تبلیغات
ایران نیوز - مطالب بهمن 1396

خبر گزاری جوانان ایران - آینه

فروش ویلا و زمین ویلا در ساحل آستارا

تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-06:14 ب.ظ

1- یكباب ویلا دو طبقه  با باغچه با آب و برق و تلفن و گازو پاركینگ مستقل با سند مالكیت واقع در استان گیلان  آستارا
روبروی  جاده ساحلی مجتمع ساحلی صدف آستارا بفروش می رسدبمترا‍ژ 250 مترمربع ... قیمت 250 میلیون تومان
 تلفن تماس 09112850112


2- زمین ویلایی بمتراژ 440 متر مربع در دامنه كوه در قنبر محله لوندویل آستارا استان گیلان  با تمام امتیازات آب و برق و گاز درب ورودی
متری دویست هزار تومان  بفروش می رسد  تلفن تماس 09111852380





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادبود 10 میلیون كشته های ایرانی- جنگ جهانی اول در تهران(هوكاست ایرانی )

تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-06:14 ب.ظ

ایران اگر چه طی دو جنگ جهانی اول و دوم در همان بدایت امربی طرفی خود را اعلام داشت اما به دلیل شاخصه های ژئواستراتژیك و ژئوپلتیك منطقه ای طی این دوجنگ آماج حملات سنگین قرار گرفت.در طی   جنگجهانی دوم  ، علی الخصوص بر اساس تبعات سنگین اقتصادی این جنگ برای ایرانكه منتهی به قحطی های سراسری در ایران شد 10میلیون  در جنگ اول و 8 میلیون در جنگ دوم  ایرانی كشته شدند و كه بیشتر افراد  توسط اشغالگران نسل كشی شدند  كشته یا از نداتشن غذا و دارو كشته شدند  تمام آذوقه ملت را اشغالگران به كشور خود ارسال كردند و بسیاری از زیر ساختهای سیاسی و اقتصادی ایران نابود گشت و اما بعد..

به دولت  جمهوری اسلامی ایران پشنهاد می كنم تا دیر نشده  یك یادبود 10 میلیون كشته ایرانی  جنگ جهانی اول در تهران احداث كند
 و پی گیر غرامت جنگی و نسل كشی  دولتهای روسیه و عثمانی  و انگلیس و..  در طول اشغال ایران در جنگ جهانی اول باشد و همینوطر
 یك یابود بخاطر كشته شده 8 میلیون ایرانی  از سال 1318 خورشیدی تا 1325 خورشیدی بخاطر كشته شدن یا بخاطر اشغال ایران ( قطعی و گرسنگی
 و بیماری ) مردم ایران را كشت..در صورتیكه دولت ایران در زمان جنگ جهانی اول و دوم اعلام بی طرفی نموده بود...
 درجنگ جهانی اول تقربیا نصف جمعیت ایران  كشتار شدند یا كشته شدند بخاطر مقاومت در برابر اشغال  یا ارسال اذوقه ایران به جنگ توسط این متجاوزان چه در جنگ جهانی اول یا دوم..
 چطور است  اسراییل از باز از دولت آلمان  و اروپا غرامت یم گیرد بخاطر هوكاستی كه ساخته ذهن آنهاست انجام شده نه در ان حد... یا ارمنستان   با لابری گری در فرانسه و آمریكا و دیگر  كشورها موفق شده نسل كسی ارامنه در عثمانی را ثابت كند و در صدد گرفتن غرامت است و حتی وارد تاریخ بین الملل نموده است ما چه از آنها كمتر داریم حالا در صورتیكه كشتار و نسل كشی در آلمان و عثمانی ربطی به دولتهای اسراییل و ارمنستان ندارد  و اما كشور من یك كشور باستانی و مستقل بود.... اگر دولت ایران آماده باشد من بعنوان نویسنده و محقق ( 5 كتاب نوشتم ) و روز نامه نگار و درجه دار بازنشسته ارتش حاضرم  مخارج  یادمان 18 میلیون شهدای جنگ جهانی دوم و اول ایران را بدهم هم خودم تنها خانه ام را می فروشم و هم از مردم كمك می گیرم... من پشنهاد می كنم بنیاد یابود 18 میلیون نسل كشی  وشهدا توسط اشغالگران تاسیس شود من آماده رایگان مسئول یابود و هم مسئول حقوقی یابود باشم .....منت هم نمی گذارم ..تمام مطالعات و تحقیقات را دراختیار دولت قرار می دهم..
 تاسیس بنیاد یابود 18 میلیون شهدای و كشته شده ای ایران(هوكاست ایرانی ) در جنگ جهانی اول  و دوم توسط اشغالگران روس و آمریكا و عثمانی و انگلیس و دوستانش.. و عذار خواهی انها از دولت ایران...

توضیح اینكه بنا بر اسناد و مدارك موجود در وزارات امور خارجه ایران و دیگر اسناد و تحقیقات در كتابهایی آستارا در گذر زمان نوشته حریری  و سر گذشت تالشان و داستان های آسمانی ایرانی نوشته اا دارستان فقط در آستارا در سال 1225 زمانیكه گماشته های  شوروی یعنی حكومت پیشه وری ( جمهوری خود خوانده آذربایجان )  درر زمان فرار از ایران بالای 5 هزار ایرانی را قتل عام و بقیه جمعیت یعنی  5 هزار نفر را كوچك اجباری به شوروی كردند و طبق منشور  سازمان ملل متحد همین  كشتار یا همین كوچ اجباری 5000 هزار كودك و زن و نوجوان به شوروی مثال نسل كشی توسط شوروی محسوب می شود  و می توان  در دادگاههای بین المللی  از روسیه فقط برای شهرستان استارا غرامت نسل كشی گرفت و یك یابود نسل كشی مردم آستارا توسط شوروی و گماشته اشان (پیشه وری ) در استارا احداث نمود فردا دیر است ...

 09119812795

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و مستند ساز  و فعال حقوق بشر و محیط زیست ( اولین وبلاگ نویس ایرانی )

dardnews.ir





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در جلسه مهم سران ارتش در 22بهمن 57 چه گذشت؟/ روایت استیصال کامل ژنرال ها و فروپاشی نهایی رژیم شاهنشاهی

تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-06:13 ب.ظ

ارتشبد عباس قره باغی آخرین رئیس ستاد ارتش شاهنشاهی ، در خاطراتش، آخرین لحطات سقوط ارتش و ساواک پهلوی را ترسیم کرده است.

او نوشته است:

جلسه شورای فرماندهان ارتش در ساعت  ده و نیم روز 22 بهمن ماه 1357 با حضور 27 نفر فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولین سازمان‌های نیروهای مسلح شاهنشاهی به شرح زیر تشکیل گردید:
ارتشبد عباس قره‌باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ
ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد هوشنگ حاتم جانشین دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد ناصر مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس ساواک
سیهبد عبدالعلی نجیمی نائینی مشاور رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد احمدعلی محققی فرمانده ژاندارمری کشور
سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی
دریاسالار کمال حبیب‌اللهی فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد عبدالمجید معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ
سپهبد جعفر صانعی معاون لجستیکی نیروی زمینی شاهنشاهی
دریاسالار اسدالله محسن‌زاده جانشین فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد محمد کاظمی، معاون طرح و برنامه نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر کبیر، دادستان ارتش.
سپهبد خلیل بخشی آذر، رئیس اداره پنجم ستاد بزرگ
سپهبد علیمحمد خواجه‌نوری، رئیس اداره سوم ستاد بزرگ
سرلشکر پرویز امینی افشار، رئیس اداره دوم ستاد بزرگ
سپهبد امیر فرهنگ خلعتبری، معاون عملیاتی نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر محمد فرزام، رئیس اداره هفتم ستاد بزرگ
سپهبد جلال پژمان، رئیس اداره چهارم ستاد بزرگ
سرلشکر منوچهر خسروداد، فرمانده هوانیروز
سپهبد ناصر فیروزمند، معاون ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد موسی رحیمی لاریجانی، رئیس اداره یکم ستاد بزرگ
سپهبد محمد رحیمی آبکناری، رئیس آجودانی ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد رضا طباطبایی وکیلی، رئیس اداره بازرسی مالی ارتش
بعد از اعلام رسمیت جلسه اظهار کردم: با توجه به تشدید وضعیت بحرانی کشور و نیروهای مسلح، امروز صبح پس از بررسی وضعیت کلی نیروها با سپهبد حاتم جانشین و سپهبد فیروزمند معاون ستاد، لازم دیدیم تیمساران را دعوت کنیم که در یک شورای ستادی، هر یک از فرماندهان ضمن تشریح آخرین وضعیت خصوصی نیروی مربوطه، اشکالات و نظراتشان را بگویند تا ستاد و فرماندهان در جریان حوادث و وقایع قرار گرفته و درباره آنها بحث و بررسی شود. ضمناً‌ نخست‌وزیر منتظر من باشد که پس از خاتمه شورا به نخست‌وزیری بروم. ولی از آنجا که تیمساران به خوبی در جریان وضعیت عمومی و همچنین کم و بیش در جریان وقایع روزهای اخیر کشور و به خصوص پایتخت هستند، بنابراین فکر می‌کنم بهتر است من ابتدا به طور خیلی خلاصه کلیات حوادث 24 ساعت اخیر را مطابق گزارشات مرکز فرماندهی ستاد تشریح کنم و سپس فرماندهان نیروهای مسلح و رؤسای سازمان‌های هر یک آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند:
پریشب هنرجویان و همافران نیروی هوایی در مرکز آموزش هوایی دوشان‌تپه با افراد گارد شاهنشاهی درگیری پیدا می‌نمایند. در نتیجه در حدود ساعت 30/8 صبح دیروز (21 بهمن ماه 57) مخالفین طرفدار همافران در نتیجه غفلت مسئولین مرکز آموزش هوایی دوشان تپه، وارد محوطه آن مرکز شده، درب اسلحه‌خانه را شکسته مقداری سلاح به دست می‌آورند! همافران نیز بنا به اظهار فرمانده نیروی هوایی برای دفاع در مقابل افراد گارد شاهنشاهی مسلح می‌شوند! عده‌ای از مخالفین طرفدار همافران از دیروز در اطراف مرکز آموزش دوشان‌تپه جمع شده‌اند.
نخست‌وزیر به علت تظاهرات و اغتشاشات ابتدا ساعت ممنوعیت عبور و مرور را در شهر تهران به ساعت 4ونیم بعد از ظهر تغییر داد، سپس دیشب در جلسه شورای امنیت ملی به فرمانداری نظامی تهران دستور داد که مقررات قانون حکومت نظامی را به موقع اجرا بگذارد. و همچنین در شورا به نیروی زمینی مأموریت داد که برای سرکوبی مسببین وقایع مرکز آموزش دوشان‌تپه، نیروی هوایی و فرمانداری نظامی را تقویت نماید. فرمانده نیروی زمینی تشریح خواهد کرد که به چه علت موفق به کمک به نیروی هوایی و فرمانداری نظامی نگردید.
در مورد وضعیت شهربانی کشور چون سپهبد رحیمی را نخست‌وزیر احضار کرده و حضور ندارد، من به اطلاع تیمساران می‌رسانم که برابر گزارشات رسیده به مرکز فرماندهی ستاد، دیروز بعد از ظهر پرسنل شهربانی تعدادی از کلانتری‌ها را تخلیه نمودند که توسط مخالفین اشغال گردیده و عده‌ای از پاسبان‌ها به سربازخانه ونک و مرکز آموزش افسری ژاندارمری پناه برده‌اند.
درباره اجرای مقررات حکومت نظامی از طرف فرمانداری نظامی تهران، به طوری که سپهبد رحیمی در شورای امنیت ملی اظهار نمود، چون تغییر ساعت ممنوعیت عبور و مرور در ساعت 14 ابلاغ شده، و تا دیشب نیز فرمانداری نظامی اجازه جلوگیری از اجتماعات و تظاهرات را نداشت، لذا در ساعت 4ونیم بعد از ظهر موفق به جلوگیری از رفت و آمد مردم نگردیده است. ضمناً ارتشبد طوفانیان با توجه به حضور وزیر جنگ در شورا، و نیز به علت هجوم مخالفین به تأسیسات ارتش خواستند که در دفترشان باشند، یادآوری می‌کنم که مسلسل‌سازی تسلیحات ارتش از نیمه شب دیشب هدف تیراندازی عده‌ای از مخالفین قرار گرفت. فرمانده نیروی زمینی و فرمانداری نظامی موفق نشدند که عده‌ای را برای کمک به نگهبانان آنجا و جلوگیری از تجاوز آشوبگران به مسلسل‌سازی اعزام نمایند.
دیشب تا صبح ستاد هوانیروز موفق نگردید سرلشکر خسروداد را پیدا نماید! من به سرتیپ اتابکی در یگان هوانیروز دستور دادم که عده‌ای درجه‌دار به وسیله هلی‌کوپتر برای کمک به مسلسل‌سازی بفرستد، ولی موفق به اجرای مأموریت نگردید و در نتیجه برابر اطلاع تلفنی ارتشبد طوفانیان، مخالفین در حدود ساعت 8 صبح امروز وارد مسلسل‌سازی شدند.
این بود وضعیت عمومی نیروهای مسلح و وقایع کلی مربوط به شهربانی و فرمانداری نظامی و اداره تسلیحات ارتش تا آنجا که به مرکز فرماندهی ستاد گزارش شده و حالا ابتدا سپهبد مقدم اطلاعات کشور را تشریح کند و سپس فرماندهان و رؤسا به ترتیب آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند.
سپهبد مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور اظهار داشت:
«تیمساران اطلاع دارند که مدتی است آقای نخست‌وزیر سازمان اطلاعات و امنیت کشور را عملاً منحل کرده‌اند و لایحه انحلال سازمان امنیت هم چند روز پیش از تصویب مجلس گذشت. در حقیقت سازمان امنیتی وجود ندارد و تمام پرسنل این سازمان در سطح کشور بلاتکلیف و سرگردان هستند. در نتیجه در غالب شهرهای کشور و همچنین در تهران مردم در نقاط مختلف به ادارات سازمان امنیت حمله نموده، ضمن غارت وسائل، ساختمانها را آتش می‌زنند.
من دستور داده بودم که مسئولین، ادارات را سریعاً تخلیه کرده و مدارک و سلاح‌های موجود را جمع‌آوری نمایند و به نزدیکترین سربازخانه یا ژاندارمری و یا شهربانی ببرند. متأسفانه در غالب نقاط فرماندهان قسمت‌ها حتی اجازه نمی‌دادند که پرسنل سازمان امنیت به سربازخانه‌های نیروی زمینی یا ژاندارمری وارد بشوند. من از تیمسار ریاست ستاد بزرگ تقاضا کردم که به فرماندهان سربازخانه‌ها و ژاندارمری دستور بدهند که پرسنل سازمان امنیت را بپذیرند، تا مدارک و اسلحه و مهمات و وسایل آنها محافظت شود. خوشبختانه بعد از دستور مستقیم شخص تیمسار ریاست ستاد بزرگ، بالاخره موافقت کردند. علاوه بر این چون مخالفین به خانه‌های رؤسا و پرسنل ساواک نیز حمله می‌کنند، زندگی خود و خانواده‌هایشان در خطر می‌باشد. بدین ترتیب مدتی است که ساواک در وضعیت و موقعیتی نیست که بتواند اخبار و اطلاعاتی در اختیار سازمان‌ها بگذارد. من خودم هم که الساعه درخدمت تیمساران هستم بلاتکلیف می‌باشم و در اجرای دستور تیمسار ریاست ستاد در اینجا حاضر شده‌ام و اطلاعاتی بیش از تیمساران ندارم تا به اطلاع شورا برسانم.»
سپهبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی اظهار نمود: «قسمتی از حوادث مربوط به نیروی زمینی را تیمسار ریاست ستاد گفتند. به طوری که دیشب در شورای امنیت ملی گفتم کلیه عده‌های موجود نیروی زمینی در تهران و همچنین لشکر گارد در اختیار فرمانداری نظامی تهران هستند، و نیروی زمینی شاهنشاهی عده اضافی و احتیاط ندارد که برای کمک در اختیار سازمان‌ها و قسمت‌هایی که تلفن زده و تقاضا می‌نمایند، بگذارد. یگان گارد جاویدان که آن هم مأموریت مخصوص دارد و باید از کاخ‌های سلطنتی حفاظت نماید، در این مورد هم به دستور ریاست ستاد به سرلشکر نشاط مراجعه شد. جواب داد که حق ندارد از یگان گارد جاویدان برای مأموریت فرمانداری نظامی استفاده کند. ضمناً یک گردان پیاده هم دیروز از لشکر قزوین خواسته بودم ولی چون ستون قادر به برقراری ارتباط با نیروی زمینی نبود، برابر اطلاع در حدود کاروانسراسنگی مخالفین جاده را بسته و جلوشان را گرفته‌اند که تا این ساعت به تهران نرسیده و اطلاع صحیحی از وضع آن نداریم. دیشب در اجرای دستورات ریاست ستاد بزرگ به هر ترتیب بود 30 دستگاه تانک از لشکر گارد برای کمک به مرکز آموزش دوشان‌تپه نیروی هوایی آماده کردیم ولی چون ارابه‌ها مهمات نداشتند مدتی طول کشید تا از زاغه‌ها مهمات برسد، که بالاخره در حدود ساعت 3 بعد از نصف شب به سرپرستی سرلشکر ریاحی فرمانده لشکر گارد حرکت کردند. متأسفانه طولی نکشید که در حدود تهران پارس مردم جلوی ستون اعزامی را گرفته ضمن تیراندازی، ارابه‌ها را آتش زدند که ابتدا خبر تیر خوردن و سپس شهادت  سرلشکر ریاحی رسید. و برابر گزارش گارد، از 30 دستگاه ارابه جنگی، فقط چند دستگاه به سربازخانه برگشته‌اند.
ضمناً دیشب عده‌ای از پرسنل نیروی زمینی مأمور به فرمانداری نظامی و کلانتری‌ها با بی‌ترتیبی به سربازخانه‌های مربوطه مراجعت نموده‌اند که در نتیجه سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی شده‌اند و در بعضی از یگانها نیز هرج و مرج ایجاد گردیده است.
نکته مهمی که باید به عرض برسانم این است: نیروی زمینی که اساساً وضعیت بسیار نامطلوبی داشت، در اثر وقایع ناگوار چند روز اخیر وضع آن به صورتی درآمده که باید بگویم قادر به هیچ‌گونه عملی نمی‌باشد.»
سپهبد ربیعی در این مورد در دفاعیات خود چنین می‌گوید: «من که از وضعیت نیروی زمینی اطلاعی نداشتم، از اصرار بدره‌ای فهمیدم که نیرو کم دارد.»
در این موقع من به یاد تلفن صبح سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی افتاده و خطاب به ایشان گفتم: تیمسار صانعی: شما صبح به ستاد بزرگ تلفن کرده مطلبی به من اظهار کردید، آن را بیان کنید تا فرمانده نیروی زمینی درباره آن نیز توضیح بدهند.
سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی از جای خود بلند شده اظهار داشت:
«من امروز صبح به تیمسار ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران تلفن زده اظهار نمودم: با توجه به بررسی‌هایی که در طول دیشب با حضور فرمانده نیرو و معاونین در ستاد نیروی زمینی به عمل آوریم، برای اینکه تیمسار ریاست ستاد از وضعیت واقعی امکانات نیروی زمینی مطلع باشند، وظیفه خود دانستم که به اطلاع تیمسار برسانم که روی نیروی زمینی حساب نکنید»!
سپهبد بدره‌ای اظهار کرد: «نظر ایشان صحیح است. من واقعاً وضع نیروی زمینی را تا این حد خراب نمی‌دانستم»[!]. معاونین نیروی زمینی نیز اظهارات سپهبد صانعی را تأیید نمودند.
سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی، که وضع بسیار ناراحت و آشفته‌ای داشت و با لباس کار در شورای فرماندهان حاضر شده بود ابتدا با ناراحتی و تأسف جریان زد و خورد همافران و هنرجویان مرکز آموزش نیروی هوایی با افراد گارد را تشریح نمود. سپس توضیح داد که چگونه تظاهرکنندگان وارد محوطه مرکز آموزش هوایی شده و با کمک همافران و هنرجویان در اسلحه‌‌خانه‌ها را باز کرده و به سلاح‌ها دسترسی پیدا کردند و اظهار داشت:
«هم اکنون مرکز آموزش دوشان‌تپه در محاصره مخالفین و محوطه مرکز آموزش در اشغال همافران و هنرجویان مسلح می‌باشد». و اضافه نمود: «من به ریاست ستاد بزرگ و همچنین دیشب در شورای امنیت ملی عرض کردم که نیروی هوایی در مقابل همافران و جمعیتی که در اطراف محوطه مرکز آموزش هوایی اجتماع کرده و پشت‌بام‌های اطراف مرکز را مسلحانه اشغال نموده‌اند به هیچ‌وجه قادر به انجام عملی نمی‌باشد و لازم است فرمانداری نظامی و یا نیروی زمینی به ما کمک کند، ولی تا این ساعت عده کمکی به مرکز آموزش دوشان‌تپه نرسیده است.»
و بعد راجع به نداشتن گاز در آشپزخانه‌ها و سوخت برای خودروها و سایر مشکلات و نیازمندی‌‌های لجستیکی صحبت نموده و اضافه کرد: «به علت تیراندازی، من در پست فرماندهی نیروی هوایی زندانی بودم و الآن هم با وضع بسیار بدی و به حالت خزیده توانستم خود را از ساختمان پشت فرماندهی به هلی‌کوپتر برسانم و در این جلسه شرکت کنم، چون دائماً از پشت‌بام‌های اطراف تیراندازی می‌کنند. حالا هم هر چه زودتر باید برگردم به پست فرماندهی و باید در آنجا باشم.»
سپهبد محققی، فرمانده ژاندارمری کشور، ضمن تشریح وضعیت خصوص ژاندارمری کشور اظهار کرد:
«دیشب از ژاندارمری کشور به من اطلاع دادند که تعدادی از پرسنل شهربانی پس از تخلیه کلانتری‌های مربوطه با وضع بسیار بدی در حالت فرار به سربازخانه ونک – مرکز آموزش افسری ژاندارمری – پناه برده‌اند. افسران نگهبان کسب تکلیف می‌کردند که چه بکنند، بالاخره دستور دادم تا در یک آسایشگاهی به آنها جا بدهند، ولی ورود پاسبانان شهربانی با بی‌تربیتی به سربازخانه ونک سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی در سربازخانه گردیده و نتیجه بسیار نامطلوبی داشته است، به طوری که عده‌ای از سربازان ژاندارمری شبانه از دیوار سربازخانه پریده و فرار نموده‌اند.
همچنین دیشب از اداره وظیفه عمومی تلفنی اطلاع دادند که جمعیت زیادی در مقابل اداره جمع شده و شعار می‌دهند، و تعداد نگهبانان برای جلوگیری از تجاوز احتمالی آنها به اداره وظیفه عمومی به هیچ‌وجه کافی نیستند، و برای تقویت مأمورین نگهبانی از فرمانداری نظامی کمک خواسته‌اند، ولی سپهبد رحیمی جواب داده که فرمانداری نظامی عده احتیاط ندارد که به کمک آنها بفرستد، وقتی به تیمسار بدره‌ای مراجعه کردم، ایشان هم همین جواب را به من دادند.»
سپس اضافه نمود: «ستاد ژاندارمری کشور، چند روز است که در محاصره مخالفین می‌باشد و ما مجبور هستیم که با لباس شخصی به ستاد رفت و آمد بکنیم. اطراف سربازخانه شاهپور را هم مخالفین محاصره کرده‌اند، به طوری که 48 ساعت است که مأمورین نتوانسته‌اند از آنجا غذا برای گروهان قرارگاه و سربازان نگهبان به ستاد ژاندارمری در میدان 24 اسفند بیاورند.»
سپهبد خواجه نوری رئیس اداره سوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار داشت:
«درباره شهربانی کشور. برابر گزارش رسیده به مرکز فرماندهی، تعداد زیادی از کلانتری‌ها را مخالفین اشغال کرده‌اند و اسلحه و مهمات و بی‌سیم‌های شهربانی به دست مخالفین افتاده است.» و اضافه نمود: «چون از بعد از نصف شب دیشب تلفن‌های ستاد نیروی زمینی جواب نمی‌دادند، و گزارشات نوبه‌ای قسمت‌ها هم به موقع به مرکز فرماندهی ستاد نرسیده، من اطلاعاتی بیش از آنچه که تیمساران گفتند ندارم تا به عرض برسانم.»
سرلشکر پرویز امینی افشار رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود:
«نکاتی که می‌توانم به اظهارات فرماندهان اضافه کنم، این است که برابر آخرین خبری که در موقع آمدن به شورا به اداره دوم رسید، مخالفین مرکز پلیس را در میدان سپه به آتش کشیدند.
برابر گزارش ضداطلاعات، دیشب سربازان در بعضی از سربازخانه‌ها از جمله سربازخانه قصر از دیوار پریده و فرار می‌کردند. و وضع داخلی یگان‌ها از لحاظ انضباط بسیار بد و وضعیت هرج و مرج در آنها حکمفرما است. در اطراف غالب سربازخانه‌ها اخلالگران اجتماع کرده و مشغول تظاهرات هستند، و در سربازخانه عشرت‌آباد با مأمورین استحفاظی درگیر شده‌اند.»
در جریان مذاکرات شورای فرماندهان اطلاع دادند که نخست‌وزیر می‌خواهد با من صحبت کند. ولی مذاکره تلفنی از اطاق شورا با تلفن مستقیم نخست‌وزیر (خط شبکه مخصوص نخست‌وزیری) مقدور نبود، و می‌بایستی برای صحبت از جلسه خارج شده از دفترم با ایشان صحبت می‌کردم. چون قبل از تشکیل شورا با هم صحبت و قرار گذاشته بودیم که بعد از پایان جلسه به نخست‌وزیری بروم، به رئیس دفترم گفتم اطلاع بدهید که شورای فرماندهان هنوز تمام نشده، به محض پایان جلسه صحبت خواهم کرد. ولی آقای بختیار مجدداً پیغام داد که کار فوری دارد و حتماً می‌خواهد صحبت کند. بنابراین از ارتشبد شفقت وزیر جنگ خواهش کردم جلسه را اداره کند و برای صحبت با نخست‌وزیر به دفترم رفتم. آقای بختیار می‌خواست که به نخست‌وزیری بروم. گفتم سپهبد رحیمی را که می‌خواستید فرستادم. اظهار کرد: بلی، اینجاست. گفتم: ایشان هم فرماندار نظامی است و هم رئیس شهربانی کشور، به طوری که اطلاع دارید کلیه یگان‌های موجود نیروی زمینی در تهران در اختیار فرمانداری نظامی است، هر دستوری دارید به ایشان بدهید تا اجرا کند. موضوع مهم، مشکلات نیروهای مسلح می‌باشد که با فرماندهان مشغول بررسی آنها هستیم، تا ببینیم چه می‌شود کرد؟ چیزی هم به خاتمه شورا نمانده و فکر نمی‌کنم زیاد طول بکشد. به محض اتمام جلسه به نخست‌وزیری خواهم آمد.
پس از مراجعت به اطاق شورا سپهبد حاتم جانشین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران چنین اظهار کرد:
«به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگان‌ها که فرماندهان نیرو تشریح کردند به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام عملی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت تشریف برده‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر مراجعت نمی‌کنند. ماههاست که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملاً در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان ایشان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. آقای بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلسین و حتی اظهارات دیروز در مجلس سنا، و همچنین مصاحبه‌‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفداری در بین مردم ندارد! آنچه که به نظر می‌رسد اختلاف در این است که اعلام جمهوری در کشور به وسیله کی و چگونه صورت بگیرد. در کشور ترکیه از این موارد پیش آمده که بین احزاب اختلاف شدید ایجاد شده که در نتیجه امور کشور به حال وقفه درآمده. ارتش خود را کنارکشیده و اعلام نموده است که در سیاست دخالت نمی‌کند و از ملت پشتیبانی می‌نماید. پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی هم ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.»
اظهارات و پیشنهاد سپهبد حاتم با توجه به اوضاع بحرانی آن روز کشور و نیروهای مسلح شاهنشاهی و توضیحات فرماندهان نیرو و رؤسا درباره حوادث و وقایع نیروها و امکانات آنها مورد استقبال و تأیید فرماندهان و رؤسای سازمان‌های نیروهای مسلح و ادارات که در جلسه حضور داشتند، قرار گرفت.
در این موقع لازم دیدم اوامر اعلیحضرت را به تیمساران یادآوری کنم. اظهار کردم: به طوری که چند روز قبل که غالب تیمساران حضور داشتند بیان نمودم، اعلیحضرت علاوه بر دستور جلوگیری از خونریزی که همیشه بر آن تأکید می‌نمودند، در جلسه‌ای با حضور نخست‌وزیر و فرماندهان نیروهای سه‌گانه، پشتیبانی ارتش از دولت قانونی را امر فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ تمامیت و وحدت ارتش شاهنشاهی» را نیز تأکید کرده و اضافه نمودند که در این مورد به وزیر جنگ هم اوامری فرموده‌اند. ارتشبد شفقت وزیر جنگ اظهارات مرا تأیید نمود.
سپهبد حاتم اظهار کرد: «قطعاً منظور اعلیحضرت در مورد پشتیبانی ارتش از دولت تا موقعی بوده که نخست‌وزیر پشتیبان قانون اساسی باشد، نه خواهان جمهوری. حالا که آقای بختیار مانند مخالفین می‌خواهد جمهوری اعلام کند، بنابراین ارتش دیگر وظیفه ندارد از ایشان پشتیبانی کند». سپس اضافه نمود: «از طرف دیگر به طوری که فرماندهان اظهار می‌کنند در وضعیت فعلی ارتش عملاً قادر به پشتیبانی نمی‌باشند، و خیلی دیر شده است. ادامه وضعیت ارتش به این صورت هم نتیجه‌ای جز ادامه خونریزی بیهوده ندارد، به همین دلیل است که پیشنهاد کردم ارتش بی‌طرفی خود را اعلان نماید.»
سپهبد حاتم در دفاعیات خود نیز چنین گفت: «گفتم باید ما به ملت بپیوندیم و اعلان همبستگی کنیم تا به این برادرکشی خاتمه داده شود، چون دیگر شاه به مملکت برنمی‌گردد و ما باید برای بقاء ارتش و نگهداری آن تلاش کنیم.»
سپهبد ربیعی نیز در دفاعیات خود در این مورد چنین می‌گوید: «... از کسانی که خیلی آتشین صحبت کردند سپهبد حاتم بود؛ یکی سپهبد خلعتبری و دیگری معاون پارلمانی وزارت جنگ...، موضع حاتم به عقیده من جانبداری از رفتن بختیار بود و می‌گفت باید برود... معاون پارلمانی وزارت جنگ هم... موضع حاتم را دنبال کرد و خیلی هم خوب صحبت کرد و خیلی داغ. کسی که اول جانشین طوفانیان بود. البته این را جهانبانی هم گفت، ما بارها گفتیم.»
سپهبد فیروزمند معاون ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود: «من هم به منظور جلوگیری از خونریزی بیهود با پیشنهاد سپهبد حاتم موافقم ولی با توجه به خواسته اکثریت پرسنل نیروهای مسلح عقیده دارم که لازم است با ملت ایران همبستگی اعلام شود.»
سپهبد فیروزمند در دفاعیات خود نیز گفت: «در روزهای آخر بالاخص بعد از تاریخ رفتن شاه ما احساس می‌کردیم که دیگر زمینه برای ادامه سلطنت از بین رفته است.»
سپهبد معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ، پس از تشریح وضع بحرانی کشور و احساسات مردم اظهار داشت: «اعلیحضرت از کشور خارج شده‌اند، آنچه روشن است این است که مراجعتی هم در بین نیست. ملت ایران مدت‌ها است یکپارچه نشان داده‌اند که طرفدار و خواستار آیت‌الله خمینی هستند و کسی طرفدار دولت آقای بختیار نمی‌باشد. مملکت دارد از بین می‌رود. آقای بختیار هم در این مدت عملاً نشان داده که در مقابل اراده ملت ایران قادر به عملی نیست. بنابراین من هم عقیده دارم که برای جلوگیری از خونریزی و خاتمه دادن به این وضعیت ناگوار اعلان همبستگی شود.»
سپهبد خلعتبری معاون اطلاعاتی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی ضمن تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«به طوری که گفته شد آقای بختیار هم در تمام این مدت تلاش کرده است که جمهوری اعلان کند. همه می‌دانیم که ایشان به هیچ‌وجه طرفداری بین مردم و پرسنل نیروهای مسلح ندارد. به همین جهت من هم عقیده دارم که با ملت اعلان همبستگی شود.»
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد فیروزمند اضافه نمود: «بیش از یک ماه است که بارها ما در نیروی زمینی گفتیم باید همبستگی اعلام کنیم ولی توجه نکردند.»
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«باید ارتش را حفظ و از متلاشی شدن آن جلوگیری کنیم.» ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات پس از تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اضافه نمود:
«به نظر من هم دیر شده است.»
پس از صحبت و اظهار نظر چند نفر دیگر از تیمساران که عده‌ای از آنها طرفدار اعلان «بیطرفی» و تعدادی دیگر موافق اعلام «همبستگی» بودند، اظهار کردم: حالا که با توجه به اظهارات فرماندهان نیرو و وضعیت نیروهای مسلح و امکانات آنها پیشنهاد سپهبد حاتم مورد توجه تیمساران قرار گرفته و به منظور جلوگیری از خونریزی و حفظ تمامیت ارتش عده‌ای طرفدار اعلان بی‌طرفی و تعدادی دیگر خواهان اعلان همبستگی هستند، دو نکته را یادآوری می‌کنم: اولاً به طوری که تیمساران اطلاع دارید برابر قوانین و مقررات، ارتش حق دخالت در سیاست را ندارد. ثانیاً با توجه به اوامر اعلیحضرت در مورد حفظ وحدت و تمامیت ارتش بهتر است که وحدت نظر باشد. تیمساران هر نظری دارید بیان کنید تا بحث شود، بلکه شورا به اتفاق آراء تصمیم بگیرد.
پس از اظهارنظر و بحث چند نفر از جمله سرلشکر خسروداد فرمانده هوانیوز که طرفدار اعلان همبستگی بودند، و سپهبد حاتم اظهار نمود: «تیمساران به قدر کافی اظهارنظر کردند، اگر تیمسار ریاست ستاد اجازه می‌دهید رأی گرفته شود.» رأی گرفته شد. «بی‌طرفی ارتش» به اتفاق آراء مورد تصویب فرماندهان و رؤسای ادارات و سازمان‌‌های نظامی قرار گرفت.
بعد از قرائت مجدد صورتجلسه و توافق نظر در متن اعلامیه ارتش به شرح زیر، فرماندهان و رؤسا آن را تأیید و امضا نمودند:
«اعلامیه ارتش: ارتش ایران وظیفه دفاع از استقلال و تمامیت کشور عزیز ایران را داشته و تاکنون در آشوب‌های داخلی سعی نموده است با پشتیبانی از دولت‌های قانونی این وظیفه را به نحو احسن انجام دهد. با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 روز 22 بهمن 1357 تشکیل و به اتفاق تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر بیطرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام کند و به یگان‌های نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت شریف و نجیب و میهن‌پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته‌های ملت شریف ایران با تمام قدرت پشتیبانی می‌نماید.»
و این نامه در بعد از ظهر روز 22 بهمن از رادیو قرائت شد و...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رجال پهلوی سرانجام آخرین فرمانده ارتش شاه

تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-06:13 ب.ظ

ارتشبد عباس قره­باغی در سال 1297ش. در تبریز متولد شد. پدرش میرزا کریم­خان شغل تجارت داشت و مانند بسیاری از مردم ساکن آذربایجان در زمره مهاجر زادگانی بود که اجداد او پس از جنگ­های معروف ایران و روسیه به ایران مهاجرت کردند و در تبریز اقامت کردند.

عباس پس از انجام تحصیلات ابتدائی، وارد دبیرستان رشدیه شد و تا کلاس چهارم در این دبیرستان بود و از سال پنجم وارد دبیرستان نظام تبریز گردید و در سال 1315ش. دیپلم نظام گرفت و وارد دانشکده افسری شد.

 

*دوستی با محمدرضا شاه  

 

ورود قره­باغی به سال اول دانشکده افسری مقارن بود با بازگشت محمدرضا از سوئیس به ایران سی نفر برای تشکیل کلاس و دسته مخصوص ولیعهد انتخاب شدند که  قره­باغی به همراه علی قوام و فردوست جزء دانشجویان دسته مخصوص بودند.

 

قره­باغی در دانشکده افسری تا می‌توانست خود را به ولیعهد نزدیک کرد، حتی در سال­های پس از آغاز جنگ جهانی، او هرگز وارد دسته‌بندی‌های ارتش نشد و همواره کنار محمدرضا ماند.

 

قره­باغی هرگز با ولیعهد وارد بحث و گفت‌وگو نمی‌شد و او را نصیحت نمی‌کرد، در مقابل او ابراز عقیده و وجود نمی‌نمود و همین مشخصه‌ها بود که قره­باغی را از سال 1315 تا 1357 به مدت 42 سال به صورت فرد مورد اعتماد شاه درآورد و ارتش شاه را در 1357 از هم فرو پاشید؛ زیرا او اهل ابتکار و پیشنهاد و رأی دادن نبود.

 

در واقع قره­باغی در میان فرماندهان نیروهای مختلف ارتش از نفوذ و اعتبار زیادی برخوردار نبود و شاید به همین دلیل بود که شاه او را بر فرماندهان دیگر ارتش ترجیح داد.

فردوست در این­باره می‌نویسد: «با عباس قره­باغی از سال 1315ش به علت هم­دوره بودن در دانشکده افسری... آشنا شدم ... او به علت اینکه فوق­العاده خوش­ خط بود، ‌در سال 1315ش. در دانشکده افسری، منشی مخصوص محمدرضا شد و این آشنایی را تا انقلاب حفظ کرد و محمدرضا اکثراً مشاغلی نزدیک به خود به او می‌داد.»

*قره­باغی در رأس گارد جاویدان شاه

فردوست می‌نویسد: «... محمدرضا مرا احضار کرد و گفت که یک واحد مستقل با نام خاص برای حفاظت کاخ شخصی من و محوطه و درب محوطه تشکیل دهید... اولین کاری که من در اجرای این دستور کردم، انتخاب سرگرد عباس قره­باغی به معاونت خود بود، من و قره­باغی و سه افسر دیگر یک طرح دقیق تهیه کردیم که از کدام نقطه شروع کنیم و در کدام نقطه خاتمه دهیم. پس از مطالعه مشخص شد که 300 سرباز کافی است که باید کادر را نیز به آن افزود.

مأموریت انتخاب افراد به قره­باغی محول شد و یک افسر هم برای کمک به او داده شد که در سراسر کشور مسافرت کند و کلیه پادگانهای نظامی و ژاندارمری مراجعه نماید و طبق طرح مأموریت را انجام دهد. افراد اعزامی قره­باغی بی‌نقص بودند و نه ماه بعد از دستور محمدرضا گارد آماده معرفی شد. پس از دو هفته محمدرضا به من گفت: «واحد را به قره­باغی تحویل دهید.»

*قره­باغی و کابینه‌های شریف امامی و ازهاری و بختیار

 در شهریور 1357ش. قره­باغی در کابینه شریف امامی به وزارت کشور منصوب و معرفی شد و در کابینه غلامرضا ازهاری نیز همان سمت را داشت و مدت کوتاهی علاوه بر وزارت کشور، وزارت امور اقتصادی و دارائی با او بود. شاه قبل از فرار از ایران او را به ریاست ستاد بزرگ(ارتش) منصوب نمود و تا پایان رژیم در آن سمت مستقر بود. او پس از خروج شاه از ایران، عضویت شورای سلطنت را هم عهده­دار بود. و همه روزه با سفرای انگلیس و آمریکا جداگانه ملاقات می‌کرد و همه روزه حداقل روزی یکی دوبار با محمدرضا ملاقات داشت و مطالبی را نیز تلفنی به اطلاع محمدرضا می‌رساند.».

*قره­باغی در آستانه انقلاب

بنا به اعترافات قره­باغی در کتابی که تحت عنوان «اعترافات ژنرال» می­باشد، شاه در روزهای آخر حکومت شاهنشاهی و بعد از خروج از ایران ارتش خود را یتیم و بی‌سرپرست گذاشت و رفت و در تمام مدتی که در مصر و مراکش بود، هیچ گونه تماسی با قره­باغی یا فرماندهان دیگر ارتش نگرفت و فرماندهان نیروها، پریشان و سردرگم، ارتش را به سوی فروپاشی کشاندند.

 

*پیام امام به ارتش و نتایج آن

بعد از پیام امام در 19 بهمن 1357ش، که در آن خطاب به ارتش فرموده بودند: «ما به نظامیان می‌گوئیم به ملت محلق شوند. می‌گوئیم اسلام بهتر از کفر است... ما می‌خواهیم که مملکت قوی باشد، ما می‌خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد، ما نمی‌خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می‌خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت و در خدمت ملت...»، بختیار در ملاقات با ارتشبد قره­باغی به او پیشنهاد می‌کند که دستور دهد مراکز ارتشی بمباران شود، قره­باغی به ظاهر این دستور را به سپهبد ربیعی منتقل می‌کند و در چاپخانه ارتش متنی چاپ می‌شود که از مردم خواسته شده که اطراف مراکز نظامی را خلوت کنند و اگر نه با بمباران این مراکز جانشان در خطر خواهد بود و مردم به مراکز ساواک حمله می‌کنند.

 بختیار در 20 بهمن 1357ش. بار دیگر از قره­باغی می‌خواهد که مراکز اسلحه ارتش در داخل شهر را بمباران کند تا اسلحه به دست مردم نیفتد و این پیام را به قره­باغی هم می‌رساند، از سوی شورای انقلاب با او تماس گرفته می‌شود که اگر راست می‌گوید، کشتار در نیروی هوایی را متوقف کند. او برای رهبران انقلاب پیام می‌دهد که افتادن اسلحه به دست مردم به سود هیچ کس نیست و بعداً جمع­آوری آنها مشکل است؛ اما در مقابل پیشنهاد شورای انقلاب که از او می‌خواهد، استعفاء بدهد، سماجت می‌کند، قره­باغی هم مایل بود که بختیار استعفا بدهد تا آنها تکلیف را یکسره کنند.

 

*اعلام بی‌طرفی ارتش از سوی عباس قره­باغی

بیستم بهمن ماه 1357، ارتش تصمیم به اعلام بی‌طرفی و خروج از صحنه گرفت که به معنی قطع پشتیبانی از دولت بختیار بود، درباره آخرین جلسه شورای فرماندهان که نام آن را «شورای عالی ارتش» گذاشتند و مذاکرات آن جلسه که به صدور اعلامیه بی‌طرفی ارتش انجامید،

 

باید گفت که جلسه شورای فرماندهان ارتش در ساعت 30/10 روز 22 بهمن 1357 با حضور 27 هزار نفر از فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولین سازمان­های نیروهای مسلح شاهنشاهی به شرح زیر تشکیل گردید: ارتشبد قره­باغی؛ رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، ارتشبد جعفری شفقت: وزیر جنگ، سپهبد ناصر مقدم؛ معاون نخست وزیر و رئیس ساواک و ... .

 در این جلسه هر یک از فرماندهان ضمن تشریح آخرین وضعیت خصوصی نیروی مربوط به خود، اشکالات و نظراتشان را نیز گویا شدند تا ستاد فرماندهان در جریان حوادث و وقایع قرار گرفته و درباره آنها بحث و بررسی شود.

پس از صحبت و اظهار نظر، عده‌ای طرفدار اعلان بی‌طرفی و تعدادی دیگر موافق اعلام همبستگی بودند.

سرانجام پس از پایان جلسه اعلامیه بی‌طرفی ارتش که بدون اطلاع بختیار مستقیماً به رادیو ارسال شده بود، کمی بعد از ساعت یک بعدازظهر پخش شد که بدین قرار بود.

 

با توجه به تحولات اخیر کشور شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 امروز 22 بهمن 1357ش. تشکیل و به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر بی‌طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگانهای نظامی دستور داده شد به پادگانها مراجعه کنند.».

*سرانجام قره­باغی

پخش اعلامیه بی‌طرفی ارتش، کمکی به حفظ ارتش و جلوگیری از حمله دستجات مسلح به پادگان‌های نظامی نکرد و طی 24 ساعت بعد از صدور این اعلامیه، ارتش شاهنشاهی از هم پاشید و اسلحه و مهمات بسیاری از پادگان‌ها به غارت رفت.

 

افسران و سربازان نیز پست­های خود را ترک کرده بودند که با شروع کار دولت موقت و با تلاش سرلشگر قره­نی که به ریاست ستاد ارتش منصوب شده بود، سازمان از هم پاشیده ارتش به تدریج سر و سامان یافت. از فرماندهان ارتش ارتشبد قره­باغی مدتی متواری بود تا اینکه بعدها از پاریس سر در آورد و ارتشبد فردوست نیز بعد از چند سال دستگیر و طی چندین مصاحبه تلویزیون اسراری از رژیم گذشته را فاش کرد. سپهبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی، فردای پیروزی انقلاب هنگام خروج از دفتر کار خود کشته شد و بسیاری از امیران دیگر که اعلامیه بی‌طرفی ارتش را امضاء کرده بودند، در دادگاههای انقلاب، محاکمه و محکوم به اعدام شدند.

نخست وزیر آخر، بختیار نیز استعفا داده و از کشور گریخت. ارتشبد قره­باغی مدتی در اروپا زندگی کرده و به انتشار خاطرات خود مبادرت ورزید و سرانجام نیز در سال 1376ش. در اروپا درگذشت.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخواست كمك

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-04:29 ب.ظ

درد دل و نامه یك نویسنده و محقق و روز نامه نگار  و فعال حقوق بشرو درجه دار بازنشسته ارتش  به رهبر انقلاب

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به رهبر انقلاب  امام خامنه ای
dardnews.ir       astaranews1.ir

محضر امام خامنه ای  رهبر مسلمانان جهان  
 
با سلام   

  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش  ویك خانه در روستای سیبلی  آستارا  با وام ساختم   كه نصف كاره  است   توان دادن قسط هایش را هم ندارم ,   .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن چند  نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم ..... و حتی  وام مسكن  و خودرو كه از سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح  گرفتم مجبور شدم  پول اقساط وام گیرندگان را بدهم  الان از سه قسمت از حقوقم كسر می شود و....  تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه رهبر  عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم و من فقط یك كار خدماتی ساده در آستارا می خواهم .

(توضیح اینكه من حدود نوزده سال است رو زنامه نگاری و سایت خبری درد نیوزو آستارا نیوز یك را  دارم و اولین وبلاگ نویس ایرانی هستم    درخواست مجوز هفته نامه و سایت درد نیوز كردم با اعمال نفوذ یك وزارت خانه كه برایم پرونده سازی كرده   وزارت ارشاد با مجوز و پروانه هفته نامه و سایت درد نیوز من مخالفت نمود  و رسما مرا از كاری كه داشتم و كار می كردم محروم كردند با اینكه من نوزده سال روزنامه نگار و سایت خبری درد نیوز و آستارا نیوز را داشتم نویسنده و محقق ژنج كتاب  بودم  از كار رو زنامه نگاری و سایت خبری كه تنها منبع در آمدم بود محروم كردند كتبا بمن ابلاغ كردند صلاحیت ندارم  و حتی حكم شهادت پدر جانباز 65درصد بسیجی هشت سال دفاع مقدس پدرم را بخاطر من با اعمال نفوذ جلویش را گرفتند نگذشتند حكم شهادت پدرم صادر شود چون پدر من بود و اگر مجوز هفته نامه یا سایت مرا می دادند من نیاز به كار نداشتم چند نفر دیگر را مشغول بكار می كردم  مرا با اینكه گواهی عدم سوپیشنه از دادگستری گرفتم  از كار روزنامه نگاری و سایت خبری كه از سال 1377 و 1379 فعالیت می كنم محروم و بیكار كردند  )

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  )

در اسكله و بیمارستان آستارا چند روز مدت پیش چند نفر استخدام كردند با اینكه من در اسكله  تشكیل پرونده داده بودم چون پارتی نداشتم  استخدام نشدم . بعداز خدا امیدم به شما رهبر مسلمانان جهان است   توصیه مرا بكن در آستارا در اسكله یا بیمارستان یا انبارهای عمومی استخدام شوم تا من و زن و بچه ام از گرسنگی در به دری نجات یابیم.


                                                                     
با تشکر

                                                         اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از    استان گیلان بندر آستارا – روستای سیبلی – كوچه شهید فلاحتی پلاك 41  09119812795

لطفا خیرین و نیكوكارانی  كه می خواهند كمك كنند به این شماره كارت كمك كنند

شماره حساب عابر بانك ملی اسماعیل اسدی دارستانی :    6037991815652247





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاهیر و چهر های ماندگارایران

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-04:29 ب.ظ

هوالمحبوب.. هوالجمیل...هوالصابر..
 مشاهیر، چهر‌های ماندگار  ایران
dardnews.ir
چهره‌های مشهور علمی  ایران 

 
شرف الملك حجت الحق شیخ ابوعلی، حسین عبدالله بن حسن بن علی بن سینا معروف به ابن سینا یا بوعلی سینا، بزرگترین دانشمند ایران و سرآمد حكماء و اطباء در ادوار اسلامی و مشهور در سراسر دنیاست كه سهمی عظیم در ترقی و تكامل علم در جهان داشته است. اروپاییان وی را Avicenna  می نامند.

علی اکبر دهخدا در حدود سال 1297 ه.ق. در تهران متولد شد. هنگامیکه یک سال بیش نداشت،

دكترسید محمود حسابی در سال ۱۲۸۱ (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی در تهران زاده شدند

شمس الدین محمد بن ملك داد تبریزی از شگرف ترین ستاره های آسمان عرفان و ادب فارسی است . شمس به دو دلیل اهمیت دارد . نخست بدلیل اقوالی كه به او منتسب است و دركتاب مستطاب مقالات شمس گرد آمده و دیگر به سبب آنكه ،‌او بود كه توانست ازمدرس ، فقیه ،‌واعظ ،‌سجاده نشین با وقاقونیه یعنی مولوی ، عارفی شیفته و شاعر رطلب اللسان بسازد كه زیباترین منظومه عرفانی ایران را بیافریند.

امش محمد ، نام پدرش زکریا و کنیه اش ابوبکر است . تمامی مورخان از وی  به نام " محمد بن زکریای رازی " در کتاب های خود یاد کرده اند . " ابوریحان بیرونی " تاریخ تولد وی را در ماه شعبان سال 251 و تارخ وفات وی را در ماه شعبان سال 313 هجری قمری ذکر کرده است

دکتر علی شریعتی فیلسوف ایرانی
  شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملك) و مادرش خانم عذری- زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد

كمال الدین ابو العطا محمودبن علی بن محمود مرشدی كرمانی ، عارف بزرگ وشاعر استاد ایران در قرن هشتم هجری قمری است . وی را نجلند شعرا ، خلاق المعانی ‌ ، ملك الفضلا و خواجوی كرمانی نیز می نامند . او یكی از كثیر الشعرترین شاعران زبان فارسی است و از جمله شاعرانی است كه درزمان حیاتش ، دیوان او جمع آوری شده است .

دکتر بهزاد بهزادی نویسنده مترجم و پژوهشگر زبان آذری

جلال آل احمد در سال 1302 در خانواده روحانی به دنیا آمد فیلسوف

  .  نیما یوشیج پدر شعر نو که چندین سال در دبیرستان تاریخی حکیم نظامی تدریس می کرده است.
  . سرهنگ جلیل بزرگمهر وی وکیل مدافع دکتر مصدق بود.

مشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی ملقب به غیاث‌الدین که در غرب به الکاشی(al-kashi) مشهور است. ریاضی‌دانی برجسته و ستاره‌شناس و محاسبی ماهر و زبردست بود. آلات رصدی دقیقی اختراع کرد و از حدود ۸۰۸ (۱۴۰۶) تا پایان عمرش ۸۳۲ (۱۴۲۹) فعالیت علمی داشته است.

    .پروفسور مصطفی عسکریان مدرک دکتری سوربن (دانشگاه) فرانسه عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
دكتر پرویز یگانی  (دانشمند  (  I T این دانشمند  جهان ارتباطات
كامیار عابدی ( ادیب - پژوهشگر)
ابوجعفر احمد بن على اندیجانى، اخترشناس دربار خوارزم‌شاه در رصدخانه‌ى گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه‌ى مامایى داشت. چنان که خود گفته است، پدرش را در پى بدگویى حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکى از روستاهاى پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون براى مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونى شهرت پیدا کردند.

شیخ شهاب الدین یحیی بن حبشی بن امیرك سهروردی ، بی شك یكی از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است .و این حكیم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به جامعه بشری تقدیم كرده است

دكتر محمد رئوف درویش ( شیمیدان )

سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) فقیه شیعه، مفسر قران و فلسفه‌دان ایرانی ‌است. [نیازمند منبع]
اهمیت وی به جهت احیای حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد.

دکتر علی عبدلی  نویسنده و محققان كشور

محمد معین پس از پایان تحصیلات مقدماتی برای ادامه تحصیل در دارالفنون به تهران آمد و به تحصیل در دانشکده ادبیات پرداخت و دانشنامه دکترای خود را در سال 1321 دریافت کرد. رساله خود را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین از چند دانشگاه خارجی درجه دکترای افتخاری داشت و عضو فرهنگستان ایران شد که ریاستش با ذکاءالملک فروغی بود

  كامیار عابدی متولد سال 1347 ماسال ، از ادیبان و سخن شناسان برجسته معاصرمی باشد .ایشان از سال های پایانی دهه 1360 ضمن اشتغال به كار معلمی و همكاری با مطبوعات ،به نقد و پژوهش ادبی روی آورده است . عمده توجه وی به شعر فارسی از اواخر دوره قاجار « دوره های بیداری و مشروطه » تا امروز است
 
دکتر قریب در سال 1288 در یک خانوادهی مذهبی در تهران متولد شد.
دكترهومن اشرف متولد سال 1364 هشتپر تالش است . در حال حاضر دانشجوی رشته مهندسی عمران می باشد   و مدیریت بنیاد ملی مقاوم سازی استان گیلان را نیز  برعهده دارد .
هومن اشرف تالش ( مخترع جوان)

خواجه نصیر الدین مشهور به محقق طوسی؛ حکیم و دانشمند بزرگ جهان در سال ۵۹۷ هجری در شهر طوس دیده به جهان گشود. این محقق گرانقدر جهان تشیع؛ در زمان هلاکوخان به وزارت رسید و در همان رصدخانه مراغه را با بیش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومی جدید؛ با ابتکار خود ساخت که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطی بود. بعدها تیکوبراهه منجم هلندی با تقلید از او رصدخانه اوزانین برگ را برپا نمود.
 دكتر محمد رئوف درویش ( شیمیدان )متولد سال 1315 اسالم ، درای حدود 40 سال پیشینه ی درخشان علمی و پژوهشی ست  و اكنون استاد شیمی دانشگاه تهران می باشد .  چندین كتاب مشهور علمی و جهانی نوشته است
  
.  چنگیز شكوری / نویسنده و محقق و روز نامه نگار / خدمات به فرهنگ و تاریخ و زبان تالشان / كارمندفرمانداری رضوانشهر
  .  اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق وروز نامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی  و مستند ساز ودرجه دار بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی  و اولین وبلاگ نویس ایرانی
   .دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان
   .بهروز نعمت الهی محقق و نویسندهٔ کتاب تاریخ جامع آستارا و حکام نمین، دو دیوان شعر فارسی و آذری از وی به جا مانده‌است.
   .حجت السلام دکتر رضا برنجکار عضو هیأت علمی دانشگاه تهران.
  .  مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران.
  . عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات.
   .دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران.

صدرا لدین شیرازی مشهور به ملاصدرا و صدرالمتالهین از دانشمندان معروف ایران در روزگار زمامداری صفویان بود . او فیلسوف بوده و دررشته فلسفه آثار و افکار مفیدی به یادگار گذاشته است . وی درزمینه فلسفه اسلامی به تفحص پرداخته و درحیطه حكمت متعالیه تخصص داشت . این دستگاه فلسفی حاصل تلفیق آراء و عقاید گوناگون فلسفی بوده است .
   .مرحوم  آرمان سیف اللهی آذر نمین خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و ترجمه چند کتاب از روسی به فارسی و ی بهمراه اسماعیل اسدی دارستانی درخصوص حیات وحش و نجات واحیای تالاب آق و تالاب استیل نقش اصلی را داشتند / ااد فعال حقوق بشر و میحط زیست می گوید /  من در خصوص حقوق بشر و محیط زیست  فعالیت می کردم و تالاب استیل را قدیمی و آق را کم ارزش می دانستم  ولی استاد آرمان مطالعات علمی خود را دراختیار من گذشتند و قدمت تالاب آق وو اهمیت کشور یو بین المللی آق را بمن مدتها شرح و توضیح با هم برای احیای تالاب فعالیت می کردیم و بعداز مرگ ایشان من پی گیر شدم و با اطلاع رسانی و نامه نگار یو وبلاگ نویسی و فعالیت گسترده  موفق شدم آروزی آرمان که احیای تالاب آق بود را به ثمر برسان حالا آقایون رجال سیاسی و روسا بگویند ما این کاررا کردیم در صورتیکه استاآرمان سیف الهی تالاب را احیا کرد من هم بعنوان شاگرد وی در روز نامه نگاری و فعالیت محیط زیست ادامه دادم موفق به شناساندن تالاب آق و امسال هم احیا شد.. بیاد آرمان ..
  . اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد.
  . اسداله عبدالهیان نویسنده کتاب زیارت کعبه، آمال مسلمین و تفسیر آیات قرآنی در مثنوی
.مهندس داوود عدالت : نویسنده و محقق باستان ایران  و محقق و معلم
دكتر كیوان اسد پور از نخبگان علمی كشور است روز نامه نگار  و نویسنده   و از ایثارگران هشت سال دفاع مقدس  كه از ظنر علمی و سیاسی در شكور مشهور است

سید محمد علی جمال زاده در سال 1309 هـ . ق. برابر با سال 1270 هـ . ش. در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدر او سید جمال الدین واعظ همدانی معروف به (اصفهانی) از خاندان بزرگ صدر در لبنان و مادر او مریم فرزند میرزا حسن باقرخان از اعیان شهر اصفهان بود. شاعر و نویسنده فیلسوف ایرانی

.دکتر عسگر غنی / سردار بازنشسته موشکی وزارت دفاع از دانشمندان و نخبگان  موشکی و هسته ای  ایران
 
استاد علامه محمد تقی جعفری قدس سره به سال 1304 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد
شهید معلم استاد  دانشگاه یوسف مرحبا نویسنده و استاد  دانشگاه سرهنگ جلیل بزرگمهر وی وکیل مدافع دکتر مصدق بود. پروفسور مصطفی عسکریان مدرک دکتری سوربن (دانشگاه) فرانسه عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی حجت السلام دکتر رضا برنجکار عضو هیأت علمی دانشگاه تهران. مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران. عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات. جمشید ملکی محقق و نویسنده تاریخ آستارا. دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران. آرمان سیف اللهی آذر نمین خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و ترجمه چند کتاب از روسی به فارسی. اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد. اسداله عبدالهیان نویسنده کتاب زیارت کعبه، آمال مسلمین و تفسیر آیات قرآنی در مثنوی شهرام آموزنده استاد عبدلی نویسنده و محقق تالشان
استاد علی عبدلی  زمینه فعالیت مردم شناسی و تاریخ شعر از چهر های ماندگار تالشان و ایران  متول

محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سیر دریا ( رود سیحون ) بود. در سال 259 ه متولد شد ، پدرش از سرداران سپاه سامانیان و از نژاد ایرانی بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضی پنداشته اند خطاست . " ابن الندیم " که معاصر آن فیلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره یی ندارد ، بلکه در آثار قرن ششم هجری و بعد از آن به ترک بودن فارابی تصریح شده است.

ابو اسماعیل عبدالله پسر ابومنصور محمد انصاری هروی سال 385 شمسی به دنیا آمد

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرخسرو، در سال ۳۸۲ در روستای قبادیان مرو، که اکنون در تاجکستان است، به دنیا آمد

  چهره‌های مشهور سیاسی و مذهبی واجتماعی ایران

امام حمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  ایران

امام  خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران ...

كورش كبیر ..نویسنده منشور حقوق بشر جهان و پادشاه عادل ایرانی
حسن صباح رهبر ایرانی مبارز علیه اعراب
نادرشاه :پادشاه معروف ایرانی
شاه عباس صفوی : موسس سلسله صفوی اولین حكومت  و بنیانگذار
12 امام و اتحادد شیعه

 آیه الله سیدحسن مدرس یكى از چهره هاى درخشان تاریخ تشیع بشمار مى رود كه زندگى و اخلاق و رفتار و نیز جهت گیرى هاى سیاسى و اجتماعى وىبراى مشتاقان حق و حقیقت نمونه خوبى است . او موقعیت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقایق اسلامى و دفاع از معارف تشیع مردانه استوار ماند.

کریم‌خان زَند (۱۱۹۳ – ۱۱۶۳ه‍.ق) (حکمرانی ۱۱۷۹ - ۱۱۹۳ ه‍.ق) که خود را وکیل الرعایا می‌خواند و نه پادشاه، یک ایلیاتی بانفوذ از طایفه زند بود که به فرمانروایی ایران رسید و بنیان‌گذار پادشاهی زندیان شد
 
بهمن محمد یاری  سه دوره نماینده تالش
شكری : نماینده تالشان و اقتصادان
احسن الله رادمهر : از رجال سیاسی و اقتصادی شناخته شده تالشانبیژن شعبانی چاله سرایی شورای شهر  و چهرهای فعال سیاسی شهرستان ماسال و شاندرمن
 نیرومند قاضی و از چهرهای سیاسی تالشان
 دكتر كیوان اسدپور فرماندار آستارا / معاون بنیاد شهید اسبق گیلان / مدیر كل اسبق هلال احمر / عضو انتخابی هفت نفر مجمع عمومی هلال احمر كشور / ایثارگر و رزمنده 8سال دفاع مقدس متولد لیسار 
مهندس سیروس شفقی /كارشناس ارشد جغرافیا/ یك دوره شورای شهر تالش / دو دوره شهر دار تالش / ریس كمیسیون 100 استانداری/ فرماندار بندر استارا  حاج بهمن محمدیاری سه دوره نماینده تالشان و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس
مهندس غلامعلی جعفرزاده جانباز هفتادددرصد و نماینده مجلس 
دكتر محمد باقر نوبخت از نخبگان سیاسی  و علمی كشور
دكتر علی لاریجانی ریس مجلس كشور از روسای تاثیر گذار در نظام و كشور

سید محمود علایی طالقانی، سیاست‌مدار از فعالین نهضت ملی شدن نفت و نهضت مقاومت ملی، از بنیانگذاران جبهه ملی دوم، از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بود.
محمود شكری  نماینده تالشان ( دكتر هوشنگ امیر احمدی ( پژوهشگر - سیاستمدار) حسن زاده  معاون دادگستری گیلان / ریس فدارسیون ملی ..
رادمهر حق جو معاون اداره كل اطلاعات گیلان /فعالان سیاسی استان

میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی، در سال 1222 ه.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد
.  شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا
مهندس سیروس شفقی دو. دوره شورای شهر تالش و فرمانداری آستارا متولد تالش
  . اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست وبلاگ نویس جهانی و مستند سازو درجه دار بازنشسته ارتش وچهر ه سیاسی و عضو  ستاد انتخاباتی دکتر احمد ی نزاد ۱۳۸۸/ و مسئول تبلیغات ستاد روحانی درآستارا  و عضو شورای راهبردی  شهرستان /
  . دکتر صفر نعیمی جانباز و از چهرهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس معروف به سردار سازندگی آستارا نماینده دوره نهم مجلس.متولد تالش 
   .فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشورو معاون وزیر صنعت و معدن وتجارت کشور 
   .اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا)

سید ابـوالقاسـم کاشانى در سال 1300 هـ.ق در تهران دیده به جهان گشود.
   . ابراهیم نبوی فعال سیاسی، نویسنده و هجونویس
. مهندس میثم ضارب نیا  استاد  دانشگاه و نویسنده و فعال سیاسی

.دکتر بیژن خالقوردی پور : تاثیر گذار در انتخابات كشور و مدیران وزارت بازرگانی  ُ معلم و استاد دانشگاه هاو از نخبگان سیاسی و اقتصادی كشور
.حسن زحمتکش معلم بازنشسته یک دوره نماینده / از فعالان سیاسی و اصلاح طلب کشوری /
 حسین .نیرومند از چهرهای فعال علمی و سیاسی رضوانشهر
.مهندس نیماسیفی نزاد / خبرنگار و وبلاگ نویس / فعالان سیاسی ایران و از نخبگان سیاسی و سایبری و علمی كشور

میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی معروف به « سیّد الوزراء» در سال 1193هـ.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی« قائم مقام اول» فرزند «میرزا حسن» و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود.

دکتر محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد
دكتر سید محمدخاتمی  دو دوره ریس جمهور ایران و رهبر اصلاحات ایران
آیت الله هاشمی رفسنجانی دو دو ره ریس جمهور و ریس مجلس  و ریس مجمع تشخصی مصلحت نظام
 دكتر محمود احمدی نزاد جنجالی ترین ریس جمهور
میر حسین موسوی  هشت سال نخست وزیر ...در انتخابات 1388 رقیب احمدی نزاد بود كه بعلت عملكرد ش باعث شد ایران بیشترین صدمات امنیتی
 را بخورد و در حصر خانگی است..
میرزا كوچك خان جنگلی ریس نهضت جنگل گیلان

.بهمن محمد یاری :از ایثارگران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس سه دوره نماینده شهرستانهای تالش رضوانشهر و ماسال ..
.دكتر حسن زاده : معاون دادگستری گیلان و عضو ارشد فدارسیون ورزشی كشوری و از چهر های ملی و بین المللی میر حسن خان تالشان ریس ایالات تالشان ایران در زمان قاجار بدستور روسیه توسط شاه خاین قاجار به شهادت رسید
شهید محمد علی رجایی  اولین ریس جمهور شهید ایران

مولوی یار محمد امراء امام جمعه موقت مسجد جامع الخضرا سراوان

شهید باهنر  اولین نخست وزیر شهید ایران
دكتر حسن روحانی ریس جمهور صلح طلب ایران
دكتر ظریف وزیر امور خارجه صلح طلب ایران كه مذاكره هسته ای را پیش برد جلوی جنگ را گرفت
ایت الله مهدی كروبی  ریس مجلس اسبق  و از سران جریان سبز ایران كه بعلت عملكردش صدمات زیادی به نظام و كشور رزد
 در حصر خانگی است و از رهبران سیاسی و مذهبی  انقلابی و جریان جنبش سبز (فتنه 88 )است
آیت الله
مکارم شیرازی

مولوی اسحاق سپاهی مدیر حوزه علمیه دارالقرآن سراوان سیستان و بلوچستان

ماموستا عبدالرحمن خدایی نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری
میرزا شیرازی از تحریم كننده تنباكوه
آیت الله جنتی  ریس شورای نكهبان  و روحانیون پیشكوت انقلابی

آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی، متولد ۱۳۰۰شمسی در نیشابور

آیت الله شیخ لطف‏الله صافى گلپایگانی، متولد 1296شمسی در گلپایگان
شیخ فضل االه نوری از رهبران مشروطه

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی، متولد 1303 شمسی در نجف

آیت‌الله شیخ محمدتقی بهجت، متولد ۱۲۹۴ شمسی در شهر فومن
آیت الله سید عبدالکریم موسوى اردبیلى، متولد 1304شمسی در اردبیل
آیت االه یزدی ریس خبرگان رهبری  و ریس قوه قضاییه اسبق
آیت الله شیخ عبدالله جوادی آملی، متولد ۱۳۱۲ شمسی در آمل
آیت الله شیخ محمد فاضل لنكرانى، متولد 1310 شمسى در قم


چهره‌های مشهور هنری و فرهنگی و اهل قلم  و شاعران ایران

باباطاهر عریان همدانی یکی از شاعران اواسط قرن 5 هجری قمری است که ولادت او اواخر قرن 4 می‌باشد

استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میر آقا خشكنابی كه خود از اهل ادب بود در تبریز چشم به جهان گشود. شهریار متقارن انقلاب مشروطیت بود و بین سالهای (1283-1285) در روستای خشكناب نزدیك بخش قره چمن متولّد گردید. كریم  الطبع و با ایمان بود وی در سال 1313 در قم بدرود حیات گفت

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب با وجود شهرت والای این شاعر در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

بزرگترین و مشهورترین شاعر دوره سامانی، ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی، از اهالی رودک از قرای سمرقند بود. وی نخستین شاعر مهم زبان دری و در حقیقت پدر شعر دری محسوب می شود و کسانی که پیش از او بفارسی شعر گفته اند اشعارشان زیاد نبوده و از حیث روانی و استحکام نیز بپای اشعار رودکی نمیرسیده است.

سهراب سپهری  شاعر :در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است.
غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم نیشابوری موسوم به خیام از بزرگترین و مشهورترین شعرای تاریخ ایران بعد از اسلام است كه معروفیت وی مرزها را در نوردیده و در سرتاسر گیتی به عنوان شاعری خردگرا شناخته شده است. حكیم عمر خیام اگرچه بیشتر به عنوان شاعری رباعی سرا شهره گشته است ولی وی در واقع فیلسوف و ریاضیدانی بزرگ بود كه در طول عمر دراز خویش كشفیات مهمی در ریاضیات و نجوم انجام داد.

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است.

نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .

حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجوی،از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است. تولد وی در شهر گنجه می باشد که سال 530 هجری قمری در حوالی آذربایجان بوده در آن عصر آذربایجان و حوالی آن مرکز حکومت سلاجقه های مختلف بود،
خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است
حسن کسایی، موسیقی شناس، ردیف دان، نوازنده نی و سه تار و از نامداران موسیقی سنتی ایرانی به خصوص مکتب اصفهان، در سوم مهر 1307

صائب تبریزی، شاعر اوایل قرن یادهم هجری است. وی را شاعر چشمه آئینه ها و باغ های پر گل می دانند. او كه آفریننده دردها و شادی ها بود، یك سراینده زیبا پسند و سوخته دل محسوب می گردد. در یك كلام می توان او را از اختران ادبیات ایران دانست. صائب در زمان صفویان زندگی می كرد، و با شاهان آن سلسله محشور و مأنوس بوده است. صائب تبریزی.

قیصر امین پور شاعر معاصر فرامرز مسرور ماسالی
  ذوالفقار احمد زاده ، پدر شعر تالشی‌
طوفان هل عطایی آهنگساز و خواننده مقیم لس آنجلس
شیخ سعدالدین محمود بن امین الدین عبدالکریم بن یحیی شبستری از عرفا و شعرای نامی قرن هفتم و هشتم هجری است. او در سال ۶۸۷ه. در ایام سلطنت کیخاتوخان در قصبه شبستر واقع در هشت فرسخی تبریز متولد شد و در عهد سلطان محمد خدابنده و ابوسعید بهادرخان در شهر تبریز مرجع علما و مضلا بود.
 سروش خلیلی هنرپیشه ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون نیما رهایی هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون استانی گیلان(شبکه باران)
شاعرقیصر امین ‏پور متولد دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ دزفول است
منصور بنی مجیدی معلم بازنشسته و شاعر پر آوازه ملی تاکنون ۶ کتاب شعر ایشان چاپ شده‌است.
 اکبر اکسیر شاعر، طنز پرداز معروف ملی، معلم بازنشسته و تاکنون چندین کتاب ایشان چاپ شده‌است.
 فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم آستارا و از چهرهای فرهنگی کشور  مجید مجیدی ( كارگردان )
  دكتر داوود ملك زاده نویسنده ومحقق و روز نامه نگار و از نخبگان ادبیات فارسی  و تاكنون هفت جلد كتاب شعر وی در شكور با تیراز بالا چاپ مجدد شدند
 و از شاعران معاصر و معروف فارسی زبان است.
میرزا محمّد خان غفّاری کاشانی ملقّب به کمال الملک یمی در سال 1326 در کاشان به دنیا آمد

مجید مجیدی متولد 25 فروردین ماه سال 1338در یك خانواده تالش « خاندان مجیدی های ویزنه» می باشد. فعالیت هنری خود را از بیست سالگی و با بازی در نمایش های صحنه ای آغاز كرد.25 مرداد 1330 خلخال (تالشان ) محل زندگی رضوانشهر  موسسه تالش شناسی را بنیانگذار می باشد  فعالیت های ایشان رادیو گیلان و نخستین پزوهشگر تالش شناسی معاصر و انتشارات متعدد پزوهشی در زمینه های تات و تالش شناسی ..نشریه تالش
سجاد رحمانی شاعر مجید مجیدی ( كارگردان ) رضوانشهر
 سید نهضت حسینی نژاد،

شیخ مصلح‌الدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سال‌های 571 تا 606 هجری قمری به دنیا آمد و در حدود سال‌های 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.
شاعر مرحوم صدر جلالی در سال 1315 دار فانی را وداع گفت و در گورستان میرمحله ی ماسال به خاك سپرده شد.(شاعر قدیم )

امش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.

صادق قلی خان (صادق خان/ محمد صادق) مشهور به بیوك خان یا بیخان و متخلص به «صدقی»، فرزند علی قلی خان تالشدولابی پونلی شاعر تالش زبان دوره ی قاجار در سال 1286 هـ. وفات یافته و در ییلاق رِنـَه (رینه) از توابع رضوان شهر به خاك سپرده شده است. تاریخ وفاتش را به شعر بالای مقبره اش نگاشته اند.-شاعر

ایرج میرزا نامدار به جلال الملک، از نوادگان فتحعلی شاه، فرزند غلامحسین میرزا، شاعر دربار مظفرالدین میرزا در دوران ولیعهدی بود. در تبریز زاده شد. در دوران کودکی و نوجوانی، زیر نظر پدر و آموزگار سرخانه، زبان و ادبیات فارسی و مقدمات زبان عربی و فرانسه را آموخت . از سال های نوجوانی شعر می سرود . نخستین شعرهایش را در ستایش امیر نظام گروسی، پیشکار ولیعهد که خود اهل ادب بود ، سرود. ایرج به تشویق امیر نظام، زبان فرانسه را در مدرسه دارالفنون تبریز آموخت.
سارا سهرابی کیلانی شاعر محمد رضا میرزازاده شاعر

ابوالحسن صبا از موسیقی‌دانان و آهنگ‌سازان ایرانی است که صدای ویولن را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. وی یکی از شخصیت‌های برجسته در موسیقی و هنر ایران در نیمه‌ی اول قرن بیستم است. صبا با شاگردانی که پرورش داد و با روش‌هایی که در نواختن سازهای ایرانی نوشت، روی نسل‌های بعد از خود اثر شگرفی گذاشت. 
باقر ابراهیمی شاعر ،محمدرضا میرزاده،شاعر   سید اسماعیل میرحقیقی شاعر

محمدتقی بهار (۱۷ آذر ۱۲۶۵ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی بود.

 چنگیز شكوری / نویسنده و محقق و روز نامه نگار / خدمات به فرهنگ و تاریخ و زبان تالشان / كارمندفرمانداری رضوانشهر صادق شیرزاد شاعر

حسان العجم افضل الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شروانی، از یک پدر مسلمان و یک مادر مسیحی که بعد مسلمان شد، در قریه در بندر از توابع شروان، یکی از بلاد اران در آذربایجان، به دنیا آمد.
سال تولد این شاعر بلند پایه ایرانی، به درستی معلوم نیست، ولی با تحقیقاتی که انجام گرفته است، سال 500 هجری قمری به نظر درست تر می آید. با این حال عده ای از محققین و مورخین معاصر، سال تولد او را 525 هجری قمری می دانند و آنها نیز دلایلی برای این فرضیه دارند.


چهره‌های مشهور ورزشی ایران

جهان پهلوان تختی

جهان پهلوان تختی در روز پنجم شهریور ماه سال  1309  خورشیدی در خانواده ای متوسط در محله خانی آباد تهران متولد شد. پدرش به سبب اعتقادات مذهبی و ارادت به امام هشتم، نام غلامرضا را برای وی برگزید. دو پسر و دو دختر دیگر از غلامرضا بزرگتر بودند.

 . پایان رافت فوتبالیست اسبق باشگاه پرسپولیس تهران و باشگاه فوتبال ملوان بندرانزلی


سعید معروف (والیبال)
حمید سوریان (کشتی فرنگی)
دختر کماندار ایرانی
نجمه آبتین
نجمه آبتین در سال 1361 در شیراز متولد شده است. نجمه کماندار ایرانی است که پیش از این موفق به کسب سهمیه المپیک پکن شده بود. او همچنین نخستین زن تیرانداز ریکرو ایران است که تاکنون به المپیک راه یافته است. نجمه در حال حاضر مربی تیم ملی ریکرو تیراندازی با کمان در ایران است. 

 . نیما مجیدی قهرمان جهان و کاپیتان تیم ملی کیک بوکسینگ جمهوری اسلامی ایران
سردار آزمون (فوتبال)
   .کاویان داداش زاده دارنده اولین مدال طلای شطرنج آسیا
محمد دانشور (دوچرخه سواری بین المللی )

مهدی رحیم پور خطبه سرا-قهرمان ملی ( آستارا )  
فرزندان آستارا و ایران ...قهرمان ملی ( آستارا ) مهدی رحیم پور   خطبه سرا کارشناس حقوق . مجرد متولد ٦٧/١٠/١٢    فرزند  شهرستان استارا.....   قهرمان ملی و بین الملی ورزش  کیک بوکس و موتای .و دارای جندین عنوان  كشوری و انتخابی ملی.... و
    .پیمان آلفته قهرمان کاراته بین المللی

محسن شادی (قایقرانی بین المللی  )
 .کیهان فیهم زاده کشتی گیر ملی و داور و مربی کشتی کشوری فریدون برادران دارنده مدال طلای ۱۰۰ کیلومتر تایم تریل در بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران كیهان فیهیم زاده قهرمان ملی و مربی كشتی لوندویل آستارا

اسماعیل عبادی (تیراندازی با کمان)
فرزان عاشورزاده (تکواندو)
مسعود اسماعیل پور (کشتی آزاد)
مرتضی پورعلی گنجی (فوتبال)
ساره جوانمردی به عنوان بهترین ورزشکار زن سال 2014 آسیا انتخاب شد.
چهره‌های مشهور نظامی و تاریخی و شهدای ایران
سوره بقره، آیه ۱۵۴:
«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموت بل احیاء ولکن لا تشعرون»
«کسی را که در راه خدا کشته شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده جاوید است، ولیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت.»
    شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود و اولین ریس قوه قضاییه  جمهوری سالامی ایران

سرلشكر شهید ، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم « حاج حسن » شاعری فاضل بود كه دیوانی از او به نام «ماتمكده عشاق » به یادگار مانده است .
یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ بسال ۱۲۵۷ ه.ش. در شهرستان رشت محله استادسرا در یک خانواده متوسطی چشم به جهان گشود.

ستارخان پیش از مشروطیت تبریز 
باقر خان از مشروطه خواهان تبریز 
شهید محمد على رجایى ، در سال 1312 هجری قمری در شهرستان قزوین متولد شد،
جبار باغچه بان فرزند عسکر در سال 1264 خورشیدی در ایران متولد شد . اولین مدرسه معلولین ذهنی و نا توان ها وو لال ها درایران تاسیس نمود
جواد تندگویان وزیر نفت ایران كه بدست صدام در اسارتگاه شهید شد و در سپیده‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه برکت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.قبل از اینکه به مدرسه برود پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا کرد.سرلشگر شهید آزده  خلبان ایوب حسین نژادی
   شهید جانباز سردار حاج اسدالله اسدی دارستانی شاعر و موسس موسسه جایزه صلح سبز جهانی از سرداران هشت سال دفاع مقدس که اولین بسیجی اعزامی از آستارا برای هشت سال(اولین بسیجی اعزامی از آستارا به جبهه به همراه 4 نفردیگر در سال 1359)
مهندس کیهان هاشم نیا : مدیر کل بنیاد  شهید گیلان و/ معاون بنیاد شهید کشور / استاندار گیلان / جانباز ۷۰ درصد قطع نخایی/از زفرماندهان هشت سال دفاع مقدس

شهید حجت الاسلام دكتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 در یك خانواده پیشه ور ساده در شهر كرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مكتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینى در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .
  شهید میر حسن خان تالشان / سالار ملی /حاکم معروف ایالات تالشان جنک پار تیزانی با متجاوزین روس  که تا باکو نیروهای  متجاوز روس را راند   بدستور دولت روسیه و با دسیسه فتعلی شاه خاین در تهران به شهادت رسید
 
شهیده سارا آستارایی(تالشان ) قهرمان ملی جنگ جهانی دوم/  بانویی آستارایی که در جریان تجاوز مزدوران روس و فداییان شهیده سارا آستارایی (تالشان ) بهمراه عده ای ازشیرزنان آستارایی  در بیرون راندن ارتش متجاوز روس و فداییان  در راه  فاع از ایران در  تا آخرین نفس با مزدروان روس جنگید و بالای دویست روس و فدایی مزودر را به هلاکت رساند.
سردار بازنشسته  مهندس علیرضا نعمتی  از سرداران و جانبازان هشت سال دفاع مقدس ، فرمانده سپاه آستارا ، استاد دانشگاه …
شهیددکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد

شهید کلاه چرمینه تالشان / سپه سالار دولت صفوی  ایران  /فرمانده لشکر شاه اسمعیل صفوی با دولت متجاوز  عثمانی که بشهادت رسید شهید
سید سعید سید تقویی سردار جانباز شهید هشت سال دفاع مقدس سردار جانباز بازنشسته سپاه 
سید عبدالعظیم سید تقویی
شهید سردار یوسف مرحیا از شهدای شاخص گیلان - نویسنده چند جلد كتاب - معلم - از مبارزین زمان طاغوت - ریس دادگاه انقلاب آستارا -
شهید ناصر وفادار - از شهدای سربازوظیفه هشت سال دفاع مقدس وسرباز شهید  شاخص هشت سال دفاع مقدس سرهنگ جانباز بازنشسته سپاه خلیل توشه از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس
سرهنگ جانباز بازنشسته جلیل كریم نزاد از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس سرهنگ
 هوشنگ وقردوست از افسران ارشد هشت سال دفاع مقدس  و نویسنده چجندین كتاب و استاد دانشگاه ارتش و ریس كانون ارتش آستارا
سرهنگ جانباز آزاده بازنشسته سپاه حمید مصادیق از جانبازان و ازاده های سرافزار  آستارا  وبردار شهید
سرهنك  جانباز سرخان نزاد از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس
 شهید سپه سالار كلاه چرمینه تالشان
سرلشگر شهید آزاده خلبان ایوب حسین نژادی
* سردار شهید پرویز دوستی شهرستان ماسال
*سـردار  پاسدار شهید جعفر روستـا ...شهرستان تالش
*سردار شهید سیّدجعفر (منصور)‌منصوری
شهید خلبان سرلشكر عباس بابایی، بزرگ مردی كه در مكتب شهادت پرورش یافت ؛ مجاهدی كه زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود 
* سردار جانباز هشت سال دفع مقدس   احمدر ضا منشوری شهرستان تالش

شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید

سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود.

* سردار شهیدسیدعلی  نبوی سردار جانباز بازنشسته سپاه فرزاد اژدر پور آستارا

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند
سرلشكر سردار محسن رضایی اولین فر مانده كل سپاه و عضو مجمع تشخصی مصلحت  كشور
سرلشكر صالحی فرماندهی كل ارتش ایران
سرلشكر یحیی صفوی فرمانده اسبق سپاه ایران
سرلشكر فیروز آبادی اولین ریس ستادكل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
شهید سپهبد قرنی اولین ریس ستادمشترك ارتش جمهوری اسلامی
شهید خبرنگار صارمی كه با شهادت وی بدست طالبان روز خبرنگار این روز را نامیده شد.

شهید رئیس علی دلواری که در مقابل انگلیس ایستادگی کرد و مجاهدین مبارزه با استعمار در جنوب ایران است ..
شهید شیخ محمد خیابانی از مبازرین استعمار روس در تبریز

هوالقادردرد نیوز dardnews.ir از افراد ایران  تقاضا دار یم در صورت كه خود را مستحقق این لیست می دانند اسناد و مدارك را به دفتر درد نیوز ارسال تا بعداز بررسی در شورای نویسندگان و سردبیران درد نیوز به لیست اضافه گرددastarao@yahoo.com-------------------- هوالمحبوب.. هوالجمیل...هوالصابر..

  در حال بروز رسانی است 09119812795





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در جلسه مهم سران ارتش در 22بهمن 57 چه گذشت؟/ روایت استیصال کامل ژنرال ها و فروپاشی نهایی رژیم شاهنشاهی

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-04:28 ب.ظ

ارتشبد عباس قره باغی آخرین رئیس ستاد ارتش شاهنشاهی ، در خاطراتش، آخرین لحطات سقوط ارتش و ساواک پهلوی را ترسیم کرده است.

او نوشته است:

جلسه شورای فرماندهان ارتش در ساعت  ده و نیم روز 22 بهمن ماه 1357 با حضور 27 نفر فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولین سازمان‌های نیروهای مسلح شاهنشاهی به شرح زیر تشکیل گردید:
ارتشبد عباس قره‌باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ
ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد هوشنگ حاتم جانشین دفتر ویژه اطلاعات
سپهبد ناصر مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس ساواک
سیهبد عبدالعلی نجیمی نائینی مشاور رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد احمدعلی محققی فرمانده ژاندارمری کشور
سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی
دریاسالار کمال حبیب‌اللهی فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد عبدالمجید معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ
سپهبد جعفر صانعی معاون لجستیکی نیروی زمینی شاهنشاهی
دریاسالار اسدالله محسن‌زاده جانشین فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی نیروی زمینی شاهنشاهی
سپهبد محمد کاظمی، معاون طرح و برنامه نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر کبیر، دادستان ارتش.
سپهبد خلیل بخشی آذر، رئیس اداره پنجم ستاد بزرگ
سپهبد علیمحمد خواجه‌نوری، رئیس اداره سوم ستاد بزرگ
سرلشکر پرویز امینی افشار، رئیس اداره دوم ستاد بزرگ
سپهبد امیر فرهنگ خلعتبری، معاون عملیاتی نیروی زمینی شاهنشاهی
سرلشکر محمد فرزام، رئیس اداره هفتم ستاد بزرگ
سپهبد جلال پژمان، رئیس اداره چهارم ستاد بزرگ
سرلشکر منوچهر خسروداد، فرمانده هوانیروز
سپهبد ناصر فیروزمند، معاون ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد موسی رحیمی لاریجانی، رئیس اداره یکم ستاد بزرگ
سپهبد محمد رحیمی آبکناری، رئیس آجودانی ستاد بزرگ ارتشتاران
سپهبد رضا طباطبایی وکیلی، رئیس اداره بازرسی مالی ارتش
بعد از اعلام رسمیت جلسه اظهار کردم: با توجه به تشدید وضعیت بحرانی کشور و نیروهای مسلح، امروز صبح پس از بررسی وضعیت کلی نیروها با سپهبد حاتم جانشین و سپهبد فیروزمند معاون ستاد، لازم دیدیم تیمساران را دعوت کنیم که در یک شورای ستادی، هر یک از فرماندهان ضمن تشریح آخرین وضعیت خصوصی نیروی مربوطه، اشکالات و نظراتشان را بگویند تا ستاد و فرماندهان در جریان حوادث و وقایع قرار گرفته و درباره آنها بحث و بررسی شود. ضمناً‌ نخست‌وزیر منتظر من باشد که پس از خاتمه شورا به نخست‌وزیری بروم. ولی از آنجا که تیمساران به خوبی در جریان وضعیت عمومی و همچنین کم و بیش در جریان وقایع روزهای اخیر کشور و به خصوص پایتخت هستند، بنابراین فکر می‌کنم بهتر است من ابتدا به طور خیلی خلاصه کلیات حوادث 24 ساعت اخیر را مطابق گزارشات مرکز فرماندهی ستاد تشریح کنم و سپس فرماندهان نیروهای مسلح و رؤسای سازمان‌های هر یک آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند:
پریشب هنرجویان و همافران نیروی هوایی در مرکز آموزش هوایی دوشان‌تپه با افراد گارد شاهنشاهی درگیری پیدا می‌نمایند. در نتیجه در حدود ساعت 30/8 صبح دیروز (21 بهمن ماه 57) مخالفین طرفدار همافران در نتیجه غفلت مسئولین مرکز آموزش هوایی دوشان تپه، وارد محوطه آن مرکز شده، درب اسلحه‌خانه را شکسته مقداری سلاح به دست می‌آورند! همافران نیز بنا به اظهار فرمانده نیروی هوایی برای دفاع در مقابل افراد گارد شاهنشاهی مسلح می‌شوند! عده‌ای از مخالفین طرفدار همافران از دیروز در اطراف مرکز آموزش دوشان‌تپه جمع شده‌اند.
نخست‌وزیر به علت تظاهرات و اغتشاشات ابتدا ساعت ممنوعیت عبور و مرور را در شهر تهران به ساعت 4ونیم بعد از ظهر تغییر داد، سپس دیشب در جلسه شورای امنیت ملی به فرمانداری نظامی تهران دستور داد که مقررات قانون حکومت نظامی را به موقع اجرا بگذارد. و همچنین در شورا به نیروی زمینی مأموریت داد که برای سرکوبی مسببین وقایع مرکز آموزش دوشان‌تپه، نیروی هوایی و فرمانداری نظامی را تقویت نماید. فرمانده نیروی زمینی تشریح خواهد کرد که به چه علت موفق به کمک به نیروی هوایی و فرمانداری نظامی نگردید.
در مورد وضعیت شهربانی کشور چون سپهبد رحیمی را نخست‌وزیر احضار کرده و حضور ندارد، من به اطلاع تیمساران می‌رسانم که برابر گزارشات رسیده به مرکز فرماندهی ستاد، دیروز بعد از ظهر پرسنل شهربانی تعدادی از کلانتری‌ها را تخلیه نمودند که توسط مخالفین اشغال گردیده و عده‌ای از پاسبان‌ها به سربازخانه ونک و مرکز آموزش افسری ژاندارمری پناه برده‌اند.
درباره اجرای مقررات حکومت نظامی از طرف فرمانداری نظامی تهران، به طوری که سپهبد رحیمی در شورای امنیت ملی اظهار نمود، چون تغییر ساعت ممنوعیت عبور و مرور در ساعت 14 ابلاغ شده، و تا دیشب نیز فرمانداری نظامی اجازه جلوگیری از اجتماعات و تظاهرات را نداشت، لذا در ساعت 4ونیم بعد از ظهر موفق به جلوگیری از رفت و آمد مردم نگردیده است. ضمناً ارتشبد طوفانیان با توجه به حضور وزیر جنگ در شورا، و نیز به علت هجوم مخالفین به تأسیسات ارتش خواستند که در دفترشان باشند، یادآوری می‌کنم که مسلسل‌سازی تسلیحات ارتش از نیمه شب دیشب هدف تیراندازی عده‌ای از مخالفین قرار گرفت. فرمانده نیروی زمینی و فرمانداری نظامی موفق نشدند که عده‌ای را برای کمک به نگهبانان آنجا و جلوگیری از تجاوز آشوبگران به مسلسل‌سازی اعزام نمایند.
دیشب تا صبح ستاد هوانیروز موفق نگردید سرلشکر خسروداد را پیدا نماید! من به سرتیپ اتابکی در یگان هوانیروز دستور دادم که عده‌ای درجه‌دار به وسیله هلی‌کوپتر برای کمک به مسلسل‌سازی بفرستد، ولی موفق به اجرای مأموریت نگردید و در نتیجه برابر اطلاع تلفنی ارتشبد طوفانیان، مخالفین در حدود ساعت 8 صبح امروز وارد مسلسل‌سازی شدند.
این بود وضعیت عمومی نیروهای مسلح و وقایع کلی مربوط به شهربانی و فرمانداری نظامی و اداره تسلیحات ارتش تا آنجا که به مرکز فرماندهی ستاد گزارش شده و حالا ابتدا سپهبد مقدم اطلاعات کشور را تشریح کند و سپس فرماندهان و رؤسا به ترتیب آخرین وضعیت خصوصی خود را بیان نمایند.
سپهبد مقدم معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور اظهار داشت:
«تیمساران اطلاع دارند که مدتی است آقای نخست‌وزیر سازمان اطلاعات و امنیت کشور را عملاً منحل کرده‌اند و لایحه انحلال سازمان امنیت هم چند روز پیش از تصویب مجلس گذشت. در حقیقت سازمان امنیتی وجود ندارد و تمام پرسنل این سازمان در سطح کشور بلاتکلیف و سرگردان هستند. در نتیجه در غالب شهرهای کشور و همچنین در تهران مردم در نقاط مختلف به ادارات سازمان امنیت حمله نموده، ضمن غارت وسائل، ساختمانها را آتش می‌زنند.
من دستور داده بودم که مسئولین، ادارات را سریعاً تخلیه کرده و مدارک و سلاح‌های موجود را جمع‌آوری نمایند و به نزدیکترین سربازخانه یا ژاندارمری و یا شهربانی ببرند. متأسفانه در غالب نقاط فرماندهان قسمت‌ها حتی اجازه نمی‌دادند که پرسنل سازمان امنیت به سربازخانه‌های نیروی زمینی یا ژاندارمری وارد بشوند. من از تیمسار ریاست ستاد بزرگ تقاضا کردم که به فرماندهان سربازخانه‌ها و ژاندارمری دستور بدهند که پرسنل سازمان امنیت را بپذیرند، تا مدارک و اسلحه و مهمات و وسایل آنها محافظت شود. خوشبختانه بعد از دستور مستقیم شخص تیمسار ریاست ستاد بزرگ، بالاخره موافقت کردند. علاوه بر این چون مخالفین به خانه‌های رؤسا و پرسنل ساواک نیز حمله می‌کنند، زندگی خود و خانواده‌هایشان در خطر می‌باشد. بدین ترتیب مدتی است که ساواک در وضعیت و موقعیتی نیست که بتواند اخبار و اطلاعاتی در اختیار سازمان‌ها بگذارد. من خودم هم که الساعه درخدمت تیمساران هستم بلاتکلیف می‌باشم و در اجرای دستور تیمسار ریاست ستاد در اینجا حاضر شده‌ام و اطلاعاتی بیش از تیمساران ندارم تا به اطلاع شورا برسانم.»
سپهبد بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی اظهار نمود: «قسمتی از حوادث مربوط به نیروی زمینی را تیمسار ریاست ستاد گفتند. به طوری که دیشب در شورای امنیت ملی گفتم کلیه عده‌های موجود نیروی زمینی در تهران و همچنین لشکر گارد در اختیار فرمانداری نظامی تهران هستند، و نیروی زمینی شاهنشاهی عده اضافی و احتیاط ندارد که برای کمک در اختیار سازمان‌ها و قسمت‌هایی که تلفن زده و تقاضا می‌نمایند، بگذارد. یگان گارد جاویدان که آن هم مأموریت مخصوص دارد و باید از کاخ‌های سلطنتی حفاظت نماید، در این مورد هم به دستور ریاست ستاد به سرلشکر نشاط مراجعه شد. جواب داد که حق ندارد از یگان گارد جاویدان برای مأموریت فرمانداری نظامی استفاده کند. ضمناً یک گردان پیاده هم دیروز از لشکر قزوین خواسته بودم ولی چون ستون قادر به برقراری ارتباط با نیروی زمینی نبود، برابر اطلاع در حدود کاروانسراسنگی مخالفین جاده را بسته و جلوشان را گرفته‌اند که تا این ساعت به تهران نرسیده و اطلاع صحیحی از وضع آن نداریم. دیشب در اجرای دستورات ریاست ستاد بزرگ به هر ترتیب بود 30 دستگاه تانک از لشکر گارد برای کمک به مرکز آموزش دوشان‌تپه نیروی هوایی آماده کردیم ولی چون ارابه‌ها مهمات نداشتند مدتی طول کشید تا از زاغه‌ها مهمات برسد، که بالاخره در حدود ساعت 3 بعد از نصف شب به سرپرستی سرلشکر ریاحی فرمانده لشکر گارد حرکت کردند. متأسفانه طولی نکشید که در حدود تهران پارس مردم جلوی ستون اعزامی را گرفته ضمن تیراندازی، ارابه‌ها را آتش زدند که ابتدا خبر تیر خوردن و سپس شهادت  سرلشکر ریاحی رسید. و برابر گزارش گارد، از 30 دستگاه ارابه جنگی، فقط چند دستگاه به سربازخانه برگشته‌اند.
ضمناً دیشب عده‌ای از پرسنل نیروی زمینی مأمور به فرمانداری نظامی و کلانتری‌ها با بی‌ترتیبی به سربازخانه‌های مربوطه مراجعت نموده‌اند که در نتیجه سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی شده‌اند و در بعضی از یگانها نیز هرج و مرج ایجاد گردیده است.
نکته مهمی که باید به عرض برسانم این است: نیروی زمینی که اساساً وضعیت بسیار نامطلوبی داشت، در اثر وقایع ناگوار چند روز اخیر وضع آن به صورتی درآمده که باید بگویم قادر به هیچ‌گونه عملی نمی‌باشد.»
سپهبد ربیعی در این مورد در دفاعیات خود چنین می‌گوید: «من که از وضعیت نیروی زمینی اطلاعی نداشتم، از اصرار بدره‌ای فهمیدم که نیرو کم دارد.»
در این موقع من به یاد تلفن صبح سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی افتاده و خطاب به ایشان گفتم: تیمسار صانعی: شما صبح به ستاد بزرگ تلفن کرده مطلبی به من اظهار کردید، آن را بیان کنید تا فرمانده نیروی زمینی درباره آن نیز توضیح بدهند.
سپهبد صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی از جای خود بلند شده اظهار داشت:
«من امروز صبح به تیمسار ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران تلفن زده اظهار نمودم: با توجه به بررسی‌هایی که در طول دیشب با حضور فرمانده نیرو و معاونین در ستاد نیروی زمینی به عمل آوریم، برای اینکه تیمسار ریاست ستاد از وضعیت واقعی امکانات نیروی زمینی مطلع باشند، وظیفه خود دانستم که به اطلاع تیمسار برسانم که روی نیروی زمینی حساب نکنید»!
سپهبد بدره‌ای اظهار کرد: «نظر ایشان صحیح است. من واقعاً وضع نیروی زمینی را تا این حد خراب نمی‌دانستم»[!]. معاونین نیروی زمینی نیز اظهارات سپهبد صانعی را تأیید نمودند.
سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی، که وضع بسیار ناراحت و آشفته‌ای داشت و با لباس کار در شورای فرماندهان حاضر شده بود ابتدا با ناراحتی و تأسف جریان زد و خورد همافران و هنرجویان مرکز آموزش نیروی هوایی با افراد گارد را تشریح نمود. سپس توضیح داد که چگونه تظاهرکنندگان وارد محوطه مرکز آموزش هوایی شده و با کمک همافران و هنرجویان در اسلحه‌‌خانه‌ها را باز کرده و به سلاح‌ها دسترسی پیدا کردند و اظهار داشت:
«هم اکنون مرکز آموزش دوشان‌تپه در محاصره مخالفین و محوطه مرکز آموزش در اشغال همافران و هنرجویان مسلح می‌باشد». و اضافه نمود: «من به ریاست ستاد بزرگ و همچنین دیشب در شورای امنیت ملی عرض کردم که نیروی هوایی در مقابل همافران و جمعیتی که در اطراف محوطه مرکز آموزش هوایی اجتماع کرده و پشت‌بام‌های اطراف مرکز را مسلحانه اشغال نموده‌اند به هیچ‌وجه قادر به انجام عملی نمی‌باشد و لازم است فرمانداری نظامی و یا نیروی زمینی به ما کمک کند، ولی تا این ساعت عده کمکی به مرکز آموزش دوشان‌تپه نرسیده است.»
و بعد راجع به نداشتن گاز در آشپزخانه‌ها و سوخت برای خودروها و سایر مشکلات و نیازمندی‌‌های لجستیکی صحبت نموده و اضافه کرد: «به علت تیراندازی، من در پست فرماندهی نیروی هوایی زندانی بودم و الآن هم با وضع بسیار بدی و به حالت خزیده توانستم خود را از ساختمان پشت فرماندهی به هلی‌کوپتر برسانم و در این جلسه شرکت کنم، چون دائماً از پشت‌بام‌های اطراف تیراندازی می‌کنند. حالا هم هر چه زودتر باید برگردم به پست فرماندهی و باید در آنجا باشم.»
سپهبد محققی، فرمانده ژاندارمری کشور، ضمن تشریح وضعیت خصوص ژاندارمری کشور اظهار کرد:
«دیشب از ژاندارمری کشور به من اطلاع دادند که تعدادی از پرسنل شهربانی پس از تخلیه کلانتری‌های مربوطه با وضع بسیار بدی در حالت فرار به سربازخانه ونک – مرکز آموزش افسری ژاندارمری – پناه برده‌اند. افسران نگهبان کسب تکلیف می‌کردند که چه بکنند، بالاخره دستور دادم تا در یک آسایشگاهی به آنها جا بدهند، ولی ورود پاسبانان شهربانی با بی‌تربیتی به سربازخانه ونک سبب ایجاد وحشت و بی‌نظمی در سربازخانه گردیده و نتیجه بسیار نامطلوبی داشته است، به طوری که عده‌ای از سربازان ژاندارمری شبانه از دیوار سربازخانه پریده و فرار نموده‌اند.
همچنین دیشب از اداره وظیفه عمومی تلفنی اطلاع دادند که جمعیت زیادی در مقابل اداره جمع شده و شعار می‌دهند، و تعداد نگهبانان برای جلوگیری از تجاوز احتمالی آنها به اداره وظیفه عمومی به هیچ‌وجه کافی نیستند، و برای تقویت مأمورین نگهبانی از فرمانداری نظامی کمک خواسته‌اند، ولی سپهبد رحیمی جواب داده که فرمانداری نظامی عده احتیاط ندارد که به کمک آنها بفرستد، وقتی به تیمسار بدره‌ای مراجعه کردم، ایشان هم همین جواب را به من دادند.»
سپس اضافه نمود: «ستاد ژاندارمری کشور، چند روز است که در محاصره مخالفین می‌باشد و ما مجبور هستیم که با لباس شخصی به ستاد رفت و آمد بکنیم. اطراف سربازخانه شاهپور را هم مخالفین محاصره کرده‌اند، به طوری که 48 ساعت است که مأمورین نتوانسته‌اند از آنجا غذا برای گروهان قرارگاه و سربازان نگهبان به ستاد ژاندارمری در میدان 24 اسفند بیاورند.»
سپهبد خواجه نوری رئیس اداره سوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار داشت:
«درباره شهربانی کشور. برابر گزارش رسیده به مرکز فرماندهی، تعداد زیادی از کلانتری‌ها را مخالفین اشغال کرده‌اند و اسلحه و مهمات و بی‌سیم‌های شهربانی به دست مخالفین افتاده است.» و اضافه نمود: «چون از بعد از نصف شب دیشب تلفن‌های ستاد نیروی زمینی جواب نمی‌دادند، و گزارشات نوبه‌ای قسمت‌ها هم به موقع به مرکز فرماندهی ستاد نرسیده، من اطلاعاتی بیش از آنچه که تیمساران گفتند ندارم تا به عرض برسانم.»
سرلشکر پرویز امینی افشار رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود:
«نکاتی که می‌توانم به اظهارات فرماندهان اضافه کنم، این است که برابر آخرین خبری که در موقع آمدن به شورا به اداره دوم رسید، مخالفین مرکز پلیس را در میدان سپه به آتش کشیدند.
برابر گزارش ضداطلاعات، دیشب سربازان در بعضی از سربازخانه‌ها از جمله سربازخانه قصر از دیوار پریده و فرار می‌کردند. و وضع داخلی یگان‌ها از لحاظ انضباط بسیار بد و وضعیت هرج و مرج در آنها حکمفرما است. در اطراف غالب سربازخانه‌ها اخلالگران اجتماع کرده و مشغول تظاهرات هستند، و در سربازخانه عشرت‌آباد با مأمورین استحفاظی درگیر شده‌اند.»
در جریان مذاکرات شورای فرماندهان اطلاع دادند که نخست‌وزیر می‌خواهد با من صحبت کند. ولی مذاکره تلفنی از اطاق شورا با تلفن مستقیم نخست‌وزیر (خط شبکه مخصوص نخست‌وزیری) مقدور نبود، و می‌بایستی برای صحبت از جلسه خارج شده از دفترم با ایشان صحبت می‌کردم. چون قبل از تشکیل شورا با هم صحبت و قرار گذاشته بودیم که بعد از پایان جلسه به نخست‌وزیری بروم، به رئیس دفترم گفتم اطلاع بدهید که شورای فرماندهان هنوز تمام نشده، به محض پایان جلسه صحبت خواهم کرد. ولی آقای بختیار مجدداً پیغام داد که کار فوری دارد و حتماً می‌خواهد صحبت کند. بنابراین از ارتشبد شفقت وزیر جنگ خواهش کردم جلسه را اداره کند و برای صحبت با نخست‌وزیر به دفترم رفتم. آقای بختیار می‌خواست که به نخست‌وزیری بروم. گفتم سپهبد رحیمی را که می‌خواستید فرستادم. اظهار کرد: بلی، اینجاست. گفتم: ایشان هم فرماندار نظامی است و هم رئیس شهربانی کشور، به طوری که اطلاع دارید کلیه یگان‌های موجود نیروی زمینی در تهران در اختیار فرمانداری نظامی است، هر دستوری دارید به ایشان بدهید تا اجرا کند. موضوع مهم، مشکلات نیروهای مسلح می‌باشد که با فرماندهان مشغول بررسی آنها هستیم، تا ببینیم چه می‌شود کرد؟ چیزی هم به خاتمه شورا نمانده و فکر نمی‌کنم زیاد طول بکشد. به محض اتمام جلسه به نخست‌وزیری خواهم آمد.
پس از مراجعت به اطاق شورا سپهبد حاتم جانشین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران چنین اظهار کرد:
«به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگان‌ها که فرماندهان نیرو تشریح کردند به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام عملی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت تشریف برده‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر مراجعت نمی‌کنند. ماههاست که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملاً در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان ایشان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. آقای بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلسین و حتی اظهارات دیروز در مجلس سنا، و همچنین مصاحبه‌‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفداری در بین مردم ندارد! آنچه که به نظر می‌رسد اختلاف در این است که اعلام جمهوری در کشور به وسیله کی و چگونه صورت بگیرد. در کشور ترکیه از این موارد پیش آمده که بین احزاب اختلاف شدید ایجاد شده که در نتیجه امور کشور به حال وقفه درآمده. ارتش خود را کنارکشیده و اعلام نموده است که در سیاست دخالت نمی‌کند و از ملت پشتیبانی می‌نماید. پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی هم ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.»
اظهارات و پیشنهاد سپهبد حاتم با توجه به اوضاع بحرانی آن روز کشور و نیروهای مسلح شاهنشاهی و توضیحات فرماندهان نیرو و رؤسا درباره حوادث و وقایع نیروها و امکانات آنها مورد استقبال و تأیید فرماندهان و رؤسای سازمان‌های نیروهای مسلح و ادارات که در جلسه حضور داشتند، قرار گرفت.
در این موقع لازم دیدم اوامر اعلیحضرت را به تیمساران یادآوری کنم. اظهار کردم: به طوری که چند روز قبل که غالب تیمساران حضور داشتند بیان نمودم، اعلیحضرت علاوه بر دستور جلوگیری از خونریزی که همیشه بر آن تأکید می‌نمودند، در جلسه‌ای با حضور نخست‌وزیر و فرماندهان نیروهای سه‌گانه، پشتیبانی ارتش از دولت قانونی را امر فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ فرموده‌اند و علاوه بر این دو نکته، در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ تمامیت و وحدت ارتش شاهنشاهی» را نیز تأکید کرده و اضافه نمودند که در این مورد به وزیر جنگ هم اوامری فرموده‌اند. ارتشبد شفقت وزیر جنگ اظهارات مرا تأیید نمود.
سپهبد حاتم اظهار کرد: «قطعاً منظور اعلیحضرت در مورد پشتیبانی ارتش از دولت تا موقعی بوده که نخست‌وزیر پشتیبان قانون اساسی باشد، نه خواهان جمهوری. حالا که آقای بختیار مانند مخالفین می‌خواهد جمهوری اعلام کند، بنابراین ارتش دیگر وظیفه ندارد از ایشان پشتیبانی کند». سپس اضافه نمود: «از طرف دیگر به طوری که فرماندهان اظهار می‌کنند در وضعیت فعلی ارتش عملاً قادر به پشتیبانی نمی‌باشند، و خیلی دیر شده است. ادامه وضعیت ارتش به این صورت هم نتیجه‌ای جز ادامه خونریزی بیهوده ندارد، به همین دلیل است که پیشنهاد کردم ارتش بی‌طرفی خود را اعلان نماید.»
سپهبد حاتم در دفاعیات خود نیز چنین گفت: «گفتم باید ما به ملت بپیوندیم و اعلان همبستگی کنیم تا به این برادرکشی خاتمه داده شود، چون دیگر شاه به مملکت برنمی‌گردد و ما باید برای بقاء ارتش و نگهداری آن تلاش کنیم.»
سپهبد ربیعی نیز در دفاعیات خود در این مورد چنین می‌گوید: «... از کسانی که خیلی آتشین صحبت کردند سپهبد حاتم بود؛ یکی سپهبد خلعتبری و دیگری معاون پارلمانی وزارت جنگ...، موضع حاتم به عقیده من جانبداری از رفتن بختیار بود و می‌گفت باید برود... معاون پارلمانی وزارت جنگ هم... موضع حاتم را دنبال کرد و خیلی هم خوب صحبت کرد و خیلی داغ. کسی که اول جانشین طوفانیان بود. البته این را جهانبانی هم گفت، ما بارها گفتیم.»
سپهبد فیروزمند معاون ستاد بزرگ ارتشتاران اظهار نمود: «من هم به منظور جلوگیری از خونریزی بیهود با پیشنهاد سپهبد حاتم موافقم ولی با توجه به خواسته اکثریت پرسنل نیروهای مسلح عقیده دارم که لازم است با ملت ایران همبستگی اعلام شود.»
سپهبد فیروزمند در دفاعیات خود نیز گفت: «در روزهای آخر بالاخص بعد از تاریخ رفتن شاه ما احساس می‌کردیم که دیگر زمینه برای ادامه سلطنت از بین رفته است.»
سپهبد معصومی نائینی معاون پارلمانی وزارت جنگ، پس از تشریح وضع بحرانی کشور و احساسات مردم اظهار داشت: «اعلیحضرت از کشور خارج شده‌اند، آنچه روشن است این است که مراجعتی هم در بین نیست. ملت ایران مدت‌ها است یکپارچه نشان داده‌اند که طرفدار و خواستار آیت‌الله خمینی هستند و کسی طرفدار دولت آقای بختیار نمی‌باشد. مملکت دارد از بین می‌رود. آقای بختیار هم در این مدت عملاً نشان داده که در مقابل اراده ملت ایران قادر به عملی نیست. بنابراین من هم عقیده دارم که برای جلوگیری از خونریزی و خاتمه دادن به این وضعیت ناگوار اعلان همبستگی شود.»
سپهبد خلعتبری معاون اطلاعاتی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی ضمن تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«به طوری که گفته شد آقای بختیار هم در تمام این مدت تلاش کرده است که جمهوری اعلان کند. همه می‌دانیم که ایشان به هیچ‌وجه طرفداری بین مردم و پرسنل نیروهای مسلح ندارد. به همین جهت من هم عقیده دارم که با ملت اعلان همبستگی شود.»
سپهبد حسین جهانبانی معاون پرسنلی فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد فیروزمند اضافه نمود: «بیش از یک ماه است که بارها ما در نیروی زمینی گفتیم باید همبستگی اعلام کنیم ولی توجه نکردند.»
ارتشبد جعفر شفقت وزیر جنگ، ضمن موافقت با پیشنهاد سپهبد حاتم اظهار کرد:
«باید ارتش را حفظ و از متلاشی شدن آن جلوگیری کنیم.» ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات پس از تأیید پیشنهاد سپهبد حاتم اضافه نمود:
«به نظر من هم دیر شده است.»
پس از صحبت و اظهار نظر چند نفر دیگر از تیمساران که عده‌ای از آنها طرفدار اعلان «بیطرفی» و تعدادی دیگر موافق اعلام «همبستگی» بودند، اظهار کردم: حالا که با توجه به اظهارات فرماندهان نیرو و وضعیت نیروهای مسلح و امکانات آنها پیشنهاد سپهبد حاتم مورد توجه تیمساران قرار گرفته و به منظور جلوگیری از خونریزی و حفظ تمامیت ارتش عده‌ای طرفدار اعلان بی‌طرفی و تعدادی دیگر خواهان اعلان همبستگی هستند، دو نکته را یادآوری می‌کنم: اولاً به طوری که تیمساران اطلاع دارید برابر قوانین و مقررات، ارتش حق دخالت در سیاست را ندارد. ثانیاً با توجه به اوامر اعلیحضرت در مورد حفظ وحدت و تمامیت ارتش بهتر است که وحدت نظر باشد. تیمساران هر نظری دارید بیان کنید تا بحث شود، بلکه شورا به اتفاق آراء تصمیم بگیرد.
پس از اظهارنظر و بحث چند نفر از جمله سرلشکر خسروداد فرمانده هوانیوز که طرفدار اعلان همبستگی بودند، و سپهبد حاتم اظهار نمود: «تیمساران به قدر کافی اظهارنظر کردند، اگر تیمسار ریاست ستاد اجازه می‌دهید رأی گرفته شود.» رأی گرفته شد. «بی‌طرفی ارتش» به اتفاق آراء مورد تصویب فرماندهان و رؤسای ادارات و سازمان‌‌های نظامی قرار گرفت.
بعد از قرائت مجدد صورتجلسه و توافق نظر در متن اعلامیه ارتش به شرح زیر، فرماندهان و رؤسا آن را تأیید و امضا نمودند:
«اعلامیه ارتش: ارتش ایران وظیفه دفاع از استقلال و تمامیت کشور عزیز ایران را داشته و تاکنون در آشوب‌های داخلی سعی نموده است با پشتیبانی از دولت‌های قانونی این وظیفه را به نحو احسن انجام دهد. با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 روز 22 بهمن 1357 تشکیل و به اتفاق تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر بیطرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام کند و به یگان‌های نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت شریف و نجیب و میهن‌پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته‌های ملت شریف ایران با تمام قدرت پشتیبانی می‌نماید.»
و این نامه در بعد از ظهر روز 22 بهمن از رادیو قرائت شد و...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

كتاب های اسماعیل اسدی دارستانی

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-04:28 ب.ظ

 

كتابهای اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و پژوهشگر دینی - فعال حقوق بشر و محیط زیست...

1- خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام 

2-  تا زنده ام بسیجی ام

3.
داستانهای آسمانی ایران  
داستانهای آسمانی ایران پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 06 تیر، 1388
قیمت پشت جلد:  18000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
4.
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن  
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 1
قیمت پشت جلد:  33000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
5.
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی  
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: پیام سبحان - 20 اسفند، 1390
قیمت پشت جلد:  95000 ریال
 

 چهار كتاب و‌اثار این نویسنده در حال تالیف و مراحل چاپ است ...







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افسران ارشد ارتش شاهنشاهی - افسران انتظامی

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-04:27 ب.ظ

در این پست تا پایان بهمن ماه به تدریج  تصاویر  تعدادی از افسران ارتش شاهنشاهی را به همراه آخرین مسوولیتها و سرنوشتشان قرار خواهم داد.کاری به این ندارم که گناهکار بودند یا خیر گرچه بر این باورم اکثریت آنها مستحق تحقیر و مرگ نبودند  dardnews.ir  درجه دار بازنشسته ارتش

اا دارستانی

×هرگونه نظر جانبدارانه یا نقادانه توام با بی حرمتی،فورا حذف خواهد شد

1-سپهبد عیسی بقراط جعفریان : از افسران بسیار برجسته و مقتدرنیروی زمینی که ابتدا فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز بود و سپس استاندار خوزستان شد. در 23 بهمن 1357 به دلیل سانحه سقوط هلیکوپتر که برخی آنرا ناشی از تیراندازی انقلابیون به بدنه هلیکوپتر و برخی دیگر ناشی از درگیری و تیراندازی در داخل هلیکوپتر می دانند کشته شد

 

2 - سپهبد هوشنگ حاتم: از  افسران نیروی زمینی که مسوولیتهایی همچون فرمانده توپخانه لشکری لشکر پیاده گارد و فرمانده مرکز آموزش توپخانه اصفهان را به عهده داشت. آخرین مسوولیت ایشان جانشین فرمانده ستاد ارتش بود - بعد از 22 بهمن57 چندین ماه بازداشت بود و در اواخر سال 58 تیرباران گردید

3- ردیف اول : سپهبد مهدی رحیمی از افسران رشید نیروی زمینی که مسوولیت معاون فرمانده گارد شاهنشاهی و معاون عملیاتی فرماندار نظامی تهران (ارتشبد اویسی) را به عهده داشت و پس از خروج اویسی از ایران، فرمانداری نظامی تهران و سرپرستی شهربانی کل کشور را نیز در دست گرفت - در 26 بهمن 57 بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد

4- ردیف دوم نفر اول از راست : سپهبد عبدالعلی بدره ای لرستانی فرمانده گارد شاهنشاهی و آخرین فرمانده نیروی زمینی - در22بهمن 57 در ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان ،مورد اصابت گلوله شورشیان مسلح قرار گرفت و کشته شد

5- نفر اول از چپ سپهبد علیمحمد خواجه نوری رییس اداره سوم ستاد ارتش (اداره  عملیات)و از افسران مجرب و مسلط  به دانش نظامی در نیروی زمینی که بعد از بهمن 57تیرباران گردید

6- سپهبد ناصر مقدم : مدتها در اداره سوم ساواک ( اداره امنیت داخلی) مشغول به کار بود و سپس رییس  اداره دوم (‌رکن 2 )  ستاد ارتش شد. مقدم در اواخر حکومت پهلوی به ریاست ساواک رسید - در فرودین 58 تیرباران شد 


7 - سپهبد حسین رستگار نامدار : از مسوولیتهای ایشان می توان به جانشینی فرمانده نیروی زمینی و فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان اشاره نمود- بعد از 22 بهمن 57 بازداشت و سپس تیرباران گردید

8- نفر اول از چپ سپهد امیرفرهنگ خلعتبری از افسران کاردان ارتش که در سال 57 معاون عملیاتی نیروی زمینی بود - بعد از انقلاب تیرباران گردید 

9- نفر اول از راست : سرلشکر کاظم ریاحی آخرین فرمانده لشکر پیاده گارد که از تواناترین افسران نیروی زمینی ارتش به شمار می رفت - در شامگاه 21 بهمن به هنگام عزیمت به مرکز آموزشهای هوایی دوشان تپه جهت کمک رساندن به مامورین فرمانداری نظامی،  هدف حمله انقلابیون مسلح قرار گرفت و درمیدان امام حسین فعلی کشته شد 

 

10- دو تصویر بالا متعلق به سرلشکر منوچهر خسروداد از بالیاقت ترین افسران نیروی زمینی، پایه گذار و فرمانده گردان چترباز و سپس تیپ نیروی ویژه هوابرد و از سال1350 به بعد فرمانده هوانیروز - در شامگاه 26 بهمن 57 بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد

11 - نفر اول از چپ : سرلشکر محمد امین بیگلری که فرماندهی لشکر پیاده گارد و معاونت فرماندهی همین لشکر را در کارنامه کاری خود دارد - در 22 بهمن 57 هنگامی که مسوولیت معاون لشکر پیاده گارد را به عهده داشت، در حمله انقلابیون مسلح به ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان، به همراه سپهبد عبدالعلی بدره ای(‌فرمانده نیروی زمینی) هدف گلوله قرار گرفتند و هر دو کشته شدند

 

12 - نفر وسط سرلشکر رضا ناجی : افسری  سختکوش، منضبط و بسیار جدی بود که در طول دوران خدمت نظامی خود، مسوولیتهایی همچون فرمانده توپخانه لشکری در لشکر 16 زرهی قزوین،معاون فرمانده لشکر پیاده گارد ( در زمان فرماندهی سرلشکر جلال پژمان) و فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان را به عهده داشت. در مرداد 57 به فرمانداری نظامی اصفهان منصوب گردید. در 26 بهمن 57 به اتهام سرکوب و کشتار مردم اصفهان، محاکمه و در ساعت 11:40 دقیقه همین شب، بر بام مدرسه رفاه تیرباران گردید

13 - سرلشکر علی نشاط : آخرین فرمانده تیپ زبده و مستقل گاردجاویدان بود که این تیپ، خود تحت امر فرمانده گارد شاهنشاهی(سپهبد بدره ای) قرار داشت. سرلشکر نشاط در فروردین ماه 1358، تیرباران گردید

 14 - سرلشکر احمد بیدآبادی درزمان انقلاب فرماندار نظامی تبریز بود. بعد از 22 بهمن 57 مدتی بازداشت شد و سپس محاکمه و تیرباران گردید. .

 

15 - سرتیپ زرهی نعمت اله معتمدی کردستانی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین و سرتیپ منوچهر ملک معاون لشکر که فرمانداری نظامی قزوین را نیز به عهده داشتند و هر دو نفرپس ازضرب و شتم و بازداشت به تهران انتقال یافته و در اسفندماه 57 تیرباران شدند . در نوشته ای مضحک که از عدم اطلاع درباره قوانین فرمانداری نظامی و همچنین سلسله مراتب فرماندهی ارتش حکایت می کند می خوانیم :

((سرتیپ نعمت الله معتمدی  فرمان داده بود تا تانک ها و نفربرهای نظامی از روی تن گروهی زن و مرد و کودک که در روزهای سرد زمستان در صف نفت و نان ایستاده بودند بگذرند.سرتیپ ملک نیز سوار بر جیپ در حالیکه به مردم دشنام می داد دستور داد همه را به گلوله ببندند))

این در حالی است که به شهادت سرتیپ محمود فردوسی فرمانده گردان 220 تانک لشکر 16 که در جنگ ایران و عراق حماسه ها آفرید، سرتیپ معتمدی به همراه ایشان جلوی در پادگان خوابید تا مانع عبور تانکها شود اما گروهی از سربازان متعصب، دست و پای این دو را گرفتند و به گوشه ای انداختند و عبور کردند این یعنی نظم و قانون و دستور و مقررات معنایی نداشت و همه چیز از هم پاشیده بود . کاری از معتمدی هم ساخته نبود و قدرت در خیابانها ، وضعیت را تعیین می نمود 

16 - سرتیپ جهانگیر اسفندیاری :فرمانده تیپ 3 لشکر 92 زرهی اهواز و فرماندار نظامی آبادان در اواخر سال 57 بود. بعد از انقلاب ، بازداشت و تیرباران گردید

 

17 - سرتیپ خلبان ایرح امینی افشار : فرمانده پایگاه رزمی - پشتیبانی هوانیروز اصفهان بود که در دوران انقلاب مسوولیت فرمانداری نظامی شهرستان نجف آباد اصفهان را نیز به عهده داشت. بعد از انقلاب ، بازداشت و در 18 فروردین 1358 تیرباران گردید

18 - سرلشکر ولی محمد زندکریمی : رییس سازمان اداره زندانها بود. نگارنده از سوابق خدمتی و همچنین مدت مسوولیت این افسر در سازمان زندانها ، مطلبی به دست نیاورد، اما اگر اقدامات سرگرد ق، سروان ژ و سرهنگ ز علیه زندانیان سیاسی در زمان تصدی ایشان صورت گرفته باشد ، مسوولیت بسیار سنگینی برایش ایجاد نموده است. سرلشکر زندکریمی در اسفند 57 تیرباران شد

از چپ : 19 - ارتشبد جعفر شفقت و 20 - سپهبد عبدالمجید معصومی نایینی 

ارتشبد شفقت،ریاست ستاد نیروی زمینی، ریاست سرای نظامی، جانشینی فرمانده ستاد ارتش، استانداری آذربایجان شرقی و سرانجام وزرات جنگ در کابینه دکتر شاهپور بختیار را در کارنامه خدمتی خود دارد. از سوابق خدمتی سپهبد معصومی نایینی اطلاعی در دست نیست اما آخرین مسوولیت ایشان معاون پارلمانی وزارت جنگ در کابینه بختیار بود. هر دو نفر از اعدامهای اوایل انقلاب جان به در بردند

21 - سرتیپ غلامحسین علایی : پس از طی مدارج نظامی، مدتی وابسته نظامی ایران در کشور عراق بود و در دوره انقلاب فرماندهی پادگان مسجدسلیمان و ریاست کارخانه تانک سازی - تعمیرتانک مسجد سلیمان را به عهده داشت. سرتیپ علایی در خرداد 58 تیرباران گردید

22 - سپهبد جلال پژمان : سپهبد پژمان مسوولیتهایی همچون فرمانده گارد مجلس شورای ملی در درجه سروانی، رییس ستاد لشکر پیاده گارد ر درجه سرهنگی، فرمانده تیپ نادری از لشکر پیاده گارد در درجه سرتیپی و فرمانده لشکر پیاده گارد به مدت 6 سال در درجه سرلشکری را در کارنامه کاری خود دارد. جلال پژمان با رسیدن به درجه سپهبدی به ستاد ارتش منتقل شد و فرماندهی اداره چهارم این ستاد را به عهده گرفت. با پیروزی انقلاب، در 25 بهمن 57 بازداشت و پس از چندین ماه حبس به دلیل عدم وجود شاکی و اتهام خاصی، آزاد شد اما دیری نپایید که با پرونده سازی یکی از درجه داران سابق لشکر گارد که ظاهرا به انقلابیون پیوسته بود مجددا بازداشت شد و تا مرز اعدام هم رفت اما در نهایت پس از کش و قوسهای فراوان به حبس طولانی مدت محکوم شده و 4 سال را هم در زندان گذرانید. ایشان پس از گذشت 4 سال از دوران محکومیت، مشمول عفو قرار گرفته و آزاد شدند

23 - سپهبد احمدعلی محققی : مدتی در اطلاعات ( رکن 2 ) ژاندارمری فعال بود و در زمان فرماندهی عباس قره باغی بر ژاندارمری، مسوولیت جانشینی ایشان را بر عده داشت. پس ازرسیدن قره باغی به مقام وزارت کشور در کابینه ارتشبد ازهاری، سپهبد محققی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد. با پیروزی انقلاب ، سپهبد محققی از سوی مهدی بازرگان به عنوان سرپرست ژاندارمری کل کشور منصوب شد اما بیش از چند ماه در این پست دوام نیاورد و برکنار گردید. محققی پس از برکناری، ایران را ترک کرد

 

24 - سرتیپ فضل اله ناظمی : فرمانده تیپ 2 لشکر پیاده گارد موسوم به تیپ آهنین که در بهار سال 1358 تیرباران گردید

25 - نفر اول از راست : سپهبد چنگیز وشمگیر

چنگیز وشمگیر در اوج انقلاب 57، معاون فرمانده نیروی زمینی ( سپهبد بدره ای ) بود. بعد از انقلاب بازداشت شد و در جلسه دادگاه ظاهرا عکسهای خانوادگی اش به عنوان مظاهری از فساد منتشر گردید. وشمگیر بعد از دادگاه به اتفاق سپهبد پژمان به سراغ صادق طباطبایی رفت ( طباطبایی برای ملاقات زندانیان آمده بود) و اعتراض شدیدی به ایشان نمود اما از آنجاییکه صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب مسوولیتی نداشت این اعتراض به جایی نرسید. وشمگیر که از نظر روحی به شدت آشفته شده بود و همچنین حدس می زد چه حکمی درباره اش صادر خواهد شد با خوردن تعداد زیادی قرص لومینال ( به علت بیماری ، این دارو را مصرف می نمود) در اواخر بهار 58 به زندگی خود پایان داد

26 - سپهبد خلبان نادر جهانبانی : از خلبانهای نیروی هوایی و پایه گذار تیم آکروجت ایران ( تاج طلایی ) بود. زنده یاد جهانبانی جانشینی فرمانده نیروی هوایی و سمتهای نظامی دیگری را در کارنامه کاری خود دارد. در اواخر حکومت پهلوی ایشان به مشاغل غیرنظامی و ورزشی مشغول بودند. سپهبد جهانبانی در اسفند 57  به فرمان صادق خلخالی تیرباران گردید

27 - سپهبد امیر کامیاب پور : از امرای ارشد نیروی هوایی و فرمانده پدافند هوایی ارتش بود. بعد از انقلاب به اجبار بازنشسته گردید. سپهبد کامیاب پور ظاهرا از خشونت های اوایل انقلاب، جان به در برده است

28 - سپهبد خلبان امیر حسین ربیعی : از بهترین خلبانهای نیروی هوایی که دوره های آموزشی خود را در ایالات متحده و آلمان غربی گذرانده بود. ربیعی از سال 1354 به بعد فرمانده نیروی هوایی بود و رابطه ای بسیار خوب با ژنرال های ایالات متحده داشت . ربیعی در کابینه نظامی ارتشبد ازهاری با حفظ سمت به عنوان سرپرست وزارت مسکن و شهرسازی برگزیده شد که البته عمر این کابینه دیری نپایید. با پیروزی انقلاب سپهد ربیعی بازداشت ،محکوم و فروردین ماه 1358 به حکم صادق خلخالی تیرباران گردید

29 - سپهبد هاشم برنجیان : از امرای ارشد نیروی هوایی که از مسوولیتهای ایشان می توان به رییس بازرسی و امنیت پرواز نیروی هوایی و فرمانده ض اطدلاعات نیروی هوایی اشاره نمود. سپبد برنجیان بعد از انقلاب بازداشت و تیرباران گردید

30 - سرتیپ نصرت اله شعاعی : فرمانده پایگاه سوم شکاری همدان ( پایگاه مشهور شاهرخی ) بود که بعد از انقلاب، بازداشت و تیرباران گردید





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo