسب باشد به وفاداری ارتشیان به آرمانهای انقلاب اسلامی. اما چه شد که 29 فروردین به نام ارتش نام گذاری شد؟

از 19 بهمن 57 و دیدار همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) ارتشی ها با سرعت بیشتری به انقلاب اسلامی پیوستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از همان اولین روز ، کار خود را برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران شروع کردند.اولین درگیری و نا آرامی در منطقه ترکمن صحرا و در نزدیک مرزهای شوروی(سابق) توسط گروهکهای چپ و مزدوران استکبار با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد که با اعزام یگانی از کارکنان داوطلب نیروی زمینی ارتش سرکوب شد. ارتش به سراغ کنترل ناآرامی های سایر مناطق مثل کردستان و آذربایجان غربی رفت. همزمان جنگ روانی علیه ارتش در داخل و خارج کشور به راه افتاده بود و به دنبال آن بود تا ارتش را یک نیروی ضد مردمی و عامل امپریالیسم معرفی کند که همچنان سرکوب مردم را ادامه می داد و بایستی منحل می شد و جای خود را با یک ارتش خلقی یا بی طبقه توحیدی عوض می کرد .
 
همین جوسازی ها سبب شد تا شهید سپهبد ولی الله قرنی اولین رییس ستاد مشترک ارتش در نامه ای استعفای خود در روزهای اول فروردین 1358 را به امام خمینی (ره) تقدیم کند. شهید قرنی در استعفای خود با شکایت از اقدامات ضد انقلاب و دشمنان خارجی و دخالت های بیجا در امور ارتشچنین نوشته بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد هر روز دستوراتی صادر می نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و... وزیر دفاع بدون مشورت و نظر خواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می رود و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه ها را رها کرده و به موطن خود می روند و شب هنگام عناصر توده ای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانه ها می روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می برند... دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آن صفحات می فرستند که با ورود آنها و اولین سخن پراکنی که می کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می کنند و در جلوی همین هیأت فرماندة پادگان را گلوله باران می کنند«...
 
کمتر از یک ماه بعد، سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد و به شهادت رسید تا علاوه بر آثار جنگ روانی سنگینی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط دشمنان خارجی، طیف ضدانقلاب، منافقین، حزب توده و عناصر نا آگاه در ارتش جریان داشت، بی انضباطی، سستی و عدم تمکین از فرماندهان نیز به مشکلات ارتش اضافه شود. مشکلات فراوان ارتش سبب شد تا فرماندهان وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران با درخواست وقت ملاقات از امام خمینی(ره) برای بیرون رفتن از این وضعیت چاره اندیشی کنند و از امام (ره) بخواهند ایشان فرماندهی خود بر کل نیروهای مسلح را مجدداً اعلام نمایند. تا با استفاده از این حکم حکومتی قوام و انضباط بر ارتش برگردد. امام خمینی نیز (ره) با صدور پیامی تاریخی در تاریخ 29 فروردین سال 58 خطاب به ملت ، سنگ بنای روز ارتش را گذاشتند. دربخشی از پیام امام خمینی(ره) آمده بود:
 
»روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام مى‏شود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران و حضور خود را براى فداكارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى كشور اعلام نمایند.
 
ملت ایران موظفند از ارتش اسلامى استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اكنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملت شریف لازم است آن را به این سِمت رسماً بشناسند و پشتیبانى خود را از آن اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامى كه حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش، برادرانه باید براى حفظ و امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدان خاتمه دهیم«.
 
امام خمینی(ره) در بخش های دیگر پیام خود نیز مشکلات دیگر پیش روی ارتش را نیز مورد توجه قرار دادند تا توطئه های داخلی و خارجی علیه ارتش جمهوری اسلامی ایران را نقش بر آب کنند.

از آن تاریخ به بعد هرسال در سالگرد صدور این پیام، روز ارتش در سراسر کشور جشن گرفته می شود و ارتش در شهرهای مختلف به رژه و نمایش قدرت می پردازد

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دكتر محمد علی هالو

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:17 ب.ظ



دكتر محمد علی هالو شاعر و نویسنده و مستندساز و اولین وبلاگ نویس ایرانی

Astarao (بحث) ‏۱۱ مارس ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۴۶ (UTC)دكتر محمد علی هالو شاعر و نویسنده و مستندساز و اولین وبلاگ نویس ایرانی

اسماعیل اسدی دارستانی  درجه دار بازنشسته ارتش  وی در روز نامه دیواری مدرسه راهنمایی توحید آستارا اولین بار  در سال 1367 از اسم مستعار دكتر محمد علی هالو   در شعر و متن مقالات خود استفاده نمود و در آستارا وی را بعنوان دكتر هالو می شناختند و همزمان با نشریات كشوری و بنیاد بعنوان خبرنگار ادامه داد بعداز استخدام درارتش  چون مجاز به خبرنگاری نبود  با اسم مستعار با نشریات همكاری  می كرد   از جمله پیام دانشجو بنام دكتر هالو  .. وی در شعر ها و نوشته های تند خود از اسم دكتر هالو استفاده  می كرد  و در سال 1372 كه از سوی سازمان بعنوان دوره انترنت رفت  با دوستی كه با استاد انترنت ایجاد كرد علاقه ای زیادی به فضای مجازی نشان داد  و اولین بار كه در سال 1380 اولین سایت وبلاگ نویسی در ایران تاسیس شد وی بعنوان اولسن وبلاگ پرشین عضو شد یعنی اولین وبلاگ نویس ایرانی و بعداز آن با ثبت سایت وبلاگ اقدام نمود اما بوی مجوز ندادند  وی رسما از سال 1379 اولین سایت خود بنامهای  آستارا نیوز  و ایران نیوز  و گیلان من ئ و درد نیوز را افتتاح نمود با آمدن وبلاگ در سال 1380 دامنه فعالیت خود راب عنوان فعال حقوق بشر وومحیط زیست ادامه داد  بعنوان یك فعال محیط زیست و حقوق بشر  و اولین وبلاگ نویس ایرانی شروع بفعالیت نمود وی بعداز اتفاقی كه در ارتش  در سوماردر حین انجام وظیفه رخ داد به قزوین از آنجا به پادگان تفنگداران دریایی ارتش در منجیل و آخرین یگان خدمتی پادگان نیروی دریایی ارتش در رشت بود كه بعلت بیماری شدید بازنشست گردید سال 1378   ... وی دامنه فعالیت خود را با نوشتن چند كتاب از جمله بر رسی تاریخ حقوق بشر ومیحط زیست با 5 كتاب مجوز و اجازه چاپ گرفت  و اما مجوز هفته آبادگران شمال و سایت درد نیوز وی بعلت عدم صلاحیت ندادند.....   اما وی بفعالیت حقوق بشری و محیط زیست خود ادمه داد و اولین وبلاگ نویس ایرانی بود كه توسط دادگاه انقلاب تهران فراخوانی  بمدت نامحدود بازداشت بعداز مدتها شنكجه و بازجویی تبریه شد .

این شاعر و فعال حقوق بشر تاكنون بارها دستگیر و شنكجه و پرنده سازی نمود است كه آخرین بار در سال 1393 بعلت فعالیت وبلاگ نویسی و حقوق بشر به مدت شش ماه زندان محكوم شد ... وی تاكنون هفت فیلم مستند حیات وحش و مذهبی و گردشگری ساخته است و هماكنون نیز بعنوان وبلاگ نویس فعال حقوق بشر و محیط زیست و شاعر و مستند ساز متنقد فعالیت می كند و از اولین نفرات فعال در تلگرام در شمال كشور می باشد.astarao@yahoo.com—ایمیل : dardnews.ir astaranews1.ir شماره تلفن 09112850112 astaranews.com gilanman.ir





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افسران ارشد ارتش شاهنشاهی

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:17 ب.ظ

در این پست تا پایان بهمن ماه به تدریج  تصاویر  تعدادی از افسران ارتش شاهنشاهی را به همراه آخرین مسوولیتها و سرنوشتشان قرار خواهم داد.کاری به این ندارم که گناهکار بودند یا خیر گرچه بر این باورم اکثریت آنها مستحق تحقیر و مرگ نبودند  dardnews.ir  درجه دار بازنشسته ارتش

اا دارستانی

×هرگونه نظر جانبدارانه یا نقادانه توام با بی حرمتی،فورا حذف خواهد شد

1-سپهبد عیسی بقراط جعفریان : از افسران بسیار برجسته و مقتدرنیروی زمینی که ابتدا فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز بود و سپس استاندار خوزستان شد. در 23 بهمن 1357 به دلیل سانحه سقوط هلیکوپتر که برخی آنرا ناشی از تیراندازی انقلابیون به بدنه هلیکوپتر و برخی دیگر ناشی از درگیری و تیراندازی در داخل هلیکوپتر می دانند کشته شد

 

2 - سپهبد هوشنگ حاتم: از  افسران نیروی زمینی که مسوولیتهایی همچون فرمانده توپخانه لشکری لشکر پیاده گارد و فرمانده مرکز آموزش توپخانه اصفهان را به عهده داشت. آخرین مسوولیت ایشان جانشین فرمانده ستاد ارتش بود - بعد از 22 بهمن57 چندین ماه بازداشت بود و در اواخر سال 58 تیرباران گردید

3- ردیف اول : سپهبد مهدی رحیمی از افسران رشید نیروی زمینی که مسوولیت معاون فرمانده گارد شاهنشاهی و معاون عملیاتی فرماندار نظامی تهران (ارتشبد اویسی) را به عهده داشت و پس از خروج اویسی از ایران، فرمانداری نظامی تهران و سرپرستی شهربانی کل کشور را نیز در دست گرفت - در 26 بهمن 57 بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد

4- ردیف دوم نفر اول از راست : سپهبد عبدالعلی بدره ای لرستانی فرمانده گارد شاهنشاهی و آخرین فرمانده نیروی زمینی - در22بهمن 57 در ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان ،مورد اصابت گلوله شورشیان مسلح قرار گرفت و کشته شد

5- نفر اول از چپ سپهبد علیمحمد خواجه نوری رییس اداره سوم ستاد ارتش (اداره  عملیات)و از افسران مجرب و مسلط  به دانش نظامی در نیروی زمینی که بعد از بهمن 57تیرباران گردید

6- سپهبد ناصر مقدم : مدتها در اداره سوم ساواک ( اداره امنیت داخلی) مشغول به کار بود و سپس رییس  اداره دوم (‌رکن 2 )  ستاد ارتش شد. مقدم در اواخر حکومت پهلوی به ریاست ساواک رسید - در فرودین 58 تیرباران شد 


7 - سپهبد حسین رستگار نامدار : از مسوولیتهای ایشان می توان به جانشینی فرمانده نیروی زمینی و فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان اشاره نمود- بعد از 22 بهمن 57 بازداشت و سپس تیرباران گردید

8- نفر اول از چپ سپهد امیرفرهنگ خلعتبری از افسران کاردان ارتش که در سال 57 معاون عملیاتی نیروی زمینی بود - بعد از انقلاب تیرباران گردید 

9- نفر اول از راست : سرلشکر کاظم ریاحی آخرین فرمانده لشکر پیاده گارد که از تواناترین افسران نیروی زمینی ارتش به شمار می رفت - در شامگاه 21 بهمن به هنگام عزیمت به مرکز آموزشهای هوایی دوشان تپه جهت کمک رساندن به مامورین فرمانداری نظامی،  هدف حمله انقلابیون مسلح قرار گرفت و درمیدان امام حسین فعلی کشته شد 

 

10- دو تصویر بالا متعلق به سرلشکر منوچهر خسروداد از بالیاقت ترین افسران نیروی زمینی، پایه گذار و فرمانده گردان چترباز و سپس تیپ نیروی ویژه هوابرد و از سال1350 به بعد فرمانده هوانیروز - در شامگاه 26 بهمن 57 بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد

11 - نفر اول از چپ : سرلشکر محمد امین بیگلری که فرماندهی لشکر پیاده گارد و معاونت فرماندهی همین لشکر را در کارنامه کاری خود دارد - در 22 بهمن 57 هنگامی که مسوولیت معاون لشکر پیاده گارد را به عهده داشت، در حمله انقلابیون مسلح به ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان، به همراه سپهبد عبدالعلی بدره ای(‌فرمانده نیروی زمینی) هدف گلوله قرار گرفتند و هر دو کشته شدند

 

12 - نفر وسط سرلشکر رضا ناجی : افسری  سختکوش، منضبط و بسیار جدی بود که در طول دوران خدمت نظامی خود، مسوولیتهایی همچون فرمانده توپخانه لشکری در لشکر 16 زرهی قزوین،معاون فرمانده لشکر پیاده گارد ( در زمان فرماندهی سرلشکر جلال پژمان) و فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان را به عهده داشت. در مرداد 57 به فرمانداری نظامی اصفهان منصوب گردید. در 26 بهمن 57 به اتهام سرکوب و کشتار مردم اصفهان، محاکمه و در ساعت 11:40 دقیقه همین شب، بر بام مدرسه رفاه تیرباران گردید

13 - سرلشکر علی نشاط : آخرین فرمانده تیپ زبده و مستقل گاردجاویدان بود که این تیپ، خود تحت امر فرمانده گارد شاهنشاهی(سپهبد بدره ای) قرار داشت. سرلشکر نشاط در فروردین ماه 1358، تیرباران گردید

 14 - سرلشکر احمد بیدآبادی درزمان انقلاب فرماندار نظامی تبریز بود. بعد از 22 بهمن 57 مدتی بازداشت شد و سپس محاکمه و تیرباران گردید. .

 

15 - سرتیپ زرهی نعمت اله معتمدی کردستانی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین و سرتیپ منوچهر ملک معاون لشکر که فرمانداری نظامی قزوین را نیز به عهده داشتند و هر دو نفرپس ازضرب و شتم و بازداشت به تهران انتقال یافته و در اسفندماه 57 تیرباران شدند . در نوشته ای مضحک که از عدم اطلاع درباره قوانین فرمانداری نظامی و همچنین سلسله مراتب فرماندهی ارتش حکایت می کند می خوانیم :

((سرتیپ نعمت الله معتمدی  فرمان داده بود تا تانک ها و نفربرهای نظامی از روی تن گروهی زن و مرد و کودک که در روزهای سرد زمستان در صف نفت و نان ایستاده بودند بگذرند.سرتیپ ملک نیز سوار بر جیپ در حالیکه به مردم دشنام می داد دستور داد همه را به گلوله ببندند))

این در حالی است که به شهادت سرتیپ محمود فردوسی فرمانده گردان 220 تانک لشکر 16 که در جنگ ایران و عراق حماسه ها آفرید، سرتیپ معتمدی به همراه ایشان جلوی در پادگان خوابید تا مانع عبور تانکها شود اما گروهی از سربازان متعصب، دست و پای این دو را گرفتند و به گوشه ای انداختند و عبور کردند این یعنی نظم و قانون و دستور و مقررات معنایی نداشت و همه چیز از هم پاشیده بود . کاری از معتمدی هم ساخته نبود و قدرت در خیابانها ، وضعیت را تعیین می نمود 

16 - سرتیپ جهانگیر اسفندیاری :فرمانده تیپ 3 لشکر 92 زرهی اهواز و فرماندار نظامی آبادان در اواخر سال 57 بود. بعد از انقلاب ، بازداشت و تیرباران گردید

 

17 - سرتیپ خلبان ایرح امینی افشار : فرمانده پایگاه رزمی - پشتیبانی هوانیروز اصفهان بود که در دوران انقلاب مسوولیت فرمانداری نظامی شهرستان نجف آباد اصفهان را نیز به عهده داشت. بعد از انقلاب ، بازداشت و در 18 فروردین 1358 تیرباران گردید

18 - سرلشکر ولی محمد زندکریمی : رییس سازمان اداره زندانها بود. نگارنده از سوابق خدمتی و همچنین مدت مسوولیت این افسر در سازمان زندانها ، مطلبی به دست نیاورد، اما اگر اقدامات سرگرد ق، سروان ژ و سرهنگ ز علیه زندانیان سیاسی در زمان تصدی ایشان صورت گرفته باشد ، مسوولیت بسیار سنگینی برایش ایجاد نموده است. سرلشکر زندکریمی در اسفند 57 تیرباران شد

از چپ : 19 - ارتشبد جعفر شفقت و 20 - سپهبد عبدالمجید معصومی نایینی 

ارتشبد شفقت،ریاست ستاد نیروی زمینی، ریاست سرای نظامی، جانشینی فرمانده ستاد ارتش، استانداری آذربایجان شرقی و سرانجام وزرات جنگ در کابینه دکتر شاهپور بختیار را در کارنامه خدمتی خود دارد. از سوابق خدمتی سپهبد معصومی نایینی اطلاعی در دست نیست اما آخرین مسوولیت ایشان معاون پارلمانی وزارت جنگ در کابینه بختیار بود. هر دو نفر از اعدامهای اوایل انقلاب جان به در بردند

21 - سرتیپ غلامحسین علایی : پس از طی مدارج نظامی، مدتی وابسته نظامی ایران در کشور عراق بود و در دوره انقلاب فرماندهی پادگان مسجدسلیمان و ریاست کارخانه تانک سازی - تعمیرتانک مسجد سلیمان را به عهده داشت. سرتیپ علایی در خرداد 58 تیرباران گردید

22 - سپهبد جلال پژمان : سپهبد پژمان مسوولیتهایی همچون فرمانده گارد مجلس شورای ملی در درجه سروانی، رییس ستاد لشکر پیاده گارد ر درجه سرهنگی، فرمانده تیپ نادری از لشکر پیاده گارد در درجه سرتیپی و فرمانده لشکر پیاده گارد به مدت 6 سال در درجه سرلشکری را در کارنامه کاری خود دارد. جلال پژمان با رسیدن به درجه سپهبدی به ستاد ارتش منتقل شد و فرماندهی اداره چهارم این ستاد را به عهده گرفت. با پیروزی انقلاب، در 25 بهمن 57 بازداشت و پس از چندین ماه حبس به دلیل عدم وجود شاکی و اتهام خاصی، آزاد شد اما دیری نپایید که با پرونده سازی یکی از درجه داران سابق لشکر گارد که ظاهرا به انقلابیون پیوسته بود مجددا بازداشت شد و تا مرز اعدام هم رفت اما در نهایت پس از کش و قوسهای فراوان به حبس طولانی مدت محکوم شده و 4 سال را هم در زندان گذرانید. ایشان پس از گذشت 4 سال از دوران محکومیت، مشمول عفو قرار گرفته و آزاد شدند

23 - سپهبد احمدعلی محققی : مدتی در اطلاعات ( رکن 2 ) ژاندارمری فعال بود و در زمان فرماندهی عباس قره باغی بر ژاندارمری، مسوولیت جانشینی ایشان را بر عده داشت. پس ازرسیدن قره باغی به مقام وزارت کشور در کابینه ارتشبد ازهاری، سپهبد محققی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد. با پیروزی انقلاب ، سپهبد محققی از سوی مهدی بازرگان به عنوان سرپرست ژاندارمری کل کشور منصوب شد اما بیش از چند ماه در این پست دوام نیاورد و برکنار گردید. محققی پس از برکناری، ایران را ترک کرد

 

24 - سرتیپ فضل اله ناظمی : فرمانده تیپ 2 لشکر پیاده گارد موسوم به تیپ آهنین که در بهار سال 1358 تیرباران گردید

25 - نفر اول از راست : سپهبد چنگیز وشمگیر

چنگیز وشمگیر در اوج انقلاب 57، معاون فرمانده نیروی زمینی ( سپهبد بدره ای ) بود. بعد از انقلاب بازداشت شد و در جلسه دادگاه ظاهرا عکسهای خانوادگی اش به عنوان مظاهری از فساد منتشر گردید. وشمگیر بعد از دادگاه به اتفاق سپهبد پژمان به سراغ صادق طباطبایی رفت ( طباطبایی برای ملاقات زندانیان آمده بود) و اعتراض شدیدی به ایشان نمود اما از آنجاییکه صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب مسوولیتی نداشت این اعتراض به جایی نرسید. وشمگیر که از نظر روحی به شدت آشفته شده بود و همچنین حدس می زد چه حکمی درباره اش صادر خواهد شد با خوردن تعداد زیادی قرص لومینال ( به علت بیماری ، این دارو را مصرف می نمود) در اواخر بهار 58 به زندگی خود پایان داد

26 - سپهبد خلبان نادر جهانبانی : از خلبانهای نیروی هوایی و پایه گذار تیم آکروجت ایران ( تاج طلایی ) بود. زنده یاد جهانبانی جانشینی فرمانده نیروی هوایی و سمتهای نظامی دیگری را در کارنامه کاری خود دارد. در اواخر حکومت پهلوی ایشان به مشاغل غیرنظامی و ورزشی مشغول بودند. سپهبد جهانبانی در اسفند 57  به فرمان صادق خلخالی تیرباران گردید

27 - سپهبد امیر کامیاب پور : از امرای ارشد نیروی هوایی و فرمانده پدافند هوایی ارتش بود. بعد از انقلاب به اجبار بازنشسته گردید. سپهبد کامیاب پور ظاهرا از خشونت های اوایل انقلاب، جان به در برده است

28 - سپهبد خلبان امیر حسین ربیعی : از بهترین خلبانهای نیروی هوایی که دوره های آموزشی خود را در ایالات متحده و آلمان غربی گذرانده بود. ربیعی از سال 1354 به بعد فرمانده نیروی هوایی بود و رابطه ای بسیار خوب با ژنرال های ایالات متحده داشت . ربیعی در کابینه نظامی ارتشبد ازهاری با حفظ سمت به عنوان سرپرست وزارت مسکن و شهرسازی برگزیده شد که البته عمر این کابینه دیری نپایید. با پیروزی انقلاب سپهد ربیعی بازداشت ،محکوم و فروردین ماه 1358 به حکم صادق خلخالی تیرباران گردید

29 - سپهبد هاشم برنجیان : از امرای ارشد نیروی هوایی که از مسوولیتهای ایشان می توان به رییس بازرسی و امنیت پرواز نیروی هوایی و فرمانده ض اطدلاعات نیروی هوایی اشاره نمود. سپبد برنجیان بعد از انقلاب بازداشت و تیرباران گردید

30 - سرتیپ نصرت اله شعاعی : فرمانده پایگاه سوم شکاری همدان ( پایگاه مشهور شاهرخی ) بود که بعد از انقلاب، بازداشت و تیرباران گردید





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دعا کنید پدرم شهید بشه!

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:16 ب.ظ

دعا کنید پدرم شهید بشه! درد نیوز  dardnews.ir

هوالمحبوب

دلنوشته یك ارتشی بازنشسته و فرزند جانباز65 ( با حكم و اولین بسیجی اعزامی از آستارا در سال 1359 به جبهه )درصد شهید( بدون حكم ) و روز نامه نگارو سایت و وبلاگ نویس  ( بدون پروانه فعالیت  كلا : روز نامه نگار و شاعر و نویسنده  و محقق و اولین  وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر   نقره داغ و ستاره دار)  و نویسنده و محقق  (ستاره دار )  ومستند ساز و شاعر ( دنباله دار )

هوالصابر

دانش آموز فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!

معلم :خشکم زد. گفتم پسرم اسماعیل  این چه دعاییه؟

گفت:آخه بابام موجیه!كامل

معلم گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟

دانش آموز آخه هروقت موج میگیردش وحال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو ومادرو برادرم مهدی و خواهر هایم  رو کتک میزنه! ، امامشکل مااین نیست!سر ماه هم مجبور است وسایل خا نه بخرد  و حتی نان برای خرید نداریم گرسنه می مانیم...

معلم گفت:  پسرم پس مشکل چیه؟

گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست وپاهای همه مون را ماچ میکنه ومعذرت خواهی میکنه. خانم معلم  ماطاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم( همسایه چون جبهه نرفتند فكر می كنند پدرم دیوانه است ) خانم معلم  دعاکنید پدرم شهیدبشه وبه رفیقاش ملحق بشه...وقتی ما نان و غذا نداریم بیشتر هفته این طور است   وی شرمنده است ...وقتی ما لباس برای پوشیدن و كیف برای بردن كتابهایم نداریم وی دوباره موج گرفته می شود....

خانم معلم گفت دیگه چیه پسر بلبل زبان من :

وقتی  پول نانی برای غذا خریدن نداریم ..غذا نداریم ..مجبور هستیم  علفهای پخته حیاط را كه مادرم پخته است بخوریم ..پدرم دوباره موجی می شود بكسی نمی تواند بگوید دیوانه می شود...

خانم معلم پسرم مگر غذا و پول ندارید...

دانش آموز : چرا پدرم  یك زمین دارد سه هكتار كشاورزی در محل  چون كارافتاده و بیماراست و مادرم هم  بیمار شده است  به كسی دیگر اجازه نمی دهد  به كمك كنند وچیزی برای ما ده نفر خانواده نمی ماند ....

خانم معلم از كیفش ساندویچی در آورد و گفت بخور پسرم هر روز برایت ساندویچ و غذا می آورم

دانش آموز خانم معلم مادرم گفته بهیچ عنوان نگذار كسی به شما در رحمی كند ما این راه را خودمان انتخاب كردیم نباید به سادگی از دست بدهیم ساندویچ را پس داد ...

 دانش آموز  با برادرش مهدی روز ها از ترس آویزان شدن از تیر برق .... از مدرسه تا دو كیلومتر خانه همیشه  فرار می كردند و بخاطر همین در مسابقات مدارس هر سال مقام اول را می اوردند....یك روز خبرنگار  بعداز پیروزی این دوبرادر در مسابقه دو میدانی سوال كرد هر روز چقدر ورزش می كنید مهدی گفت نمی دانم ....خبرنگارگفت آفرین اینها انقدر ورزش می كنند ساعت را نمی دانند..( آخه چند نفر  نوجوان از جمله  دو برادر  همیشه از اول جنك 1359  این دو برادر را به تیر برق جلوی درب مدرسه می بستند  و با سنگ و چوب می زدنند و می گفتند  اگر انقلاب تغییر كند شما و خانواده اتان را ازاین تیر برق  آویزان و اعدام می كنیم آخه تا آخر دهه شصت در روستا كسی بعنوان بسیجی به جبهه نمی رفت ...فقط سربازها می رفتند )

واما بعداز سالها..خانم معلم   كه  سایت ها می خواند و دانش آموز یك وبلاگ نویس خبره شده به وبلاگش می اید و می خواند ... حكم شهادت پدرم را مشایی ( ریس دفتر  ریس جمهور ) و رجال سیاسی نمی گذرند بدهند آخه پدرم جانباز 65 درصد بسیجی  و بیمارستان دولتی هم شهادتش بر اثر موج گرفتگی را تایید كردند ( نامه خطاب به رهبری)... و پروانه هفته نامه آبادگران  و سایت درد نیوز  و... مرا نمی دهند و دیگر مسایل ..

معلم اشك از چشمهایش پایین می اید  كامنت  می نویسد دانش آموز  ناراحت نباش پدرت شهید است من و خدا كه می دانیم پدرت شهید است بس.. ناراحت نباش  تو را همه اولین وبلاگ نویس و سایت نگار  و روز نامه نگار ایرانی می نویسند..

معلم  بازنشسته صحفات بعدی وبلاگ دانش آموز را ورق می زند.. یكباره  می بیند دانش آموز نوشته است من دیگر می خواهم از كشور مهاجرت كنم ..پدرم را پس بدهید با خودم می خواهم ببرمش جای دیگر ...چرا صلاحیت شورای مرا نمی دهید با اینكه من درجه داربازنشسته ارتش و نویسنده  و ریس شورا هستم... بقیه را معلم نمی تواند بخواند باز اشك می ریزد..

 دوباره كامنت می نویسید..پسر دیوانه من اسماعیل بهت نوشتم  من می دانم پدرت شهید است ودر ثانی با این اعتقادی كه از تو دارم كجا می خواهی بروی ...امثال تو ابوذر های زمان هستید با ید بسوزید و بسازید ..

فردای آنروز معلم ایمیل خود را باز كرد دید دانش آموزبرایش نوشته یادت خانم معلم   چند برادر در مدرسه كه راهنمایی می خوانند و من و بردارم مهدی دبستان  از تیر برق بسته با طناب می خواستند اعدام كنند  می گفتند پدرت چون  جبهه رفته  اما چند روز دیگر انقلاب  سر نگون می شود  ما ازهمین تیر برق آویزانت می كنیم.. و بارها من و برادرم را شما نجات دادید .

معلم ایمیل می نویسید راستی آن برداران كه می خواستند  چكاره هستند آیا آنها اعدام شدند یا از كشور فرار كردند ..

 اسماعیل ایمیل زد ..خانم معلم ..آنها الان ریس هستند و مرا همانها رد صلاحیت كردندو به كمك فرماندار  وقت و نماینده وقت  و مشایی  حكم شهادت پدرم و جلوی  مجوز هفته نامه آبادگران شمال و در نیوز  را آنها گرفتند برای من چند كیسه پرونده امنیتی كذب درست كردند یعنی پرونده  خودشان را بنام من زدند .. با اینكه یك روز جبهه نرفتند بعداز فارغ تحصیلی از دانشگاه استخدام و همه كاره شدند...ما را در پرونده ضد انقلاب  و آنها را انقلابی و   فرزند انقلاب می زنند.. و راستی معلم عزیز مهدی یادت.. یكسال فقط جببه بعنوان بسیجی رفت و جانباز شد در 15 سالگی بخطار موج گرفتگی  فقط 11 كلاس درس خواند و الان هم خواهرم برایش یك پیكان كهنه خریده  زماین كه حالش خوبه مسافر كشی می كنه .. راستی خانم معلم ..یكی از برداران كه ریس بود ..سهمیه سوخت تاكسی تلفنی مهدی  را بست  و مهدی مجبور شد با بنیزین آزاد مسافر كشی كند و زنش هم طلاق گرفت و من هم بعلت اتفاقی در ارتش برایم افتاد كار افتادگی  و بیمار و بازنشسته شدم..یعنی جوان مرگ شدم....درخواست هفته نامه‌ابادگران شمال  و مجوز روز نامه الكترونیكی دردنیوز كردم مرا گفتند ضد انقلاب هستند  مجوز ندادند من بعضی وقتها فكر می كنم حتما كسی مثل من زند گی می كند بنام من كارهای ضد انقلابی انجام می دهد  فكر می كنند من هستند حتی خواستم به دادگاه شكایت بنویسم تا شبیه مرا دستگیر كنند زنم سارا گفت اسمایعل بعدا یك جرم هم بهت اضافه می كنند باید در تیمارستان زندگی كنی ..من هم ترسیدم و شكایت نكردم...

معلم نوشت دانش آموز عزیزم : پدرت و شما و مهدی راهتان مقدس بود شما ابوذر های زمان هستید  باید بخاطر انقلاب و اسلام بسوزید و بسازید تا دشمنان از ضعف شما سو استفاده نكنند همان های كه شما را یم خواستند بخاطر بسیجی رفتن پذرت درسال 1359 ازتیر برق  اعدام كنند  امر عاص های زمان هستند هر نظامی بیاید آنها خودشان را با آنها تطبیق می دانند اما پدر و بردارت و خودت فقط با نظام و انقلاب جوش خورید نارحت نباشد امثال شما باید دق بكنید بمیرید اما آخرت را خریدید

دانش آموز در ایمیل بعدی به معلم خوب و مهربانش نوشت:

تــــوی ایــــــن دنیــــا  همیـــــــشه

بعضــی ها   “بــرای بــه جــایـــی رسیدن

و بعضـی ها   “بـعـد از به جـایــی رسیــدن”

هــمــــــــــــه چیــز را “زیـــر پــا” می گــذارنـــد!!

ما بسیجی ایم تا زنده اه ایم..

معلم جواب ایمیل را داد : احسن شاگرد خوبم..

اسماعیل یك آرامش خاصی گرفت ....چون از خردسالی یعنی سال 1359 بدون پدر ( یعنی پدر جانباز 65 درصد موج گرفته و كار افتاده ) و مادرش هم توسط منافقین معلول شده بود..بدون سر پرست و مادر بزرگ شده ودرسن 15 سالگی داخل ارتش رفته ...حالا بازنشست شده یكباره حس كرد ...فردی وی را در بغل گرفت اما دیده نمی شود ..این همان دوست اشنایی همیشگی  است ...اسماعیل هم سر ش را در آغوشش گذشت..خستگی از تن اسماعیل رفت... گفت پسرم اسماعیل الان 42 سالت است ساعت یك شب است  برو  بخواب...من پدر و مادرت هستم... اسماعیل دیگر غم و غصه اش تمام شد...گفت تشكر می كنم ...می دانم شما پدر و مادرم هستید ...بوسه زد ...رفت بخوابد...گفت پدر و مادر شما هستید  شما بودید كه مرا در شكنجه و زندان نجات دادی و مرا همیشه كمك كردی  و حتی وبارها  و حتی  شش ماه( ناحق ) و... زندان و جریمه مرا شما كمكم كردی ....واقعا راست می گی از پدر و مادرم بمن نزدیك تری  زمانی كه پدرم جانباز كارفتاده و مادرم معلول شد...شما مرا كمك كردی  و برای م پدر ومادری كردی..می دانم  كمك كردی... یكباره اسماعیل آغوشی كه وی را در بغل كرده بود ..دید دارد به اسمان می رود.. اسماعیل داد  زد...باز هم بیا پدر و مادر آسمانی  من  ....من فقط شما را دارم....  هوالقادر ...دكتر محمد علی  هالو     برای سلامتی بزرگ مردان ایران عزیز و سلامتی و استقامت خانوادشون صلوات    ((اللهم عجل لولیک الفرج))      






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وبلاگ چیست ووبلاگ نویسی یعنی چه

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:16 ب.ظ

درد نیوز dardnews.ir عقاب سفید  گزارش می دهد:وبلاگ چیست و وبلاگ نویسی یعنی چه و تاریخچه وبلاگ نویسی در ایران و جهان

نوشته : اسماعیل اسدی دارستانی اولین وبلاگ نویس ایرانی


 

وبلاگ چییست و وبلاگ نویسی یعنی چه؟  نوشته اسماعیل اسدی دارستانی اولین وبلاگ نویس فارسی زبان ( اولین وبلاگ نویس حقوق بشر و محیط زیست )
 

 

وبلاگ یک یا چندین صفحه اینترنتی شخصی یا گروهی است که در آن شخص یا گروه به نوشتن مطالب متوالی (روزانه یا چند روز در میان) در موضوعات متنوع و دلخواه می پردازند. و افکار ، عقاید اشعار و یا خاطرات خود را برای مطالعه عموم در آن قرار می دهند . از آنجاییکه وبلاگ در اینترنت نشر می یابد می توان آنرا یک نشریه اینترنتی شخصی هم اطلاق کرد . و حتی گاهی بعضی ها پا را از این هم فراتر می گذارند و وبلاگ را یک رسانه اینترنتی می نامند .وبلاگ و وبلاگ نویسی از پدیده های نوین در دنیای پر راز و رمز اینترنت است . همنکنون صدها میلیون نفر از مردم سراسر دنیا از تمام سطوح اجتماعی و از تمامی قشرها به وبلاگ نویسی روی آورده اند و نوشته های خود را در معرض دید عموم مراجعان از اقصی نفاط جهان در دهکده جهانی گذاشته اند  .

تاریخچه ی وبلاگ؟

اولین وبلاگ توسط "تیم برنرزلی" (مخترع وب) ایجاد شد، گسترش این پدیده در سال ۱۹۹۹ با آغاز به کار Pitas، نخستین سرویس ارائه دهنده وبلاگ بصورت مجانی، شتاب فوق العاده ای به خود گرفت. تا اواسط ۲۰۰۰، بیش از یک هزار وبلاگ ایجاد و این رقم تا ۲۰۰۲ به بیش از نیم میلیون رسید.

نخستین بلاگی که چنین نامی داشت در سال ۱۹۹۴ توسط «دیو وینر» به وجود آمد. اما واژه وبلاگ برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ توسط «جان بارگر» در سایت robot wisdom به کار برده شد. تعداد وبلاگ ها در آغاز بسیار اندک بود، به نحوی که تا سال ۱۹۹۹ تنها ۲۳ وبلاگ وجود داشت. این رقم در اواسط سال ۲۰۰۰ به بیش از ۱۰۰۰ و دو سال بعد به بیش از نیم میلیون رسید. اما در دسامبر ۱۹۹۰ اینترنت فعالیت خود را به صورت شبکه ای جهانی آغاز کرد. ۱۵ سال بعد مطابق تحقیقات سایت internet world stats تعداد کاربران این شبکه به یک میلیارد و ۱۸ میلیون نفر (یعنی ۷/۱۵ درصد کل جمعیت دنیا) رسید.

در حال حاضر نیز به نوشته سایت ایتالیایی کانا وب بیش از ۲/۲۷ میلیون وبلاگ فعال وجود دارد و روزانه بیش از ۷۵ هزار وبلاگ به آنها افزوده می شود (البته تعداد کل وبلاگ های فعال و غیرفعال شاید از ۱۰۰ میلیون هم بیشتر باشد).

گرچه وبلاگنویسی در دنیا قبل از سال دو هزار میلادی بوجود آمد اما انفجار وبلاگنویسی با ورود به قرن بیست و یکم اتفاق افتاد. در ایران هم این موضوع بر میگردد به بیست و سوم خرداد ۱۳۸۱ که  سلمان جریری اولین سرویس ارایه دهنده ی وبلاگ یعنی سایت پرشین بلاگ( persianblog.ir) آغاز به کار کرد(البته آن زمان پرشین دات کام بود که متاسفانه در سال ۱۳۸۶ این دامنه به سرقت رفت و هماکنون این سایت با دامنه ی دات آی آر مشغول فعالیت است) و این پدیدهدر مدت کوتاهی توانست به سرعت در ایران  رشد کند تا هماکنون که تعداد وبلاگ نویسان ایرانی از مرز میلیون گذشته است و روز به روز در حال افزایش است در ضمن همکنون که این مطلب را مینویسم براساس آمارها رتبه ی ایران در وبلاگ نویسی تک رقمی است و ما جز ده کشور اول وبلاگنویس دنیا هستیم

توضیح اینكه  اسماعیل اسدی دارستانی اولین عضو این وبلاگpersianblog.comشد  و سرما اولین وبلاگ نیوس ایرانی شد اما بعداز تاسیس وبلاگ های  بلاكفا و میهن بلاگ بیشتر در این وبلاگها بعنوان خبرنگار شهروند و فعال حقوق بشر  و محیط زیست فعالیت می كند


برای وبلاگنویسی چه ملزوماتی نیاز است؟
از آنجا که سرویسهای تحت وب بسیاری از امکانات را بصورت رایگان در اختیار شما میگزارند شما هیچ پولی برای وبلاگنویسی نمیپردازید مگر هزینه ای که برای اتصال به اینترنت میپردازید البته ذکر این مطلب ضروری است که بیشتر سرویسهای وب برای تامین هزینه های خود اقدام به درج آگهی در وبلاگ شما میکنند ولی در هر صورت ملزومات برای وبلاگ نویسی وجود دارد که آنها را در ادامه ذکر میکنم:

  1. امکان استفاده از کامپیوتر و اتصال به اینترنت برای تایپ و ارسال مطالب مهیا باشد ( کامپیوتر شخصی ، کامپیوتر فامیل ، دوستان  کافی نت و یا …)
  2. فرد باید حداقل آشنایی مختصری با ویندوز(و یا یک سیستم عامل دیگر) و تایپ کردن داشته باشد(مگر اینکه مطلابتان را روی کاغذ بنویسید و بعد از وبلاگنویس دیگری بخواهید آنرا برایتان به وبلاگ پست کند)
  3. زمان کافی برای نوشتن مطالب و مدیریت وبلاگ( مثلا حداقل نیم ساعت در شبانه روز)

از چه موقع باید شروع کرد؟
هرگاه احساس کردید که مطالبی در اختیار دارید که ممکن است برای دیگران مفید یا جالب باشد میتوانید شروع کنید به نوشتن وبلاگ(لازم نیست مطلب شما حتما نوشته باشد بسیاری از عکاسان . گرافیستها و … هم وبلاگهای بسیار پرطرفداری دارند)

از کجا باید شروع کرد؟
اگر ملزومات گفته شده را دارید و نیز فکر میکنید که دیگر موقع آن است که به جمع وبلاگنویسان بپیوندید میتوانید همین الان به یکی از سایت های ارایه دهنده سرویس وبلاگ مراجعه کرده و وبلاگ خود را ایجاد کنید به این صورت که ابتدا در این سایت ها ثبت نام نمود و نام کاربری و آدرس وبلاگ خود را دریافت کنید برای فارسی زبانان سرویسهای زیادی وجود دارند که به ارایه رایگان وبلاگ اقدام میکنند که هرکدام نقاط ضعف و قوتی دارند در پایین چند مورد از این سایتها را معرفی میکنم

  • پرشین بلاگ persisnblog.ir : این سایت اولین سایت وبلاگ دهنده در ایران است که کاملا به زبان فارسی است و امکانات بسیار خوبی دارد
  • بلاگفا blogfa.com :یکی از پر طرفدارترین سرویسهای وبلاگ ایرانی به زبان تمام فارسی است من خودم هم هماکنون از این سرویس استفاده میکنم
  • /mihanblog.com : یك سرویس مدرن و به روز با امكانات مجهز است و یك سرویس  دهنده مطئن است و خود من اولین بار در سال 1380 از سرویس پرشین استفاده می كردم سالهاست از میهن بلاگ و  بلاكفا استفاده می كنم.
  • بلاگر blogger.com : قدیمیترین سرویس وبلاگ در جهان میباشد که کاملا به زبان انگلیسی است
  • بلاگ اسکای blogsky.com : یک سرویس ایرانی وبلاگ که خدمات خود را به فارسی ارایه میدهد و از سرعت و کیفیت خوبی برخوردار است

         نماد و سنبل ویلاگ نویسان  در ایران :  وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر و محیط زیست که توسط وبلاگ نویسان بعنوان نماد وبلاگ نویسی در ایران نامگذاری شده است ( اولین وبلا گ نویس حقوق بشر و محیط زیست ایران  و اولین وبلاگ نویس در شمال کشور )

  • اسماعیل اسدی دارستانی   وبلاگ نویسی را در تهران شروع کرد و جزوه اولین  وبلاگ نویسان ایران  و اولین وبلاگ نویس شمال کشور است  و اسماعیل اسدی دارستانی بود که با فعالیت حقوق بشری و محیط زیستی و خبری شروع کرد و آستارا نیوز اولین وبلاگ ایشان بود و اسماعیل اسدی دارستانی در سال ۱۳۸۰ جزو اولین وبلاگ نویس های فعال در ایران بود که وبلاگهای حقوق بشر و محیط زیست را راه انداخت و اولین وبلاگ و اولین نفری که در فضای فارسی  وبلاگ نوشت اسماعیل اسدی دارستانی است و اولین نفر در ایران اسماعیل اسدی دارستانی که تخصصی به امر وبلاگ نویسی در امر حقوق بشر و محیط زیست پرداخت …نام این وبلا نویس نام اشنا رد میان وبلاگ نویسان  بخصوص فارسی زبان می باشد وی در سال 1379 اولین سات خود یعنی درد نیوز dardnews.irراه اندازی نمود و بلافاصله سایت های محلی astaranews.ir/astaranews.com/irannews1.irرا راه اندازی نمود متاسفانه دامنه سایتهای astaranews.ir /irannews1.irبعداز حمله سایبری به سرقت رفت اما وی سایت های جدید جایگزین نمود astaranews1.ir/irannews3.ir رسما از سال 1379 این سات ها تخصصی حقوق بشر و محیط زیست و خبر و تحلیل و تفسیر را اداره می كند بهمراه فرزند و همسر و خبرنگاران افتخاری در ایران و خارج....

       این وبلا گ نویس که هماکنون وبلاگهای متعدد خبری و تحلیلی  و حقوق بشر ومحیط زیست دارد از سال ۱۳۸۰  تاکون بارها دستگیر شده  و زندانی و شنکجه شده است و پرونده متعدد دارد و بخاطر وبلاگ نویسی با اینکه ریس شورا و عضو شورای سیبلی استارا بود مطابق ماده ۲۶ قاون شوراها و بنده ج و د رد صلاحیت شد و در سال ۱۳۹۱  پرونده هفته نامه آبادگران شمال که بعداز چند سال در مراحل تصویب انجام گرفته بود و حتی بوی تبریک مجوز داده بودن.. یکباره بخاطر صلاحیت همان عدم التزام به اسلام و ویلایت فقیه و عدم التزام به قاون اساسی رد صلاحیت و مجوز هفته نامه رد شد و حتی با اینکه در سال ۹۱ رد شده بود در سال ۹۲ به ایشان مخفیانه تحویل داده شد و بخاطر این وبلاگ نویسی  با یاینکه  زندانی و شنکجه وضرب و شتم دهها بار شده است اما تاکون محکومیت قضایی نشده است و اولین بازداشت وی در تابستان ۱۳۸۱ توسط دادگاه انقلاب تهران جلب غیابی شد و بعداز مدتها ضرب و شتم و شنکجه و بازجویی بعداز مدتی حکم تبریه ایشان بخاطر بی گناهی  تبریه صادر شد..بارها توسط … دستگیر و زبازداشت و تبریه شده است .. وی یکی از خنده آور ترین و وحشنتاک ترین  بازداست های خود را اینطور تعریف می کند.

در سال ۱۳۹۰ زمستان سرد من برای نماینده استارا دکتر نعیمی فعالیت می کردم و یک بار من ربوده شدم و که بر اثر ضربات به سر و نخاع مشکل خواب و .. پیدا کرد م. بقصد کشت مرا کتک زدن در حیات وحش  ساحل و با دروبین فیلم برداری  می کردند و فقط چشم مرا باز گذشتند .. می گفتند اعتراف کن این ها .. را تو برعلیه نظام و.. در وبلاگ ها می نویسی خلاصه من چون بیگناه بودم اعتراف نکردم و یکبار که بیدار شدم در سر کوچه خانه ام بودم ….بماند به  همه میدانند حتی نماینده و رزو جمعه هم ریس پلیس بمن زنگ زد گفت کار یمنهمی دارم بیا فلکه گاز من فورا رفتم چند نفری روی سرم ریختند همانند پلیس ضد شورش  و گفتند دستور شورای تامین است باید بازداشت شوی..

حالا بازجویی و شنکجه بماند…  یدو شبانروز انجا بودم  بازداشت گاه  ژنجره ای  داشت جا پنجره  پنچره نداشت  سرما و برف داغنه دانه داخل اتاق می امد… بخاری نبود در یان دو رزو اجازه ندادند به خانواده ام اطلاع بدهم و کسی از بازداشت من خبر نداشت  و در این دو رزو حتی ی نگذشتند قرض بیمایرم را بخورم بمن غذا و حتی نان خشک نداند  وفقط اب خوردم و آنههم آب توالت بازداشتگاه را ..  و حتی گفتم غذا  و چای و دارو و دکتر نمی دهید لااقل به خانواده ام اطلاع دهیذ وی ک قران بمن بدهید عادت دارم قران شبها و رزو ها بخوانم آنهم گفتند برای شما ممنوع است .. ی گفتم پولش را خودم می دهم لااقل بخرید برایم بیاورید آنهم قبول نکردند..فقط گفتند بدستور شورای تامین شهرستان …غذا خواستم ندادند و لباسهایم رال با زور باتوم در آوردند  و یک لباس که بوی چرک می داد بنمن دادند که دکمه نداشت  و شلواری که پشتش پاره بود….فقط سرباز بمن گفت خد ا بتو رحم کرد دوستت نماینده شد وگرنه چند سال زندانی می شدی …http://static.mihanblog.com//public/user_data/web_photo/312/935391.jpg?4720

بعداز یک روز انتخابات ظهر به داد گاه رفتم  قاضی همدیمی ریس اجرای احام بود خدایی خیلی آدم با ادب بود.. متن شکایت شورای تامین رابرایم خواند عضویت در جندالله ( یعنی گروهک ریگی ) من به همدمی گفتم حاج آقا من شیعه هستم  نه سنی .. کسی عضو جندالله می شود سنی باشد من قبلا تهمت مسحی بودن آقایون دستگاهها زده بودند اما تهمت سنی بودن تازه بمن می زنند… خلاصه بعداز اینکه و… ثابت کردم شیعه ۱۲  امامی هستم و یک فعال حقوق بشر و محیط زیست هیچ وقت متعقد به ریگی و دار و دسته اش نیست با تعهد  آزاد شدم خدایی  قاضی فردی منطقی و درستکار بود خودش هم تعجب کرده بود چرا مرا  بجرمی متهم کرد که با افکار و خط و مشی فکریم نمی خورد تعجب کرد… خدا را شکر آزاد شدم..و در تاریخ 1392 كه ریس و عشو شورای اسلامی روستای سیبلی آستارا بود بعنوان كاندیدا شورا ثبت نام نمود كه طبق ماده 26  رد صلاحیت شد( همه پرونده سازی بخاطر وبلاگ نیوسی و درد نیوز و روز نامه نگاری بود) ودرتاریخ 1392 بخاطر وبلاگ نویس و سایت و خبرنگاری و فعالیت حقوق بشر و محیط زیستی دستگیر و محاكمه به شش ماه  و یك روز و دو میلیون جریمه در دادگستری آستارا محكوم شد كه درسال 1394 طبق رای دادگاه ش دهم تجدید نظر گیلان تبریه قطعی شد...

 تمام موارد را هربار به اصل ۹۰ و ریس قوه قضاییه و سازمان حفا ناجا و واجا نوشتم نتیجه ندانند..بماند 

 

 بارها توسط افراد متعدد ربوده شنکجه تا حد مرگ شده است و در آخرین ربایش بقصد اعتراف به وبلاگ نویسی  که چشم و دستش در سال ۱۳۹۰ زمستان ربوده شده بر اثر  ضربات متعدد به مغز و  نخاع .. دیگر  شبانروز خواب ندارد و فقط با دارو در حد دو یا سه ساعت در شبانروز خواب دارد و بدون دارو متعدد فقط ۲ الی ۴ ساعت خواب دارد و ضرباتی که در سال ۱۳۹۰ بقصد اعتراف به مغز و نخاع این فعال حقوق بشر وارد شده .. دیگر زندگی را برای این وبلاگ نویس غیر ممکن  کرده و زنده بودن وی با مسکن می باشد و بنبار گفته  وی  آنقدر درد مغز و نخاع  ام زیاد  می شود که با تزریق مرفین در بیمارستان رفع می شود  و هفته ای چند بار این مشکل را دارم  و فقط از خدا مرگ زود رس می خواهم زندگی برایم بخاطر بیماری غیر ممکن شده است..

 وی در مصاحبه با ما گفت  خیلی می گویند چرا وی وقت  خود را با روز نامه نگاری الکترونیکی و وبلاگ می گذرد .. چون زمانیکه همه خواب هستند من با کمک دارو نمی توانم  بخوابم  بخاطر ضربات متعدد به مغز و نخاع ام … تنها دلخوشی ام خانواده و وبلاگ نیوسی است و برای کتابهایم که دولت احمدی نزاد  مجوز نمی داد و رسما ممنوع القلم بودم و بدون دلیل  اکثر وبلاگهایم را بدستور مشایی فیلتر کردند .. من وبلاگهایی داشتم در ماه بالای ۲ مییلون به بازدید داشت و حالا هم بازدی میانگین وبلا هایم و سایتم هایم بالای چند صد هزار نفر می باشد.. من چند سال بدستور مشایی ممنوع القلم بود  و بادستور مشایی به بنیاد شهید کشور حکم شهادت پدر جانباز ۶۵ درصدم که بعداز ۴ سال زمین گیر شده براثر جانبازی شهید شد  را نگذشتند حکم شهادت بمن بدهند .. بر رسی  که کردم  یکی جرایم من در دستگاهها امنیتی که توسط مشایی برایم درست شده است .. اینکه پدر من مسیحی بوده و بعدا  مسلمان شده است  و قبلا اسم من مسیحی بوده و بعدا من هم مسلمان شدم ..  مشایی با این  روش نگذشت بنیاد شهید حکم شهادت پدرم صادر شود.. مدارک  ارایه دایم کسی گوش نکرد…

بقیه بماند..

 

 

وبلا گ نویس  چیست و چطور نوشته می شود..

 نوشته اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر و محیط زیست / اولین وبلا گ نویس حقوق بشر و محیط زیست در ایران و کشورهای فارسی زبان

 

هرگاه احساس کردید که مطالبی در اختیار دارید که ممکن است برای دیگران مفید یا جالب باشد میتوانید شروع کنید به نوشتن وبلاگ(لازم نیست مطلب شما حتما نوشته باشد بسیاری از عکاسان . گرافیستها و … هم وبلاگهای بسیار پرطرفداری دارند)
 
وبلاگ یک یا چندین صفحه اینترنتی شخصی یا گروهی است که در آن شخص یا گروه به نوشتن مطالب متوالی (روزانه یا چند روز در میان) در موضوعات متنوع و…

مقدمه ای بر وبلاگ نویسی

وبلاگ یک یا چندین صفحه اینترنتی شخصی یا گروهی است که در آن شخص یا گروه به نوشتن مطالب متوالی (روزانه یا چند روز در میان) در موضوعات متنوع و دلخواه می پردازند.و افکار،عقاید اشعار و یا خاطرات خود را برای مطالعه عموم در آن قرار می دهند.از آنجاییکه وبلاگ در اینترنت نشر می یابد می توان آنرا یک نشریه اینترنتی شخصی هم اطلاق کرد.و حتی گاهی بعضی ها پا را از این هم فراتر می گذارند و وبلاگ را یک رسانه اینترنتی می نامند.

وبلاگ و وبلاگ نویسی از پدیده های نوین در دنیای پر راز و رمز اینترنت است.هم اکنون صدها میلیون نفر از مردم سراسر دنیا از تمام سطوح اجتماعی و از تمامی قشرها به وبلاگ نویسی روی آورده اند و از طریق وبلاگ نویسی نوشته های خود را در معرض دید عموم مراجعان از اقصی نفاط جهان در دهکده جهانی گذاشته اند.

تاریخچه ی وبلاگ نویسی

گرچه وبلاگ نویسی در دنیا قبل از سال دو هزار میلادی بوجود آمد اما انفجار وبلاگ نویسی با ورود به قرن بیست و یکم اتفاق افتاد.در ایران هم این موضوع بر میگردد به بیست و سوم خرداد ۱۳۸۱ که اولین سرویس ارایه دهنده ی وبلاگ یعنی سایت پرشین بلاگ( persianblog.ir) آغاز به کار کرد (البته آن زمان پرشین دات کام بود که متاسفانه در سال ۱۳۸۶ این دامنه به سرقت رفت و هم اکنون این سایت با دامنه ی دات آی آر مشغول فعالیت است).

پدیده ی وبلاگ نویسی در مدت کوتاهی توانست به سرعت در ایران رشد کند تا هم اکنون که تعداد وبلاگ نویسان ایرانی از مرز میلیون گذشته است و روز به روز در حال افزایش است در ضمن هم اکنون که این مطلب را مینویسم براساس آمارها رتبه ی ایران در وبلاگ نویسی تک رقمی است و ما جز ده کشور اول وبلاگنویس دنیا هستیم.

برای وبلاگ نویسی چه ملزوماتی نیاز است؟

از آنجا که سرویس های تحت وب بسیاری از امکانات را بصورت رایگان در اختیار شما میگزارند شما هیچ پولی برای وبلاگنویسی نمیپردازید مگر هزینه ای که برای اتصال به اینترنت میپردازید البته ذکر این مطلب ضروری است که بیشتر سرویسهای وب برای تامین هزینه های خود اقدام به درج آگهی در وبلاگ شما میکنند ولی در هر صورت ملزومات برای وبلاگ نویسی وجود دارد که آنها را در ادامه ذکر میکنم:

-امکان استفاده از کامپیوتر و اتصال به اینترنت برای تایپ و ارسال مطالب مهیا باشد ( کامپیوتر شخصی،کامپیوتر فامیل،دوستان کافی نت و یا …)

-فرد باید حداقل آشنایی مختصری با ویندوز(و یا یک سیستم عامل دیگر) و تایپ کردن داشته باشد(مگر اینکه مطلابتان را روی کاغذ بنویسید و بعد از وبلاگنویس دیگری بخواهید آنرا برایتان به وبلاگ پست کند).

-برای وبلاگ نویسی باید زمان کافی برای نوشتن مطالب و مدیریت وبلاگ( مثلا حداقل نیم ساعت در شبانه روز) را داشته باشید.

از چه موقع باید شروع کرد؟

هرگاه احساس کردید که مطالبی در اختیار دارید که ممکن است برای دیگران مفید یا جالب باشد میتوانید شروع کنید به نوشتن وبلاگ(لازم نیست مطلب شما حتما نوشته باشد بسیاری از عکاسان . گرافیستها و … هم وبلاگهای بسیار پرطرفداری دارند)

برای وبلاگ نویسی از کجا باید شروع کرد؟

اگر ملزومات گفته شده برای وبلاگ نویسی را دارید و نیز فکر میکنید که دیگر موقع آن است که به جمع وبلاگنویسان بپیوندید میتوانید همین الان به یکی از سایت های ارایه دهنده سرویس وبلاگ مراجعه کرده و وبلاگ خود را ایجاد کنید به این صورت که ابتدا در این سایت ها ثبت نام نمود و نام کاربری و آدرس وبلاگ خود را دریافت کنید برای فارسی زبانان سرویسهای زیادی وجود دارند که به ارائه رایگان وبلاگ اقدام می کنند.

گفته می شود، رومو هیون رییس جمهور کره جنوبی نخستین رییس جمهور دارای وبلاگ است. وزیر کشور فرانسه یک بلاگر بسیار فعال و اسماعیل اسدی دارستانی اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست جهانی است







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

كتاب های اسماعیل اسدی دارستانی

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:15 ب.ظ

 

كتابهای اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و پژوهشگر دینی - فعال حقوق بشر و محیط زیست...

1- خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام 

2-  تا زنده ام بسیجی ام

3.
داستانهای آسمانی ایران  
داستانهای آسمانی ایران پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 06 تیر، 1388
قیمت پشت جلد:  18000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
4.
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن  
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 1
قیمت پشت جلد:  33000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
5.
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی  
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: پیام سبحان - 20 اسفند، 1390
قیمت پشت جلد:  95000 ریال
 

 چهار كتاب و‌اثار این نویسنده در حال تالیف و مراحل چاپ است ...







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قانون نانوشته( یك بام و دو هوا )

تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-10:15 ب.ظ

 قانون نانوشته( یك بام و دو هوا )
قانون، عظیم است، و درک کردنش عظیم تر و اجرای آن، هزارها بار عظیم تر از خود قانون و درک آن!اما قانون می شود درك كرد
اما قانون نانونشته را نمی شود درك كرد  اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار
من بعداز بازنشستگی از ارتش پنج كتاب نوشتم و مجوز و چاپ شد آخرین بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست است و از سال1377 بهروز نامه نگاری و خبر نگاری مشغول هستم و از سال 1379 سایت درد نیوز و آستارا نیوز و ایران نیوز را تاسیس نمودم  و از سال 1380 رسما اولین وبلاگ نویس های معروف ایران شدم  و كسی نیست مرا نشناسد.
1- بعداز 19 سال سابقه در حرفه روز نامه نگاری  درخواست مجوز هفته نامه آبادگران شمال كردم   كه هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد  با مجوز ژروانه هفته نامه من مخالفت یعنی رد صلاحیت كرد با اینكه من گواهی عدم سو پیشنه ام را در پرونده بود این امر توسط یك وزارت خانه و ارگان انجام و اعمال نفوذ شد
خلاصه وزارت ارشاد بعداز 19 سال فعالیت روزنامه نگاری و وبلاگ نویسی و سایت و....    مرا از روز نامه نگاری محروم كرد بدون مدرك و سند فقط با دو گزارش از ارگانها كه كذب است توسط دو نفر برایم ساخته شده پرونده سیاسی    چون من فعال حقوق بشر و محیط زیست هستم .
2- سایت درد نیوز و آستارا نیوز من از سال 1379 تاسیس و فعال هستند  و همه در ایران این دو سایت را می شناسند خبری و تحلیلی و حوق بشر و محیط زیست و...
در سایت ثبت نام كردم   چند بار معاونت مطبوعاتی با اعمال نفوذ همان دو ارگان بدون سند و مدرك كارشكنی كرد تا پرونده مجوز من به كمیسیون مجوز سایت نرود  بعداز یكسال   با اعمال نفوذ  همان دو ارگان بدون اینكه سو پیشنه داشته باشم   مرا از فعالیت سایت درد نیو زو آستارا نیوزمحروم كردند   یعین مرا رد صلاحیت كردند
خلاصه با قانون نانوشته رسما فعالیت روز نامه نگاری و سایت مرا منع شدند و مرا بعداز نوزده سال بكاری كه علاقه داشتم و كار می كردم قانون نانوشته محروم از كار كرد
توضیح : قبلا هم با اینكه من در شورای اسلامی روستای سیبلی یعنی محلم عضو بود دوره بعدی رد صلاحیتم كردند همان دو وزارت خانه و ارگان و... امسال بخاطر همین دیگر چون می دانستم قانون نانوشته در خصوص من اجرا می شود بعنوان كاندیدای شورا محل ثبت نام نكردم   تا دوباره توسط قانون نانوشته رد صلاحیت نشوم
خلاصه قانون نانوشته مرا از كارهای كه به آن علاقه د اشتم و نوزده سال سابقه كار دشاتم محروم كردند رسما بیكارم و بیمارم كردند .... اتفاقی دیگر برایم افتاد ضامن چند نفر  از اقوام و دوستان شده بودم  وام گرفته بودند  وام اشان را ندادند   مجبور شدم ماشین ام و زندگی ام را بفروشم بخاطر شكایت بانكها و مسدود شدن حقوق بازنشستگی ام        قسط عقب افتاده وام گیرندگان را بدهم  و حالا هم ازحقوقم كسر می شود من كلا نزدیك فقط پانصد تومان دریافتی حقوق بازنشستگی ام است   از  نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان  و  نماینده و فرماندار و امام جمعه و بنیاد شهید نامه بردم به اسكله تشكیل پرونده دادم تا استخدام شوم  الان نزدیك یكسال منتظر كار هستم    وقتی  زیاد پی گیریی كردم  كه مرا در اسكله استخدام كنند   دوستی  كه خود مسئولیت داد  گفت    نمی گذارنند تو در اسكله استخدام شوی ...... باز یقه مرا قانون نانوشته گرفت  نگذشت در اسكله استخدام شوم   قدرت خرید نان ندارم       قانون نانوشته قبلا مرا از رو زنامه نگاری و سایت و... محروم كرده بود یعین مجوز فعالیت ندادند تنها منبع در آمد من بود   و حالا هم فهمیدم نمی خواهند من جایی كار كنم یعین در گرسنگی  بمانم ....   چون من یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار و وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشر و محیط زیست هستم ...
جریان قانون نانوشته همین  بدون اینكه محكومیت یا حكمی یا سو پیشنه داشته باشی    از كار كردن تو را محروم كنند و طرف حسابت هم معلوم نباشد این می گن قانون نانوشته .....       اسماعیل اسدی دارستانی    نویسند ه و محقق پنج كتاب  و روز نامه نگار و وبلاگ نویس و سایت و.. با 19 سال سابقه و درجه دار بازنشسته ارتش و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و مستند ساز و.......   09119812795




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :121
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo